شهردارآنلاین
 خانه    درباره ما    ارتباط با ما    ارسال خبر و یادداشت  
پنجشنبه، 28 شهریور 1398 - 02:17   
  سرخط اخبار:  
 
   شورای شهر  

  لزوم اطلاع رسانی و انعکاس گسترده تر تحولات زیرساختی پایتخت


  بازدید عضو هیئت رئیسه شورا از ۲ پروژه عمرانی


  شهردار تهران عازم اروپا می شود


  هماهنگی میان دولت و شهرداری به نفع شهروندان است


  رابطین خبری تولید کننده محتوای فاخر خبری حوزه خود هستند


  هیچ فعالیت محرمانه‌ای در شهرداری تهران نداریم


  رای شهروندان به «تهرانی برای همه»


  بازدید رئیس شورای اسلامی شهر تهران از روند احداث پارکینگ طبقاتی امیرکبیر


  در جلسه نهاد ریاست جمهوری با حضور شهردار و رئیس شورای شهر تهران چه گذشت؟


  بررسی اجاره‌های ۳۰ میلیون تومانی پیاده‌رو خیابان سی‌تیر روی میز شورای شهر تهران


- اندازه متن: + -  کد خبر: 49620صفحه نخست » فرهنگی و اجتماعییکشنبه، 12 فروردین 1397 - 10:00
احمد صادقی
بحران الویت نبوده است
بحران الویت نبوده استشهردارآنلاین: با احمد صادقی رییس سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران در یکی از روزهای پایانی اسفتدماه دقیقا در روزی که در بهارستان استیضاح وزیر کار در جریان بود به گفت و گو نشستیم. وارد اتاق که می‌شویم برخلاف انتظار تلویزیون و رادیو خاموش است. پشت میزش نشسته و آمار را مرور می‌کند. با تعجب وقتی می‌پرسیم که استیضاح را دنبال نمی‌کند خیلی سرد پاسخ می‌دهد به حوزه من مربوط نیست! متن گفت و گوی شهردارآنلاین با صادقی را در ادامه می خوانید.
  

رییس سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران اما آرام و خونسرد است. از پایگاه های ایجاد شده برای شرایط اضطراری می گوید و روش مدیریتی شهر تهران. او اما از اینکه بحران الویت مدیران کشور نبوده است هم سخت گلایه دارد. از مردمی که تردیدگرا هستند و حاضر نیستند برای جلوگیری از بحران ها هزینه کنند می گوید و تاکید می‌کند که باید بر روی مولفه های اجتماعی که در این مورد تاثیرگذار هستند کار کرد.

با احمد صادقی رییس سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران در یکی از روزهای پایانی اسفتدماه دقیقا در روزی که در بهارستان استیضاح وزیر کار در جریان بود به گفت و گو نشستیم. وارد اتاق که می‌شویم برخلاف انتظار تلویزیون و رادیو خاموش است. پشت میزش نشسته و آمار را مرور می‌کند. با تعجب وقتی می‌پرسیم که استیضاح را دنبال نمی‌کند خیلی سرد پاسخ می‌دهد به حوزه من مربوط نیست! متن گفت و گوی شهردارآنلاین با صادقی را در ادامه می خوانید:

*اتفاقا امروز استیضاح وزیر کار هم در مجلس در جریان است. فکر می‌کنم که تا اندازه ای حوزه کاری شما و وزارت کار مرتبط است. اینطور نیست؟

نه آنچنان. بیشتر در حوزه تاب آوری با یکدیگر اشتراکاتی داریم. شاخص‌های متعددی برای ارزیابی تاب‌آوری وجود دارد. زمانی بود که همه به این موضوع فکر می‌کردند که برای در امان بودن بنا را مقاوم بسازند. شاهد بودیم که مقاوم هم ساختیم اما در امان نبودیم.

 مشخص شد که خیلی از شاخص‌های دیگر هم می‌تواند در بخش تاب‌آوری کمک کننده باشد. حدودا 66 شاخص تاب‌آوری در سطح بین‌المللی را بومی کرده‌ایم و در مطالعاتی که سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهرداری تهران داشته است به این نتیجه رسیده‌ایم که در بخش تاب‌آوری مولفه‌هایی اجتماعی و اقتصادی همچون فقر، سواد و مسائل اعتقادی در این میان نقش بسیار موثری دارند.

 مثلا در حوزه اعتقادی مردم کشور ما تقدیرگرا هستند و می‌گویند هر چه خدا بخواهد همان می‌شود و خیلی به دنبال این نیستند که برای حفظ جان و مالشان از قبل برنامه‌ریزی کنند. همیشه با توکل به خدا جلو می‌روند.

 این یکی از مسائلی است که تاب‌آوری را پایین می‌آورد. یعنی اگر در حوزه‌های علمیه در مورد مسائل اعتقادی کار شود بی‌شک به مدیریت بحران هم کمک می شود. 

یکی دیگر از مولفه‌های جدی در این میان هم بحث فقر و میزان درآمد مردم است که اگر شرایط درآمدی مناسب باشد در سبد هزینه های خانواده بحث مدیریت بحران را هم می‌توانند ببینند. افرادی که برای احتیاجات اولیه‌شان از لحاظ مالی در مضیقه هستند خیلی برایشان مهم نیست که مقاوم بسازند و یا آنکه آموزش‌های لازم را در مورد بحث ایمنی ببینند یا اصلا برای آن هزینه کنند. اینها تمام مواردی است که ارتباط همه دستگاه ها از جمله وزارت کار را می طلبد.

هیچ توسعه ای در هیچ کشوری رخ نمی‌دهد مگر اینکه به مسائل تاب‌آوری توجه صورت بگیرد. در تحقیقات سازمان ملل متحد مشخص شده است که اگر یک دلار در مسیر ایمنی هزینه شود 15 دلار از خسارات احتمالی ناشی از بحران‌ها کم خواهد شد. این کار نیاز به یک فرهنگ‌سازی دارد چون اگر آن فردی هم که شرایط خوب اقتصادی و درآمدی ندارد در این مسیر هزینه کند از هزینه‌های بعدی جلوگیری می‌کند. 

یک چرخه بهم پیچیده‌ای است که اگر این چرخه حرکت کند کل این سیستم را به جریان می‌اندازد. ما یک تحقیقی داشتیم که آیا حوادث بر مولفه‌های اجتماعی تاثیر می‌گذارد؟ که قطعا می‌گذارد. چراکه یکی از پیامدهای حوادث بحث خسارات مالی و خسارات جانی جبران ناپذیر است که این نقطه شروع برخی آسیب های اجتماعی است. ما به این نتیجه رسیدیم که مولفه های اجتماعی می‌تواند در رخداد حوادث تاثیر داشته باشند. اینها موضوعاتی هستند که خیلی کم به آنها در کشور ما پرداخته شده است. 

در کشور ما مدیریت بحران را تنها بعد از بحران دیده‌اند که خسارت پرداخت شود و  به صورت کلی مدیریت جامعی که بتواند ریسک کند دیده نشده است. در نتیجه ساختار ما هم بر همان اساس چیده شده است. زمانی که ساختار ما پیشگیرانه نباشد تمرکز در تصمیم‌گیری و فرماندهی واحد هم وجود ندارد. در نتیجه بعد از هر اتفاقی باید از حضرت آدم تا مردم امروزی عذرخواهی کنم و انتقادهای بسیاری را بشنوم.

*من دوست دارم تعریف خود شما را از کلمه «بحران» بدانم. شما به چه شرایطی بحرانی می گویید؟

ما باید یک تعریف واحد داشته باشیم که همه آن را بپذیرند. تعریف هم همان تعریف بین‌المللی است و تعریف شخص من نیست. هر تنشی که وضعیت زندگی مردم را از حالت عادی خارج کند و آنها را متحمل درد و مشقت کند بحران است. میزان برگشت‌پذیری آن هم از شاخص‌های مدیریت بحران است.

*با این تعریف از نگاه شما حادثه پلاسکو هم یک بحران بود؟

بله. بحران بود! البته بحران سطح‌بندی‌های متفاوتی دارد و حادثه پلاسکو هم در سطح بحران محلی قرار داشت که در یک سطح جغرافیایی کوچکی اتفاق افتاده اما ابعاد آن خیلی زیاد و بزرگ بود.

*هرچند که به تعریف شما حادثه پلاسکو یک بحران محلی بود اما شاهد بودیم که حتی رییس جمهور هم شخصا درگیر آن شد. برای بعد از اتفاقات برنامه‌های مشخصی وجود ندارد. مثلا شاهد بودیم که مدیریت‌های متعددی در مورد این حادثه صورت می‌گرفت. واکنش‌ها از مراجع مختلفی گرفته می‌شد. این خلاء چقدر در مدیریت بحران شهر تهران جدی است؟

در مدیریت بحران زمان تصمیم‌گیری خیلی مهم نیست بلکه زمان اجرا است که مهم است. شما باید از قبل تصمیمات را گرفته باشید. از نگاه علمی هم باید یکسری دستورالعمل‌ها و استانداردها از قبل تدوین شده باشد و یک ساختاری مشخص شود و ارکان ساختار وظایفشان را بدانند و برای هر کدام از دستگاه‌های عمل کننده در این ساختار وظایف مشخص شود و هر کدامشان در سطوح مختلف یک استانداردی داشته باشند.

 این شرایط تنها در تهران وجود دارد. در سال 1382 طرح جامع مدیریت بحران به تصویب هیات دولت رسیده ولی با توجه به اینکه این طرح نواقصی داشته اجرایی نشده است. در هیچ جای کشور ما چنین طرحی نداریم.

*این نواقصی که این طرح داشته است در طول این 14 سال قابل حل نبوده یا آنکه عزمی برای این اصلاح وجود نداشته است؟

اتفاقات خوبی افتاده است. مثلا دستورالعمل‌هایی بوده است که می بایست در طول سال‌های گذشته ایجاد می‌شد که ساختاری به نام سازمان مدیریت بحران شهرداری تهران مصوب شود و به تایید وزارت کشور هم رسیده است. بعد از آن گفته شد که این ساختار نیازمند یک قانون ملی است که این قانون هم در مجلس شورای اسلامی به تصویب رسید. قطعا نیازمند تربیت مدیران برای آن ساختار هم هستیم.

*البته منظور از سوال این بود که از نگاه شما این روند تا اندازه‌ای کند جلو نرفته است؟

علتش این است که در کشور ما پایه و اساس مدیریت بحران درست نبوده است.

*بخشی از آن هم ممکن است که به اختلافات موجود میان شهرداران و روسای جمهور وقت برگردد؟ 

قطعا مسائل سیاسی و جناحی در این میان بی تاثیر نبوده است اما فکر نمی‌کنم که آنقدر بر موضوع مدیریت بحران تاثیر گذاشته باشد. بحران جزء الویت‌های مدیریت کشور نیست. من چند مرتبه از یکی از مدیران بالاترم خواستم وقت بیشتری در مورد مسائل مدیریت بحران بگذارد اما او اعلام کرد آنقدر که از او در مورد مسائل فرهنگی و اجتماعی سوال می‌شود اصلا در مورد موضوع مدیریت بحران سوال نشده است. یعنی بحران برای کسی مهم نبوده است.

*البته بخشی هم در این میان به این موضوع باز می‌گردد که مدیران سابق شهرداری مدل مدیریتی‌شان به گونه‌ای بود که خودشان را در میدان مدیر می‌دیدند و بحران‌ها را باید خودشان مدیریت کنند. این خودش یک مشکل نبود؟

بالاخره اینکه شیوه مدیریتی است و ارتباطی با آن ساختار ندارد. در این مورد هم کارهای بسیار خوبی در شهر تهران انجام شده است. تهران تنها شهری است که مرکز فرماندهی دارد و پایگاه‌های مدیریت بحرانش تا سطح نواحی توسعه پیدا کرده است. تنها شهری هم هست که دپوی اقلام زمان حادثه را حداقل در 22 منطقه دارد. تهران تنها شهری است که مبدع تیم های واکنش سریع محلات است. این کارها هم در همین 12 سال صورت گرفته اما کند است. 

*خود شما علت این کند بودن را چه می دانید؟

این کند بودن هم به این موضوع کلی باز می گردد که مدیریت بحران الویت نبوده است. مدیران ما هم منتظر هستند که حادثه پیش بیاید و بر سر صحنه حادثه بروند. چرا ما حضور مدیران ارشد را در زمان حادثه می بینیم؟ چرا که در زمان غیرحادثه به آنجا نیامده‌اند و در زمان حادثه برای دلجویی به میدان می‌آیند. 

*این یک چالش است. زمانی که یک حادثه رخ می‌دهد چون توجه به آن حادثه است برخی مسئولان هم برای دیده شدن به محل حوادث می‌روند. خود این موضوع چقدر مشکل ایجاد می کند؟

من نمی‌دانم هدف دیده شدن است یا خیر اما برای ما حضور مدیران ارشدی که سطح حادثه را رعایت نمی‌کنند و وارد صحنه حادثه می‌شوند یک چالش است. در ادامه افراد دیگری که وارد صحنه حادثه می‌شوند که بحث عملیات امداد و نجات را تحت تاثیر خودش قرار می‌دهد.

البته مقداری هم به دلیل فعالیت‌های رسانه‌ای است. باید در نظر بگیریم که در زمان حوادث مردم بیشترین آمادگی و گیرایی را برای یاد گرفتن دارند و رسانه‌های ما بجای اینکه در این شرایط مردم را تهیج به کمک کنند و به سراغ چرایی‌ها در همان ساعات اولیه بروند، باید در این موقعیت‌ها به دنبال آموزش بروند اما مثلا خبر می‌زنند که فلان وزیر باید استیضاح شود در نتیجه آن وزیر می‌ترسد و به محل حادثه می‌رود.

به عنوان مثال در انگلیس حادثه ای شبیه به پلاسکو رخ داد و بسیار بیشتر از 21 نفر ما هم کشته دادند و هنوز هم که هنوز تعدادی در آن حادثه مفقود شده‌اند اما یک بار هم ندیدیم که شهردار به محل حادثه برود، چرا که شهردار باید کار خودش را انجام بدهد. شهردار اگر به آنجا برود کار نیروهای عملیاتی را خراب می‌کند.

*اما در حادثه پلاسکو آقای قالیباف تقریبا برعکس این شرایط رفتار کردند. از شما خواستند که آنجا نمانید و خودشان ماندند.

نه. اتفاقا آن کار درستی بود. ما یک ستاد و یک فرماندهی میدان داریم. کار ستاد این است که در کنار فرماندهی میدان کار هماهنگی فرماندهی را انجام بدهد. ما هم در اینجا ستاد بودیم. مثلا به ما از فرماندهی اعلام می‌شد که هلی‌کوپتر آبپاش می‌خواهند و وظیفه من هماهنگی با نیروهای نظامی که مجهز به هلی‌کوپتر آبپاش بودند، بود.

ستاد، فرماندهی حادثه نیست. در فرماندهی است که تصمیم گرفته می‌شود چه کاری صورت بگیرد. در مورد حادثه پلاسکو هم همین بود. مثلا در آن زمان ما به این نکته پرداختیم که با آن شدت آوار و درجه دما آیا اصلا امکان زنده بودن کسی وجود دارد؟

بررسی‌های لازم با دستگاه‌ها و سگ‌های زنده‌یاب صورت گرفت و گفتند که چنین امکانی برای زنده ماندن هیچ کس در آن شرایط وجود ندارد. پس ما دیگر عملیات جست و جو و نجات نداشتیم بلکه فقط عملیات آواربرداری داشتیم. ما کتابی را تحت عنوان درس آموخته‌های پلاسکو آماده کرده‌ایم و در آن به این موضوع پرداختیم که چالش‌هایمان در حادثه پلاسکو چه بوده است و چگونه می‌توان آن را مدیریت کرد. 

تا این حد ما خوب پیش رفتیم و  از آنجاییکه فرماندهی میدان تنها یک بعد داشت و در اختیار یک نفر بود آقای قالیباف در این نقش خوب عمل کرد. اما اگر تعداد فرماندهان بیشتر می شد آقای قالیباف نباید آنجا می ماندند.

*در مورد سوله‌های بحران بحث‌های زیادی مطرح می‌شود و عده‌ای پیشنهاد می‌دهند که از این سوله‌ها برای اسکان کارتن خواب‌ها استفاده شود. کمی در مورد این سوله‌ها برایمان توضیح می‌دهید؟

ببینید اصلا این سوله ها جایی برای شب ماندن ندارند. اسم اصلی آن هم پایگاه مدیریت بحران است که حدودا دو هزار متر فضا دارد. یک قسمت آن محل استقرار ستاد مدیریت بحران منطقه است و نمایندگان دستگاه های مختلف برای تصمیم‌گیری در مورد حوادث مختلف آنجا جمع می‌شوند. بخش دیگری از آن مخصوص کلاس‌های آموزشی است و قسمتی از آن هم مشغول اقلام اضطراری زمان حادثه برای گروه‌های مردمی است. ما گروه‌های دوام داریم که هر کدام از آنها کوله پشتی‌های انفرادی در این اتاق دارند. بخش دیگری از این پایگاه مخصوص نصب دستگاه لرزه‌نگار است. قسمتی از این پایگاه هم مخصوص استقرار سه‌دستگاه عمل‌کننده در ساعات اولیه است. هلال‌احمر، آتش نشانی و اورژانس این دستگاه ها را تشکیل می دهند.

این پایگاه ها یک فضای سوله مانند هم دارد که این فضا محل نگهداری تجهیزات لازم برای آن منطقه جغرافیایی است. بر اساس استانداردهای بین‌المللی دو درصد و بر اساس مصوبه هیات دولت باید برای ده درصد خانوار تهران اقلام امدادی دپو شود. باید این قسمت تبدیل به انبار شود.

*و شده؟

بله ما الان 22 پایگاه به این شکل داریم.

*با تجهیزات کامل؟

بله. 22 منطقه است که البته بر اساس مطالعه‌ها باید در 123 ناحیه تهران این کار صورت بگیرد.

*یعنی بیشتر شود؟

بله چرا که در یک زمین 700 متر نمی‌توان اقلام سه میلیون خانوار را دپو کرد. زمانی که حادثه‌ای در تهران پیش بیاید امکان پشتیبانی از بیرون تهران را نداریم، ترافیک می‌شود و امکان دسترسی وجود ندارد . در نتیجه باید پایگاه‌های ما تجهیز شده باشند که با استفاده از آنها در ساعات اولیه توزیع لازم صورت بگیرد. همه فکر می‌کنند ما یکسری سوله خالی داریم که قرار است در زمان حادثه پناهگاه مردم باشد، اما اصلا اینطور نیست و نمی شود که سه میلیون فرد را در 150 پایگاه جا داد. البته این 150 پایگاه در تلاش است در زمان حادثه ملزومات لازم را برای مرم آسیب دیده فراهم کند.

اصلا این سوله‌ها برای اسکان افراد بی خانمان ساخته نشده است. شهرداری گرمخانه‌هایی دارد که می‌توان از آنها برای اسکان کارتن خواب‌ها استفاده کرد.

*اخیرا آقای پرورش مدیرعامل شرکت آب وفاضلاب استان تهران اعلام کرده است منابع ذخیره آبی که در تهران برای روزهای اول حادثه نیاز دارد از 450 تنها دو منبع ساخته شده.

بر اساس مصوبه ای که داریم برای تامین آب هر محله باید یک مخزن داشته باشد . ما 354 محله داریم که باید بر همین اساس 354 مخزن داشته باشیم. این طرح تازه تصویب و ابلاغ شده است . حدود چهار مخزن را به صورت پایلوت نصب کرده‌اند و بایستی طی یک برنامه زمانبندی شده و پس از تامین منابع سایر مخازن هم نصب شود. 

*در مصوبه ای که داشتیم مشخص نشده که از کدام محل تامین مالی باید صورت بگیرد؟

آقای پرورش طرح را آوردند و طرح به شورای شهر رفت و در آن طرح منابع دیده شده است که انشالله با تصویب شورای شهر و حمایتی که وزارت نیرو از این طرح می‌کند این مخازن ایجاد خواهد شد.

*پیش بینی شما از زمان نهایی شدن این طرح چیست؟

کار تقریبا شروع شده است. انشالله با مصوبه شورای شهر می توانیم از منابع مشارکتی استفاده کنیم .

*در حال حاضر مدیریت بحران تهران با شهردار تهران است. البته گویا وزیر کشور خواسته‌اند که در مورد تهران نیز همچون سایر شهرها استاندار مدیریت را بر عهده داشته باشد. فارغ از بحث های سیاسی شما چنین کاری را مثبت می بینید یا خیر؟

من فکر می کنم که اینگونه تصمیم‌گیری‌ها نشان می دهد که تعریف درستی از مدیریت بحران نداریم. در تمام دنیا یک سطح بندی از حادثه وجود دارد. در قوانین موضوعه بحران در دنیا هم دقیقا تکلیف همه سطوح روشن است. شما اگر در خانه تان اتفاقی بیفتد چه کسی باید بحران را مدیریت کند؟ اگر از خانه بالاتر برویم و در سطح محلات چه کسی باید مدیریت کند؟ در سطح جغرافیایی روستا را چه کسی مدیریت می کند؟ قانون ما در سطح شهرستان را مشخص کرده است و فرماندار رییس شهرستان است. در دنیا از پایین به بالا شروع کرده اند و می گویند مدیر شهر مدیر بحران است چرا که تجهیزات دارد و شهر را می شناسد. نه فرمانداری که اصلا شهر را نمی شناسد.

مدل موفق دنیا همین سطح بندی است. سطح محلی از سطح حاکمیتی جدا است و هر کدام یک وظیفه مشخص دارد. تنها جایی که این قضیه دیده شده است در شهرداری تهران است و من توصیه می کنم پیشرفت تهران و مدیریت بحران آن را نسبت به سایر شهرها بسنجند.

 می توانیم مدلی که در مورد مدریت بحران داریم را در اصفهان یا مشهد ببینیم؟ من اعتقاد ندارم که مدیریت بحران باید در دل وزارت کشور باشد تا وزیر کشوری که هزار دغدغه دارد یک دغدغه جدید هم داشته باشد. استاندار و فرماندار هم همینطور است. 

 

   
  

اضافه نمودن به: Share/Save/Bookmark

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
 
  کد امنیتی:
 
   اخبار ایران و جهان  
  استقبال بی‌نظیر از اجرای شهریور ۹۸ ارکستر سفیدکوب مطابق انتظار ما بود

  سارق اطلاعات کارت‌های بانکی شهروندان دستگیر شد

  لایحه تامین امنیت زنان تا نیمه شهریور از دستگاه قضایی به دولت می‌رود

  پشت‌پرده سرقت خودروهای لوکس توسط دختر پولدار

  سکه به ۴ میلیون و ۴۵ هزار تومان رسید

  تداوم هوای گرم در بیشتر نقاط کشور

  اعترافات یک قاتل / قتل همسر بخاطر پول

  جزئیات جلسه غیرعلنی مجلس درباره قیمت بنزین از زبان لاریجانی

  چرا ماکارونی و خرما گران شد؟

  اسامی پربارش‌ترین استان‌ها طی دو روز آینده

 
 
 
::  پیوندها ::  نسخه تلکس
© شهردارآنلاین 1392
info@shahrdaronline.com
پشتیبانی توسط: خبرافزار
  خبر فوری: بازدید سرزده شهردار تهران از محل احداث ساختمان پلاسکو