شهردارآنلاين :: پايگاه جامع خبري مديريت شهري : ورزش همگاني و ضرورت توجه به منش پهلواني
چهارشنبه، 21 خرداد 1399 - 10:13 کد خبر:61152

يادداشت پيروز حناچي، شهردار تهران در روزنامه همشهري

باب اول- «درِخانه بازها» عنواني بود كه تهراني‌هاي قديم به پهلوان حمزه‌علي و چند پهلوان ديگر پايتخت داده بودند؛ همان ايامي كه «زورخانه» مسجد دوم شيعيان بود.
حالا يكصدسال از آن روزگار گذشته اما بناي زورخانه «پهلوان‌پور» هنوز پابرجاست و هنوز هم از آن آواي پهلواني به گوش مي‌رسد و ضرب مرشد در كوچه پس‌كوچه‌هاي حسن‌آباد مي‌پيچد و در تمام تهران هم.
صداي پهلواني و ضرب زورخانه اصلا نوايي نيست كه خاموش شود و چراغي نيست كه بميرد و يا چرخي كه از حركت بازايستد.
اين را تاريخ گواهي داده است؛ گواهي داده كه چگونه ورزش، ادب پهلواني و آداب باستاني با هم يكي شدند و از مردانِ مردِ روزگار، «پورياي ولي» ساختند و «تختي» را بر تخت اسطورگي نشاندند.
تاريخ مي‌نويسد: زورخانه در ۷۰۰سال پيش به‌وسيله پورياي ولي كه ظاهرا از مردم آذرآبادگان بوده، تأسيس شد.
در دانشنامه بروك هاوس نيز آمده است: در مقطع زماني خاص پيش از ۱۲۰۰سال پيش كه صلح نسبي بر ايران حكمفرما بود، جنگجويان ايراني افزار نبرد ازجمله گرز و كمان و سپر را جهت آماده‌سازي‌ بدن براي آينده، تبديل به افزار ورزشي نموده، به ورزش با آنها مي‌پرداختند.

باب دوم- ورزش در ذات خود، سلامت روح و تن و روان را به ارمغان مي‌آورد و نيكوتر آنكه ورزش همگاني كه سلامت عامه مردم را نشانه رفته است، آنگاه كه با منش پهلواني در هم آميزد و سايه‌سار زندگي مردمان شود، موجب بركتي پايدار در حيات اجتماعي خواهد شد.
وجه اشتراك ورزش همگاني و ورزش‌هاي پهلواني را مي‌توان در آداب و اخلاق جاري و ساري در آن جست‌وجو كرد.
ورزش همگاني كه نشاني از رقابت و قهرماني در خود ندارد، بيش از هر مقوله‌اي به ورزش باستاني و زورخانه‌اي نزديك شده است.
بدون ترديد يكي از رسالت‌هاي ورزش همگاني و البته تبعات نيكوي آن، ساخت هنجارها و تقويت پيوندهاي اجتماعي است.

باب سوم- مديريت شهري تهران در سال‌هاي اخير كوشيده است تا با گسترش و فراگيركردن ورزش و قراردادن آن در سبد خانوارها، گامي مطمئن و مؤثر در مسير ساخت شهري سالم با شهرونداني سالم بردارد و اين موضوع كه يكي از مؤلفه‌هاي اصلي توسعه‌يافتگي است را در فرهنگ عامه مردم ماندگار و نهادينه كند.
در اين مسير، الهام از آموزه‌هاي ورزش باستاني و مدد گرفتن از روح پهلواني، در قالب ورزش‌هاي محله‌اي، احيا شد. اين امر نه‌تنها هويت محله‌اي را زنده كرده، بلكه انسجام و همبستگي اجتماعي در محلات را رقم زده است.
نگارنده اين سطور معتقد است با تقرب و نزديكي آموزه‌هاي اخلاقي فرهنگ ورزش باستاني و زورخانه‌اي به ورزش‌هاي همگاني، نه‌تنها سلامت، نشاط، شادابي و كارآمدي به جامعه هديه داده مي‌شود، بلكه مي‌توان در مسير ارزش‌هاي فراموش‌شده اخلاقي نيز گام‌هاي اساسي برداشت و با تأسي به الگوها و اسطوره‌هاي اخلاقي، غناي اين فرهنگ چندهزارساله پرافتخار را به رخ كشيد.