شهردارآنلاين :: پايگاه جامع خبري مديريت شهري : تهران را به جهان بشناسانيم
شنبه، 11 آبان 1398 - 11:20 کد خبر:60893

 


ديپلماسي شهري، تهران، روابط پايتخت هاي جهان و توسعه شهرنشيني در گفت وگو با پيروز حناچي

تهران را به جهان بشناسانيم 
 ‌
جالب اينكه خواهر خواندگي ميان شهرها كه اجازه مَي دهد دو شهر خواهر خوانده ، فراتر از ساير شهرها بهم نزديك شده و روابط تجاري، فرهنگي و اجتماعي برقرار كنند، شايد يكي از كمترين دستاوردهاي ديپلماسي شهري باشد. ايران البته از اين فرصت در طول اين سالها كم استفاده نكرده است، اما اينكه اين فرصت به چه دستاوردهايي منتهي شده و در نهايت چقدر به رشد شهري مثل تهران كمك كرده‌، سوالي است كه بايد به آن پاسخ صريح داده شود، برخي شهروندان هنوز نمي‌دانند سفرهاي خارجي مديران شهري و اعضاي شوراي شهر در طي دوره هاي گذشته چه نتايجي بدنبال داشته و البته بايد پرسيد آيا ديپلماسي شهري فقط نشستن بر دور يك ميز معنا مي شود و آيا نبايد با ارايه اطلاعات و آمارهاي دقيق، تصوير نادرستي كه از شهرهاي ايران در دنيا منتشر شده و رتبه تهران را در برخي شاخص ها تنزل داده را  اصلاح كرد؟ پيروز حناچي، چهاردهمين شهردار تهران بعد از انقلاب محسوب مي‌شود ، از آمدن او تقريبا يكسال مي گذرد، حناچي در اين مدت اندك اما چند سفر خارجي به عراق، اتريش و آلمان داشته است‌، سفرهاي كوتاهي كه بنا به گزارشاتي كه ارايه شده،كم دستاورد هم نبوده است، با او درباره رويكردش به ديپلماسي شهري و اينكه أساسا چه نگاهي به توسعه روابط بين شهرهاي بزرگ دنيا دارد، گفت‌وگويي كرديم تا بدانيم حالا كه تهران در وضعيت نه چندان روبه‌راه مالي قرار دارد، اين تلاش‌ها تا چه حد مي تواند كمك كننده باشد.
آنچه كه از معناي ديپلماسي شهري برداشت مي‌شود، بيشتر بر بهبود روابط بين ملت‌ها تأكيد مي‌كند تا دولت‌ها. اما مديريت محلي جدا از مديريت سياسي به نظر مي‌رسد. از سويي نيز اين روابط سياسي بين دولت‌هاست كه رابطه بين ملت‌ها را تعيين مي‌كند. بنابراين اگر ما بخواهيم از طريق اين ديپلماسي بين شهرهاي بزرگ دنيا، ارتباط برقرار كنيم، شايد سايه سياست و تنشهاي بين‌المللي اجازه ندهد اين اتفاق بيفتد. فكر نمي‌كنيد هم اكنون ديپلماسي شهري تحت تأثير اين تنش‌ها قرار گرفته است؟
اتفاقا در شرايطي كه ما در تحريم قرار داريم و روابط رسمي در حاشيه قرار مي‌گيرد، روابط غير رسمي و غير دولتي مي‌تواند جايگزين مناسبي باشد. در دنيا شهرداري‌ها را به عنوان يك نهاد عمومي مي‌شناسند و هم دولت‌ها و هم سازمان‌هاي بين‌المللي با اين ذهنيت به شهرداري نگاه مي‌كنند. به همين علت ما مي‌توانيم در اين شرايط، فعاليت بيشتري داشته باشيم و خلائي كه از اين ناحيه بوجود آمده را برطرف كنيم. ضمن اينكه شهرهاي بزرگ دنيا، اغلب مشكلات مشابهي دارند اگرچه با شدت و ضعف متفاوت. مشكلاتي مثل ترافيك، آلودگي هوا، پسماند و مشكلات اقتصادي و اجتماعي و غيره. پس طبيعي است كه مي‌توانند با انتقال تجربيات خود در اين زمينه تعامل مؤثري داشته باشند. ممكن است كه ما مثلاً از ۵ شهر بزرگ دنيا عقب باشيم، اما از آن سو از ۲۰ شهربزرگ دنيا جلوتريم، يعني اينطور نيست كه ما درهمه زمينه‌ها، شاخص‌هاي منفي داشته باشيم.
مثلا از چه شهرهايي جلوتريم؟
از قاهره، كلكته و بمبئي خيلي جلوتريم. ولي خب از استانبول و سئول كمي عقب‌ترهستيم. اما مي‌توانيم تلاش كنيم تا رنكينگمان (رتبه) را در دنيا ارتقا دهيم. لازمه آن هم حضور مؤثر بين‌المللي است. يعني در زمان مناسب اطلاعاتمان را ارائه كنيم و در همه زمينه‌ها فعال باشيم. در عرصه‌هاي بين‌المللي قوي‌تر ظاهر شويم، مخصوصاً در آن مجمع‌هايي كه سازمان ملل برگزار مي‌كند. به اعتقاد من اين كار ، هم عملي است و هم ضرورت دارد و بايد انجام شود.
تا چه اندازه محقق شده است؟
ما براي اولين‌بار دريونيدو (سازمان توسعه صنعتي ملل متحد) شركت كرديم. عجيب اينكه آنها گفتند ما بارها از تهران براي شركت در اين اجلاس دعوت كرده‌ايم، اما كسي براي حضور، ابراز تمايل نكرده است.
حتي با وجود سفرهاي خارجي متعدد آقاي قاليباف در آن دوره؟
بله معتقد بودند كه در آن دوره نيز جدي گرفته نمي‌شد. همانطور كه مي‌دانيد «يونيدو»، بخش صنعتي سازمان ملل محسوب مي‌شود. پسماند، اتوبوس‌هاي برقي، انرژي‌هاي نو و خودروهاي هيبريدي معمولاًً در همين حوزه دسته بندي مي‌شوند. ما در ايران علاوه بر اينكه ظرفيت بالايي در اين حوزه‌ها داريم، اقدامات مؤثري هم انجام داده‌ايم، اما متأسفانه گزارشي در اين زمينه به آنها ارائه نشده است. وقتي گزارش متروي تهران را به آنها نشان مي‌داديم و باخبر شدند در همين دو سال اخير ۲ خط مترو را افتتاح كرده‌ايم، و حتي وقتي ديدند كه حجم جابجايي خطوط مترو و ظرفيت آن تا چه اندازه بالاست، تعجب كردند. بي‌ترديد يكي از دلايلي كه باعث شده ما در رنكينگ آنها حاضر نباشيم و مشاركت نداشته باشيم، عدم ارائه گزارش‌هاي شهري در زمان مناسب است. آنها اطلاعاتي از وضعيت مديريت شهري ما ندارند. ممكن است شرايط ما از آن تصويري كه ارائه و اعلام شده، به مراتب بهتر باشد، اما چون حضور فعالي نداريم، از رنكينگ‌ها عقب مانده‌ايم.

بي‌ترديد ارائه اين اطلاعات مي‌تواند تعيين‌كننده باشد و مي‌تواند تصويري واقعي‌تر از تهران به دنيا مخابره كند! اما چطور نسبت به چنين موضوع مهمي كه محور ديپلماسي شهري‌ست، تا اين اندازه خنثي عمل كرده‌ايم؟ آيا اين بي‌اطلاعي در همه حوزه‌ها وجود دارد؟ با اين توضيح، سفرهاي بسياري كه در اين سال‌ها از سوي مديران شهري و اعضاي شورا انجام شده است، چه دستاوردهايي داشته؟ بويژه انكه ما با بيش از ۲۰ كشور دنيا پيوند خواهر خواندگي داريم...
متأسفانه گاهي به علت عدم ارائه اطلاعات و گزارش از تهران، آنها رتبه ما را در رنكينگ‌ها صفر در نظر گرفته‌اند. ما در حوزه سياسي، اصطلاحي با عنوان دو جانبه و چند جانبه داريم. چند جانبه به معناي حضور در عرصه بين‌المللي و جايي است كه همه كشورها حضور دارند، اما خواهرخواندگي يك ارتباط دو جانبه است و اتفاقا خوب هم هست؛ چراكه در پيوندهاي خواهر خواندگي بين شهرها، انتقال اطلاعات و تجربيات سريع‌تر صورت مي‌گيرد. پيوند خواهرخواندگي حتي مي‌تواند به انعقاد قراردادها و تفاهم نامه‌هاي مؤثري نيز منجر شود. فرض كنيد بر مبناي قرارداد خواهرخواندگي بين دو شهر كه در كشور عراق بسته‌ايم، شركت‌هاي متروي بخش خصوصي مي‌توانند بدون حضور در مناقصات بين‌المللي و حضور رقبا كار را از آن خود كند. اين جزو مزاياي اين روابط است كه بايد به سراغ آن برويم. مخصوصاً در شرايط تحريم كه لازم و واجب است.
 اما براساس همين رنكينگها، تهران از نظر واحد اطلاعات اكونوميست، يك شهر نا امن به دنيا معرفي شده است، شما چه تلاشي براي اصلاح اين موضوع انجام داده ايد؟
اتفاقا من دستور دادم تا اين موضوع بررسي شود. متوجه شدم اين رتبه درحالي اعلام شده كه ما هيچ اطلاعاتي از وضعيت تهران در اختيار آنها قرار نداده‌ايم. البته آنها به صورت تصادفي اين كار را انجام مي‌دهند و در اين بررسي اخير، اصلاً تهران موضوع بررسي‌شان نبوده است. با اين‌همه به آنها ايميل زديم و ازشان خواستيم تا منبع و مستندات خود را اعلام كنند. پاسخ دادند كه در اين دوره ارزيابي، اساساً تهران جزو شهرهاي انتخابي آنها قرار نداشته است.

با همه اين تفاصيل آنها چه تصويري از تهران دارند؟
به هر حال، تهران به علت آلودگي هوا و ترافيك يك شهر ايده‌ال محسوب نمي‌شود. اما بسياري از مزيت‌ها و ارزش‌هايش در دنيا منحصر به فرد است. اينكه بتوانيد در ۴۵دقيقه از آب و هواي زير صفر به كوير برسيد، در هيچ كجاي دنيا محقق نمي‌شود. اما روحيه منفي غالب در ما هميشه نگاه‌ها را به نيمه خالي ليوان جلب مي‌كند، انگار كه هميشه بايد يك نفر سوم از ويژگي‌هاي مثبت ما تعريف كند تا خودمان را باور كنيم.  تفاهم نامه‌هاي اخيري كه در سفر به اتريش و آلمان منعقد شده، براي شهر تهران چه دستاوردهايي داشته است. مردم حق دارند بدانند اين تفاهم نامه‌ها صرفاً روي كاغذ نمي‌ماند و عملياتي مي‌شود.بويژه آنكه خود شما صراحتا اعلام كرديد در دوره‌هاي گذشته و تا به امروز هم اتفاق ويژه‌اي از اين ديپلماسي حاصل نشده و حتي سازمان‌هاي بين‌المللي، گزارش دقيق و روشني از وضعيت شهر تهران نداشته‌اند و رتبه پايتخت را در برخي رنكينگها صفر در نظر گرفته‌اند. مثلا فقط در حوزه آتش نشاني، ما توانستيم تجهيزات به روز و پيشرفته زيادي را از اتريشي‌ها خريداري كنيم. و يكي از دلايل سفر ما به اتريش نيز همين موضوع بود. همانطور كه مي‌دانيد اين تجهيزات سنگين و منحصربه فردند. مثلاً ارتفاع اين جرثقيلها به ۵۳متر مي‌رسد و مختص ساختمان‌هاي بلند مرتبه است. ما در اين زمينه با خلأهاي جدي مواجه بوديم. اين اتفاق كوچكي نيست. اما بيشترين تمركز ما در حوزه تبادل تجربه بويژه در حوزه آموزش است. براساس اين تفاهم نامه‌ها قرار شد تعدادي از نيروهاي آتش نشان ما براي شركت در دوره‌هاي تخصصي، به اتريش سفر كنند و حتي اساتيد آنها براي تدريس شيوه‌هاي جديد به ايران سفر كنند. همچنين در حوزه پسماند سعي كرديم از تجربيات آنها استفاده كنيم.  
 پس تأكيد بيشتر بر آموزش و انتقال تجربه است؟
بله، در كشورهاي اروپايي اعتبارات بسيار خوبي به اجراي پروژه‌هاي مشترك مثل كاهش كربن، هيدروكربن و يا استفاده از انرژي‌هاي نو كه متأسفانه جاي آن در تهران خالي است، اختصاص مي‌دهند. كشورهاي اروپايي در اين زمينه كمك زيادي به ساير كشورها مي‌كنند. بهرحال تهران يك شهر مرتفع است و شدت تابش خورشيد درآن دو برابر برلين است. اين مزيتي است كه ما مي‌توانيم از آن استفاده كنيم. اما بايد قبول كنيم كه آنها در اين زمينه‌ها از ما جلوترند و بايد از تجربيات آنها استفاده كنيم. زماني بحث «كاهش» مصرف انرژي مطرح بود، بعد به عدد صفر رسيدند، اما حالا در تحقيقات جديد، نسل نو ساختمان‌ها يي معرفي مي‌شود كه انرژي پلاس هستند، ساختمان‌هايي كه نه تنها انرژي مصرف نمي‌كنند كه حتي توليد‌كننده انرژي هم هستند و در قبال آن، درآمد كسب مي‌كنند.

چه زماني بايد منتظر عملي شدن اين تجربيات در تهران باشيم؟ يعني مي‌توانيد به شهروندان
تهران نشين وعده بدهيد كه تا چند سال آينده در سايه همين روابط، اتفاقات مثبتي مي‌افتد و پايتخت وضعيت متفاوت تري را مي‌بيند؟
بله، زمانيكه مردم بخواهند و همكاري كنند اين اتفاق خواهد افتاد. مثلاً در حوزه پسماند و مصرف انرژي قدم اول و اراده اوليه با مصرف كنندگان است. در قدم نخست مردم بايد اراده كنند كه كمتر زباله توليد و زباله را از همان مبدا تفكيك كنند. سرانه زباله ما بالاست. البته شهرداري هم بايد از تكنولوژي‌هاي به‌روز براي دريافت اين زباله استفاده و در نهايت آن را به درآمد تبديل كند. الان در بحث توسعه پايدار ما پسماند نداريم، هر پسماند در واقع منبعي براي چرخه بعدي است. اخيراً در دولت هم صندوقي به تصويب رسيد كه هزينه پسماند از ابتدا از مصرف‌كننده دريافت و به آن واريز شود. ما هيچ راهي جز اين نداريم. براي اينكه توليد زباله را كاهش دهيم بايد هزينه توليد آن را از مصرف‌كننده بگيريم و در مقابل اگر كسي زباله‌ها را تحويل داد، هزينه را به آن برگردانيم. در اروپا اين روش بسيار مرسوم است. الان دراغلب كشورهاي اروپايي وقتي شيشه آب را تحويل بدهيد، ۲۵ سنت به شما برمي گردانند، چرا؟ چون شما از قبل هزينه اين شيشه را پرداخت كرده‌ايد و جالب اينكه هزينه شيشه گران‌تر از آبي است كه شما مصرف كرده‌ايد. خب همه اين كارها براي اين است كه پسماند به چرخه اصلي برگردد.ما هم بايد كم كم به اين سمت حركت كنيم. اخيراً در دولت هم مصوبه‌اي آمد تا استفاده از كيسه پلاستيكي ممنوع شود.
 آيا مي‌توان از طريق ديپلماسي شهري، روابط كدر سياسي را كه اتفاقا اين روزها تحت تأثير واژه تحريم و زورگويي‌هاي سياسي قرار گرفته، ترميم كرد؟ از اين جهت اين سوال را مي‌پرسم كه آيا نمي‌خواهيد با گسترش روابط با ساير شهرهاي بزرگ دنيا، به خروج دولت از انزواي سياسي كمك كنيد؟
حتماً، چراكه نه! به اعتقاد من مي‌توان اين كار را انجام داد، چون شهرداري‌ها، دولت نيستند.
 يعني در هيچ حوزه‌اي تحريم نيستند؟
خير، در ليست تحريم‌ها، اسم شهرداري‌ها نيامده است. مي‌توانيم بگوييم محدوديت‌هايي كه شامل حال دولت‌ها مي‌شود، شامل حال شهرداري‌ها نمي‌شود. همين الان هم اين اتفاق افتاده است.
 با اين توصيف در حوزه خريد و فروش بويژه در حوزه حمل و نقل عمومي دست شما كاملاًً باز است. آيا در شرايطي كه ما در صنعت خودرو با محدوديت‌هاي شديدي مواجهيم، مي‌تواند راهگشا باشد
در خصوص آنچه كه مربوط به مصرف مردم شهر است، بله امكانش وجود دارد. البته در انتقال پول با مشكلاتي مواجهيم كه خوشبختانه بانك شهر در ليست تحريم‌ها قرار ندارد.
درجايي از آمادگي شهرداري تهران براي گسترش ارتباطات با كشورهاي اروپايي گفتيد، در اين راستا سفر‌هاي بعدي شما به كدام كشورهاست و مهمترين مسأله‌اي كه شما را به اين سفرها ترغيب مي‌كند، چيست؟
طبيعتاً سفرهاي آينده ما معطوف به حل مشكلاتمان خواهد بود. يكي از مشكلات جدي ما تأمين منابع مالي پايدار است. شهرهاي مختلف دنيا از روش‌هاي متفاوتي براي اين موضوع استفاده مي‌كنند. دومين هدف ما، موضوع پسماند و اتوبوس‌هاي برقي است. تهران نياز جدي به اتوبوس‌هاي برقي دارد و ما بايد حتماًً به اين سمت حركت كنيم. درحال حاضر با مشكلات اندكي در اين زمينه مواجهيم، اما خوشبختانه زمينه ساخت آن در داخل كشور وجود دارد. الان حدود دو سوم واگنهاي موجود، در شركت واگن‌سازي تهران ساخته مي‌شود، پس ظرفيت وجود دارد. در بحث استفاده از انرژي‌هاي نو البته كمي عقب هستيم، اما اخيراً با مصوبه دولت قرار شد تا شهرداري تهران، پسماند را در اختيار بخش خصوصي قرار دهد و بخش خصوصي از آن برق توليد كند و سپس آن را با قيمت بالاتر به دولت بفروشد.
‌مي توانيد بگوييد با اين سرمايه‌گذاري‌ها، به چه سهم درآمدي در منابع پايدار شهرداري تهران مي‌رسيم؟ باتوجه به اينكه خود شما بارها تأكيد كرده‌ايد كه در اين حوزه با مشكلاتي مواجهيد و البته برخلاف ساير شهرداران، به سمت تراكم فروشي هم نخواهيد رفت؟
براي اينكه به سراغ تراكم فروشي نرويم، اين مرحله دوم است. در درجه اول دولايحه مهم در مجلس داريم كه بايد به سراغ آنها برويم. لايحه اول كه بزودي در دستور كار مجلس قرار مي‌گيرد، لايحه ماليات بر ارزش افزوده است و مي‌تواند تا حدود زيادي منابع پايدار ما را تأمين كند. لايحه دوم كه از دولت آمده، بحث منابع مالي پايدار براي شهرهاست. موضوع بسيار كليدي‌اي است و جزو اولويت‌هاي دولت به مجلس براي به نتيجه رسيدن تا پايان اين دوره از مجلس هم اعلام شده است. به هرحال شرايط اقتصادي سخت است و هميشه هم بين ماليات ملي و محلي دعوا بوده است، اما بايد به يكديگر كمك كنيم تا از اين شرايط عبور كنيم، چون اگر اين اتفاق نيفتد و شهرداري‌ها هم براي تأمين درآمد رها شوند، به كاهش كيفيت زندگي در شهرها منجر خواهد شد. ما بدنبال اين نيستيم، لااقل من بدنبال اين قضيه نيستم و حتم دارم كه اعضاي شوراي شهر هم همينطور فكر مي‌كنند. با توجه به تجربياتي كه در اين حوزه دارم، تلاش مي‌كنم تا از اين تجربيات براي اصلاح امور استفاده بكنم.

‌با توجه به همين تجربيات بايد فكري هم به حال كميسيون ماده ۱۰۰ كرد، چون تا وقتي اين كميسيون بدون اصلاح به كارش ادامه دهد، لااقل بخشي از اين تلاش‌ها بي‌فايده خواهد بود و همچنان وابستگي شهرداري‌ها به تراكم فروشي ادامه خواهد يافت؟
البته ما الان ديگر به اين بحث دامن نمي‌زنيم. آخرين آمار وابستگي ما به عوارض ساخت‌و‌ساز و نه صرفاً تراكم فروشي (قانوني و غير قانوني) در بين ۱۰ كلانشهر كشور، حدود ۷۵درصد بود كه الان با كاهش ميزان صدور پروانه (حدودا ۴۰درصد)، به حدود ۶۰ درصد رسيده است. البته كسري بودجه هم داريم. شرايط قطعاً سخت است و همه شهرداري‌ها هم گرفتار اين مسأله هستند.
 اولين سفر خارجي شما به عراق و آخرين آن هم به همين كشور بوده است. در اين دو سفر چه اهدافي را دنبال كرديد و چه دستاوردهايي براي شهرداري تهران داشته است؟
سفر آخر ما كه البته تحت تأثير فضاي اربعين بود و يك سفر رسمي محسوب نمي‌شد. نيروهاي ما سه هفته در عراق با عشق زحمت كشيدند. در سفرهاي قبلي ما به عراق، با شهردار بغداد بحث خواهرخواندگي مطرح شد و قرار بود ايشان نيز مردادماه به تهران سفر كنند، اما با بحث‌هايي كه در عراق پيش آمد، اين سفر به تعويق افتاد. اين همكاري‌ها و استفاده از تجربيات طرفين جزو برنامه‌هاي جدي ماست. دراين زمينه البته بحث جدي‌اي كه من فكر مي‌كنم يك وظيفه ملي است و هر ايراني بايد هر كاري از دستش بر مي‌آيد براي آن انجام دهد، بحث كاخ كسري در جنوب بغداد است كه مقبره سلمان فارسي هم در آنجا قرار دارد. طاق كسري كه يكي از آثار بي‌بديل دوران ساساني است و به عنوان يك ميراث مشترك بين ما و عراق به حساب مي‌آيد، هم اكنون وضعيت خوبي ندارد و ما بايد اين اثر را كه بخشي از تاريخ و عقبه فرهنگي ما محسوب مي‌شود حفظ كنيم.
اين روابط بيشتر برمبناي كمك‌هاي مالي چيده مي‌شود يا اينكه كاملاًً دو طرفه است؟
در بعضي زمينه‌ها بله، و در بعضي زمينه‌ها نه! البته آنها علاقمندند تا شهرداري تهران، منابعي را به عراق بياورد و در آنجا هزينه كند. اما ما توضيح داديم كه به اين شكل نيست و بهتر است آنها فضاي سرمايه‌گذاري را آماده كنند تا بخش خصوصي و به عبارتي شركت‌هاي زير مجموعه بخش خصوصي كه تاييد صلاحيت شده‌اند به آنها معرفي شوند. مثلاً الان بخشي از ظرفيت شركت پيمانكاري مترو آزاد شده و دستگاه‌هاي حفاري تا حدودي ظرفيت آزاد دارند و مي‌توانند در ايجاد خطوط متروي بغداد كمك كنند، البته رقباي سرسختي مثل كره‌اي‌ها هم هستند كه آنها معمولاًً سرمايه هم مي‌آورند. توصيه‌اي به طرف عراقي داشتيم و گفتيم كه مثل ما رفتار نكنيد، كمتر سوبسيد بدهيد تا بتوانيد از ظرفيت بخش خصوصي هم براي حمل و نقل هم استفاده كنيد. ما در ايران يك دهم ارزش واقعي بليت را مي‌گيريم و به همين علت بخش خصوصي تمايلي ندارد تا در اين زمينه سرمايه‌گذاري كند.
به جز عراق با كداميك از كشورهاي همسايه روابط ديپلماسي قوي‌تري داريم؟
با تركيه رابطه خوبي داريم. چون هم از نظر فرهنگي بهم نزديك هستيم و هم انصافاً در توسعه گردشگري و بهسازي بافت‌هاي تاريخي بسيار موفق عمل كرده‌اند. آنها نعمت الهي نفت را ندارند و مجبور شده‌اند روي پاي خود بايستند. انصافا در دو دهه  اخير استانبول تغيير جدي كرده است.
 هنوز پيوند خواهرخواندگي تهران و استانبول برقرار است؟ چه فوايدي براي دو طرف داشته؟
بله، لغو نشده. اما ما هنوز در حوزه تركيه ورود نكرده‌ايم. آنها تجربيات موفقي در بافت‌هاي تاريخي دارند و اين يكي از موضوعاتي است كه ما بشدت دنبال مي‌كنيم. بويژه آنكه ما دو پروژه شبيه به آنها در دست كار داريم. ميدان تقسيم و خيابان استقلال استانبول از نظر تاريخي و كالبدي شباهت زيادي به ميدان توپخانه و خيابان لاله‌زار تهران دارند. ما از اين شباهت مي‌توانيم استفاده كنيم. اگر دقت كرده باشيد الان در خيابان لاله زارهم اقداماتي را شروع كرده‌ايم و در حال تعريض پياده روها هستيم. به‌هرحال وقتي بخواهيد تجربه‌اي را اعمال كنيد بايد از نزديك نقاط قوت و ضعف آن را بررسي كنيد. در خيابان استقلال واگن ريلي وجود دارد كه ما مي‌توانيم در لاله زار هم از اين الگو استفاده كنيم. همه اينها جزو برنامه‌هاي آينده ماست.

بـــرش
با توجه به روابطي كه در سايه ديپلماسي شهري با شهرها برقرار مي‌كنيد تاچه اندازه درصدد هستيد تا تهران را به عنوان يك مقصد گردشگري جذاب به دنيا معرفي كنيد؟ و از درآمد حاصل از آن به عنوان يك درآمد پايدار بهره ببريد.

مطمئناً يكي از روش‌هاي جديد تأمين منابع مالي و بالا بردن كيفيت زندگي در شهرها، سرمايه‌گذاري بر توريسم است. اين تجربه همه كشورهاي موفق دنياست و ما قطعاً روي ارزش‌هاي گردشگري تهران سرمايه‌گذاري مي‌كنيم. قدم اول اينست كه بايد جلوي تخريب ارزش‌ها را بگيريم. ما در همين هفته در تهران حدود ۵ خانه-موزه را افتتاح كرديم. اينها علامت خوبي است.  البته شما فوراً به ديپلماسي شهري دست پيدا نمي‌كنيد، مهم اينست كه شما هم در اين قطار در حال حركت، سوار شويد و به نقاط ضعف و اشتباهات‌تان پي ببريد. مثلاً در وين علي رغم اينكه همه چيز به بخش خصوصي واگذار شده، اما بخش پسماند دست دولت است. پرسيديم چرا؟ پاسخ دادند كه بخش خصوصي بدنبال سود است و ما در پسماند سود نمي‌خواهيم. اين براي ما جالب بود، چراكه ما در پسماند بدنبال حداكثر انتفاع هستيم.