شهردارآنلاين :: پايگاه جامع خبري مديريت شهري : تغييرات مديريتي در شهرداري تهران طرح‌ها را در نطفه خفه مي‌كند/اقدامات مخوف باند مافيايي "گ ت ت"
یکشنبه، 15 مهر 1397 - 05:30 کد خبر:58127
شهردارآنلاين: هر روز تعداد گدايان اين شهر بيشتر مي‌شود و انفعال مسئولان همچون هميشه مردم را در اين مورد هم نااميد كرده است. برنامه‌هاي طلايي ارائه مي‌كنند و شعارهاي آنچناني سر مي‌دهند؛ تو گويي آمده‌اند كه نه تنها ايران، كه همه جهان را نجات دهند اما به عمل كه مي‌رسيم، مردم همچنان تنهايند و كشور همچنان به حال خود رها شده! تمام هنر مسئولان در طول ساليان اين بوده كه بنر و بيلبورد هوا كنند كه مردم! به گدايان كمك نكنيد! اما هرگز نگفته‌اند كه اگر مردم كمك نكنند آن دسته‌اي كه حقيقتا محتاجند، شب‌ با چه حالي سر به بالين بگذارند؟!


شهردار تهران اخيرا لايحه برنامه سوم توسعه شهري تهران را تقديم شوراي شهر كرد. يكي از موارد مهم مندرج در اين برنامه جمع‌آوري متكديان تا شهريور سال 1398 بود؛ طرحي كه ساليان سال است وِرد زبان شهرداران و مسوولان مختلف است اما همچنان معطل مانده و هيچ اقدام قابل ذكري درخصوص آن انجام نشده است. جمع‌آوري متكديان با يك اقدام ضربتي ممكن است اما مساله اينجاست كه براي سرنوشت اين افراد پس از جمع‌آوري، هيچ برنامه درست و درماني وجود ندارد. همين مي‌شود كه هر بار متكديان را پس از جمع‌آوري رها مي‌كنند و آنان هم به دامان شهر بازمي‌گردند.

مجيد ابهري (مدير طرح «شهر بدون گدايم آرزوست») مي‌گويد: ما سازماني مافيايي به نام گ.ت.ت داريم كه علامت اختصاري «گدايان تهران و توابع» است. در اين سازمان كودك اجاره مي‌دهند، گريم مي‌كنند و از اين طريق افراد را نابينا و چلاق مي‌كنند و حتي به گدايان خدمات سرويس رفت و برگشت ارائه مي‌دهند. اعضاي هيات رييسه اين مافيا 7 نفر هستند و اين سازمان باندهاي زيرمجموعه‌اي هم دارد.

وي ادامه مي‌دهد: متكديان دژبان دارند و اگر يك گداي ميدان فردوسي براي گدايي به ميدان انقلاب برود، با او برخورد شديدي مي‌شود. خانواده‌هايي هم وجود دارند كه فقط مسئول به دنيا آوردن و كرايه دادن بچه هستند و بچه‌هاي آنها از همان بدو تولد؛ معتاد هستند. جلوي امامزاده صالح سرقفلي براي 6 ماه گدايي 10 ميليون تومان و جلوي حرم شاه عبدالعظيم 12 ميليون تومان است.

خط سير بين‌المللي متكديان از جامو و كشمير تا پاريس و لندن

يك منبع آگاه در شهرداري تهران در گفت‌وگو با ايلنا اظهار مي‌كند: بيش از 40 درصد متكديان، خارجي هستند و سبك زندگي آنان گدايي است. اين يك جريان جهاني است كه از افغانستان، پاكستان و جامو و كشمير (ايالتي در شمال غربي هندوستان كه بر سر حاكميت آن بين كشورهاي چين، هند و پاكستان مناقشه است) تا پاريس و لندن ادامه دارد و ايران در اين خط سير قرار گرفته است. فرهنگ زندگي اين افراد تكدي‌گري است و آنها در قالب كلوني‌هايي در اطراف كلانشهرها زندگي مي‌كنند.

 اين منبع آگاه ادامه مي‌دهد: يك جوان متولد هفتاد در اين كلوني؛ هشت تا نه بچه دارد و اين بچه‌ها را به دنيا آورده تا تكدي‌گري كنند. اين افراد در سنين 13-12 سالگي يك دوران فراغت يا عاشقي دارند كه به همراه يك دختر فرار مي‌كنند؛ آنگاه پس از چند سال به فضاي قبلي خود برمي‌گردند و اين سبك زندگي آنان است. در خانواده اين افراد اگر پسري گدايي نكرده باشد، به او دختر نمي‌دهند. برخي از متكديان به صورت فصلي از شهرستان‌هاي دورافتاده به كلانشهرها مي‌آيند و بازبرمي‌گردند. البته همه آنها وابسته به همان جريان و خط سير گدايي بين‌المللي هستند.

وي مي‌افزايد: 70 درصد از متكديان تهران در قالب يك گروه مافيايي فعاليت مي‌كنند. اگر شما عضو يك گروه قوي نباشيد، نمي‌توانيد در چهارراه پول‌سازي مثل چهارراه درياي شهرك غرب، يا ميدان توحيد كه كريدور شمال به جنوب است، گدايي كنيد. اين سازمان‌ها بايد از طريق نهادهاي امنيتي شناسايي و دستگير شوند. ميانگين درآمد تكدي‌گري در تهران 3 ميليون تومان است و در برخي چهارراه‌ها اين عدد تا 7 ميليون تومان بالا مي‌رود.

مجيد ابهري (جامعه‌شناس) با بيان اينكه بيش از 5 هزار گدا در شهر تهران وجود دارد، مي‌گويد: بسياري از اين گدايان، جزو گدايان پوششي هستند كه در ظاهر كالاهايي مثل ليف و بادكنك مي‌فروشند اما در اصل متكدي هستند.

به گفته ابهري، كودكان كار در سه دسته قابل تقسيم‌بندي هستند: يك دسته كودكان كارهاي واقعي هستند كه در كارگاه‌هاي زيرزميني كار مي‌كنند؛ يك دسته كودكان كارهاي كاذب هستند كه در حال دود كردن اسپند يا پاك كردن شيشه اتومبيل‌ها مي‌بينيم‌شان؛ و دسته سوم كودكان بزه‌كار هستند كه جيب‌بري مي‌كنند يا لوازم ماشين را به سرقت مي‌برند. 60 درصد كودكاني كه در سطح خيابان حضور دارند، فرزندان اتباع افغاني هستند كه با بازداشت آنهاسر و كله پدر و مادرشان پيدا مي‌شود.

چرا نيروي انتظامي‌ دست‌كم براي جمع‌آوري باندهاي مافيايي اقدام نمي‌كند؟

ابهري در پاسخ به اين پرسش مي‌گويد: نيروي انتظامي‌ در عرض 48 ساعت مي‌تواند تمام متكديان تهران را جمع كند اما بعد بايد آنان را كجا ببرد؟ آيا نبايد مركزي براي نگهداري متكديان جمع آوري‌شده وجود داشته باشد؟

يك هنرِ سازمان‌هاي مختلف دولتي، پاس دادن كار به يكديگر است. اين ماجرا در بحث متكديان رشته‌ي درازي پيدا مي‌كند و سازمان‌ها و نهادهاي متعدد، هريك بي‌تعهدي و بي‌مسووليتي خود را به گردن باقي سازمان‌ها مي‌اندازند.

حقيقت اين است كه طبق مصوبه هشتاد ودومين جلسه عالي اداري كشور كه در سال ۷۸ تصويب شده، سازمان بهزيستي، فرمانداري، شهرداري، استانداري، نيروي انتظامي، دادگستري و مراكز بهداشت، كميته امداد، اداره كار و فني حرفه‌اي در مورد متكديان مسئول هستند و تازه كار به همين سازمان‌ها ختم نمي‌شود و براي جمع‌آوري متكديان دستگاه‌هاي ديگري هم بايد به كار ورود كنند. همين باعث شده دستگاه‌هاي مختلف كار را به يكديگر پاس دهند و هيچ سازماني خود را در قبال جمع‌آوري متكديان مسئول نداند. بنابراين جايي وجود ندارد كه متكديان جمع‌آوري‌شده به آنجا منتقل شوند و مركزي وجود ندارد كه اين افراد را سروسامان دهد.

ماده 712 قانون مجازات اسلامي، درخصوص مجرمانه بودن تكدي‌گري؛ جرم‌انگاري كرده است:" هركس تكدي يا كلاشي را پيشه خود قرار داده باشد و از اين راه امرار معاش نمايد يا ولگردي نمايد به حبس از يك تا سه ماه محكوم خواهد شد و چنانچه با وجود توان مالي مرتكب عمل فوق شود علاوه بر مجازات مذكور كليه اموالي كه از طريق تكدي و كلاشي به دست آورده است مصادره خواهد شد."

سپس ماده 713 همين قانون درباره گماردن كودك براي تكدي‌گري پيش‌بيني مجازات كرده و هركسي را كه از كودك براي اين كار بهره‌برداري كند "بزهكار" دانسته است: "هركس طفل صغير يا غيررشيدي را وسيله تكدي قرار دهد يا افرادي را به اين امر بگمارد به سه ماه تا دو سال حبس و استرداد كليه اموالي كه از طريق مذكور به دست آورده است محكوم خواهد شد."

بنابراين تكدي‌گري جرم است. اما سازوكار برخورد با آن در كشور ما چيست؟ هيچ‌كس در اين رابطه پاسخي ندارد.

تغيير مديريتي بزرگ‌ترين آسيب فعاليت‌هاي فرهنگي و اجتماعي در كشور

مجيد ابهري (مدير طرح «شهر بدون گدايم آرزوست») مي‌گويد: طرح «شهر بدون گدايم آرزوست» درواقع طرح كارآفريني براي متكديان بود. قرار بود از خيرين و تشكل‌هاي مردمي‌براي متكدياني كه توانايي نسبي دارند دعوت كنيم تا كارآفريني صورت بگيرد و مثل تبريز شهر بدون گدا ايجاد شود. متاسفانه با تغييرات مديريتي در سازمان خدمات اجتماعي شهرداري اين طرح در نطفه خفه شد. مدير بعدي هم طرح را ادامه نداد؛ چراكه كارها در شهرداري و همه سازمان‌هاي ديگر به صورت سليقه‌اي انجام مي‌شود نه روي برنامه.

به گفته برخي كارشناسان، تغيير مديريتي بزرگ‌ترين آسيب فعاليت‌هاي فرهنگي و اجتماعي در كشور است و ميانگين عمر مديريت در حوزه‌هاي فرهنگي و اجتماعي خيلي كوتاه است. به طور كلي ميانگين عمر مديريتي در كشور كمتر از 18 ماه است.

سازمان‌هاي مسئول پاي كار نمي‌آيند

وي همچنين در رابطه با ديگر طرح‌هايي كه شهرداري تهران تاكنون درخصوص متكديان به آنها پرداخته است، بيان مي‌كند: طرح ديگري كه در زمان آقاي قاليباف در برنامه قرار گرفت، طرح جمع‌آوري و نگهداري متكديان توسط سازمان خدمات اجتماعي شهرداري بود. در آن زمان سازمان خدمات اجتماعي همزمان هم طرح «شهر بدون گدايم آرزوست» و هم طرح طرح جمع‌آوري و نگهداري متكديان را در برنامه قرار داده بود. در قالب طرح جمع‌آوري و نگهداري متكديان، معتادان متجاهر نيز مورد رسيدگي قرار مي‌گرفتند اما متاسفانه اين طرح هم ناقص ماند و دليل آن، نبود بودجه و فضاي نگهداري متكديان بود.

ابهري ادامه مي‌دهد: طرح ديگري كه در اين سال‌هابراي جمع‌آوري متكديان در برنامه قرار گرفت، جمع‌آوري متكديان توسط فرمانداري و نيروي انتظامي‌ بود كه آن‌هم ناقص ماند. سازمان‌هاي مسئول نيز پاي كار نيامدند و اين هم يكي از عوامل مهم ناقص ماندن طرح‌ها بود.

سازوكار بازگرداندن متكديان خارجي به كشورهايشان چيست؟

شهردار تهران گفته است: بخش عظيمي‌ از متكديان تهران، متعلق به اين استان نيستند. طبق برنامه‌اي كه وزارت كشور تنظيم كرده، قرار است بخشي از متكديان كه متعلق به ساير استان‌ها هستند به استان‌هاي خود بازگردانده شوند و همان‌جا تحت پوشش كميته امداد و بهزيستي قرار گيرند و آن دسته كه متعلق به تهران هستند، در همين استان ساماندهي شوند. اگر متكديان جمع‌آوري‌شده تمكن مالي نداشته باشند، تحت پوشش كميته امداد قرار مي‌گيرند و اگر داراي نقص بدني و معلوليت باشند، تحت پوشش بهزيستي قرار مي‌گيرند.

شهردار تهران درخصوص آن دسته از متكديان كه از كشورهاي خارجي مثل پاكستان به ايران آمده‌اند، گفته: قرار است اين افراد به كشورهاي خود بازگردانده شوند.

البته پيش از اين جمع‌آوري متكديان به عهده پيمانكاران قرار گرفته بود اما به گفته حجت‌الله ميرزايي (معاون برنامه‌ريزي، توسعه شهري و امور شوراي شهرداري تهران) اين مسووليت به دليل عملكرد نامطلوب از پيمانكاران سلب شده است. اما آيا اين برنامه عملياتي مي‌شود؟ شهردار تهران وعده داده تا شهريور 98 متكديان تهران جمع‌آوري شوند اما آيا اين كار عملياتي مي‌شود يا مانند ساير حرف‌ها شعار است؟

مجيد ابهري (مدير طرح «شهر بدون گدايم آرزوست») در اين رابطه مي‌گويد: نمي‌توان دور تهران ديوار كشيد. بايد ابتدا كارگروه اين كار ايجاد شود و شهرداري، نيروي انتظامي، بهزيستي، قوه قضاييه و فرمانداري پاي كار بيايند. بايد سهم هر سازمان در كار روشن شود و مصوبه‌هاي اين سازمان‌ها بايد از سوي ساير سازمان‌ها لازم‌الاجرا باشد؛ نه اينكه ما متكديان را بفرستيم و مرزباني رها كند تا باز به كشور برگردند. وزارت امور خارجه بايد از كانال اداره اتباع وزارت كشور نسبت به رد مرز گدايان خارجي اقدام كند و آنان را در بلك ليست قرار دهد تا در سفرهاي بعدي ديپورت شوند.

بهزيستي يكي از مقصران اصلي درخصوص پرونده متكديان تهران

ابهري (جامعه‌شناس) مي‌گويد: در تهران سازمان بهزيستي مسووليت مستقيم متكديان را به عهده دارد و جمع‌آوري آنها توسط نيروي انتظامي‌صورت مي‌گيرد اما در دوران شهرداري دكتر قاليباف، شهرداري نيز در امور مربوط به جمع‌آوري و نگهداري متكديان وارد شد و اورژانس اجتماعي با خودروهايي ايجاد كرد كه در رابطه با بي‌خانمان‌ها و متكديان مشغول به كار بودند. در اولين طرح متكديان جمع آوري مي‌شدند. پس از غربالگري و شناسايي، بيماران و بي‌خانمان‌ها به مراكز نگهداري تحويل مي‌شدند و افراد غيرايراني تحويل اداره مهاجرت بيگانگان مي‌شدند. در حال حاضر هيچ حركتي در زمينه جمع‌آوري و ساماندهي متكديان صورت نمي‌گيرد. مسئوليت اين كار بين شهرداري، سازمان خدمات اجتماعي؛ سازمان بهزيستي و تشكل‌هاي مردمي‌ همچون توپ فوتبال در گردش است و هيچ سازماني به‌طور مستقيم مسووليت را نمي‌پذيرد.

وي اضافه مي‌كند: سازمان بهزيستي ادعا مي‌كند جمع‌آوري متكديان يا كودكان كار و خيابان كار اين سازمان نيست و به بهانه كمبود بودجه از خود سلب مسئوليت مي‌كند. مسوولان بهزيستي مي‌گويند معلولان، زنان خياباني، ناتوانان، دوجنسيتي‌ها، منحرفين جنسي و ... گروه‌هايي هستند كه ما بايد به آنها رسيدگي كنيم و در عين حال بودجه‌اي محدود در اختيار داريم.

به گفته يك منبع آگاه، حتي موردي وجود داشته كه بيش از 35 مرتبه تحويل بهزيستي شده اما بازهم در كف خيابان بوده است چون سازمان بهزيستي متكديان را رها مي‌كند.

حسن خليل‌آبادي (عضو كميسيون فرهنگي و اجتماعي شوراي شهر تهران) در اين رابطه به ايلنا مي‌گويد: سازمان بهزيستي، كميته امداد و ساير سازمان‌هاي ذي‌ربط به دليل كمبود بودجه خود تمايل داشته‌اند وظايف خود را محول كنند و شهرداري هم درجهت اهداف تبليغاتي نسبت به انجام اين وظايف مشتاق بوده است؛ نهايتا وظايف بسياري از سازمان‌ها را شهرداري برعهده گرفته است؛ درحاليكه شهرداري بايد زمينه‌ساز و تسهيل‌كننده وظايف سازمان‌ها باشد؛ نه جايگزين و جانشين آن‌ها.

مسوولان كودكان متكدي، آنان را درصورت درآمد بيشتر تا 12 شب سر چهارراه نگاه مي‌دارند

به گفته يك منبع آگاه، تا چندي پيش نماينده دادستان شهرداري تهران اجازه نمي‌داد كودكان متكدي جمع‌آوري شوند؛ چراكه مي‌گفتند كودكان لطيف و حساسند و نمي‌توان آنان را توسط نيروي انتظامي‌جمع‌آوري كرد. به همين دليل شاهد ازدياد كودكان متكدي در سطح شهر بوديم.

البته معاون امور اجتماعي و فرهنگي شهرداري تهران در بهمن ماه سال 95 از آغاز كار جمع‌آوري متكديان زير ۱۵ سال با دستور قضايي خبر داد. با اين وجود بازهم شاهد كاهش متكديان كودك و غيركودك در سطح شهر نيستيم. مردم بايد بدانند نبايد به هر كودكي كه در چهارراه‌ها كار مي‌كند پول دهند؛ چراكه مسئولان آنها اگر بدانند اين‌ها درآمد خوبي دارند، تا 12 شب آن‌هارا سر چهارراه نگاه مي‌دارند.

مطابق معمول، مردم كار را از دست دولت بازستانند

عضو كميسيون فرهنگي و اجتماعي شوراي شهر تهران معتقد است؛ بايد يك مديريت متمركز وجود داشته باشد كه روي انجام وظايف از سوي سازمان‌هاي مختلف نظارت كند. همچنين به اعتقاد برخي كارشناسان، سازوكار قانونگذاري براي جمع‌آوري متكديان نقص دارد و به جاي اينكه تعداد زيادي سازمان ايجاد شود، بايد يك يا دو سازمان مسوول شوند و همه كارها را انجام دهند. اما تجربه ثابت كرده دولت همچون بسياري از موارد كاري از پيش نخواهد برد و به‌ويژه درخصوص مساله متكديان كه اصلا و ابدا كاري از پيش نخواهد برد.

در كشور ما يك تجربه موفق در ارتباط با متكديان وجود داشته در تبريز اتفاق افتاده است. در اين شهر مردم دست به كار شدند. اين شهر، تحت عنوان شهر بدون گدا شهرت دارد. در دهه چهل 4 هيات مذهبي تبريزي تصميم گرفتند برخي از هزينه‌هاي هيات را به مساله متكديان شهر اختصاص دهند تا هيچ گدايي در شهر باقي نماند. اكنون بيش از 50 سال است هيات‌ها تحت عنوان سازمان‌هاي مردم نهاد اين جريان را مديريت مي‌كنند.

شايد در تهران هم بتوان گره كار را به دست هيات‌هاي مذهبي گشود. تهران داراي هيات‌هايي قوي است اما متاسفانه اتحاد لازم را دارا نيست. با اين وجود، در ماجراي كمك به زلزله‌زدگان كرمانشاه كمك‌هاي قابل توجهي از سوي مردم جمع‌آوري شد و كارها به خوبي مديريت شد. در مساله متكديان تنها نياز به كمك مالي نداريم؛ بلكه همچون شهر تبريز نياز به اعمال مديريت است تا هم كمك‌ها به درستي جمع‌آوري شده و به نيازمندان واقعي برسد؛ هم براي آن دسته از متكديان كه داراي توانمندي‌هايي هستند، با آموزش و كارآفريني، ايجاد شغل شود. در چنين شرايطي اميد مي‌رود دستگاه‌هاي دولتي هم همكاري كنند و حداقل از پس جمع‌آوري باندهاي مافيايي تكدي‌گري برآيند تا تهران به شهري عاري از گدا تبديل شود.