شهردارآنلاين :: پايگاه جامع خبري مديريت شهري : آفت كشور عدم اعتماد مردم به مسئولان است
یکشنبه، 14 مرداد 1397 - 05:49 کد خبر:55572
شهردارآنلاين: نارضايتي‌هاي اجتماعي چندي است بالاگرفته و به اعتراض خياباني مردم بدل شده است. گرچه بسياري اين اعتراضات را ناشي از وضع بغرنج اقتصادي و معيشتي مردم مي‌دانند، اما بسياري نيز فساد‌هاي موجود در سيستم اقتصادي و اداري و تبعيض در جامعه را دليل اصلي اعتراضات مردم مي‌دانند. با اين حال و با علم به قصور دولت به اندازه خود در مشكلات اخير، اما تمام مشكلات از جانب دولت نيست و تحليلگران نيز بر اين باورند كه متغيرهاي ديگري نيز در اين زمينه موثر هستند.


گويا براي مقابله با فساد در سطوح مختلف، ژن‌هاي خوب، آقازاده‌ها و خروج از مشكلات اقتصادي و معيشتي كه جامعه با آن مواجه است بايد عزمي پديد آيد تا جلوي اين مسائل گرفته شود. به وضوح نشان داده شده كه دولت به تنهايي قادر به رفع اين مشكل نيست، البته نه اين دولت كه هر دولت ديگري هم بود وضعي اين چنين داشت پس بايد همه كمك كنند و هدفشان نيز بايد حل مشكلات كشور و حفظ ايران باشد. با اين وجود بازهم برخي دلواپسان درصدند كه از شريط موجود استفاده كنند و ماهي خود را صيد كنند و رئيس‌جمهور را به چالش بكشند. خوب است اين افراد كه خود را به ظاهر به خواب زده‌اند بدانند كه اكنون هرگونه تخريب دولت تخريب پايه‌هاي نظام را به همراه دارد و اين مطلبي است كه در كلام بزرگان نيز ساري و جاري است. از اين جهت همه بايد در راستاي حل مشكلات كشور قدم بردارند كه مشكلات اجتماعي و اقتصادي به بحران سياسي و سپس امنيتي بدل نشود كه سخت بتوان با آن مواجه شد. براي بررسي اعتراضات اخير جامعه به مشكلات اقتصادي، تخريب‌ دولت و راهكارهاي خروج از وضع موجود« آرمان» با محمد كيانوش راد فعال سياسي اصلاح‌طلب و نماينده سابق مجلس به گفت‌وگو پرداخته است كه مي‌خوانيد.

در شرايط فعلي كه جامعه با مشكلات و تنگناهاي اقتصادي بسياري مواجه است بسياري راه خروج از بحران را وحدت و انسجام ملي تعريف مي‌كنند، اما برخي صرفا دولت را مقصر قلمداد مي‌كنند؛ به نظر شما در اتفاقات اخير صرفا دولت مقصر بوده يا ساير نهادها نيز دخيل هستند؟

بروز و ظهور مشكلاتي كه امروز ما شاهد آن هستيم بدون شك معلول مجموعه تصميمات و عملكردي است كه از ابتداي انقلاب تا كنون مجموعه مسئولان با سهم كمتر يا بيشتر در آن شراكت داشته‌اند. به تعبيري مشكلاتي ساختاري به لحاظ حقيقي و حقوقي وجود داشته كه توأمان وضعيت نابساماني‌هاي امروز را به‌وجود آورده است. هنگامي كه از ساختارهاي حقيقي و حقوقي سخن مي‌گوييم به معناي آن است كه دولت‌ها، نظام سياسي و روابط نامناسب اجتماعي از ابتدا به گونه‌اي بوده كه امروز ما مجموعه آن را شاهد هستيم. وجود جامعه ضعيف مدني كه نهادهاي داوطلبانه و احزاب سياسي در آن ضعيف است و دولت‌ها نيز در تضعيف آن بيش و كم نقش داشته‌اند موجب شده تا هنگامي كه مردم ناراضي‌اند و نسبت به برخي از سياست‌ها اعتراض دارند بدون آنكه از سازوكارهاي شناخته شده در جوامع پيشرفته مثل نمايندگي كردن اين اعتراضات توسط احزاب و گروه‌هاي سياسي استفاده شود، اين اعتراضات خود را به صورتي رها شده و بي‌برنامه در كف خيابان‌ها نشان مي‌دهد. اعتراضات نسبت به سياست‌ها در همه جاي جهان وجود دارد، اما هنگامي كه نهادهاي توانمند سياسي و احزاب وجود نداشته باشند قاعدتا گفت‌وگوي معترضان با دولت نيز به بن‌بست خواهد رسيد. از سوي ديگر در سطح حكومت و دولت با ساختارهايي مواجه بوده‌ايم كه در خنثي‌سازي يكديگر نقش تعيين كننده داشته‌اند. به اين معنا كه نوعي خودمختاري ساختاري و عملكردي را شاهد هستيم و ساختارهاي حقوقي به گونه‌اي نه در جهت هم افزايي بلكه در جهت واگرايي و كاهش قدرت ساختار ديگر وارد عمل شده‌اند. بدين ترتيب نمي‌توان دولت فعلي را تنها مقصر برخي از نارسايي‌ها قلمداد نمود و برخورد با دولت فعلي، برخوردي سياسي و جناحي و براي تسويه حساب با دولت ميانه‌رو حسن روحاني تلقي مي‌شود. در دولت اقاي احمدي‌نژاد كه 8 سال قدرت كشور كاملا در دست يك جناح سياسي بود بازهم شاهد آن بوديم كه مشكلات و مسائل حل نشد و همه شعارهايي كه دولت آقاي احمدي‌نژاد در فقر و فساد و تبعيض مي‌داد خود به عنوان يكي از اصلي‌ترين توليد كنندگان فقر و فساد و تبعيض مطرح شد.

به نظر شما دولت مي‌تواند در حل مشكلات به تنهايي موفق شود يا بايد عزمي كلي در كشور براي تغيير وجود داشته باشد؟

به اعتقاد من ساختار فعلي نظام سياسي ما نياز به يك جراحي اساسي دارد. اگر از سخن گروه‌هايي كه معتقد به نياز به ثمر نشاندن اصلاحات در ساختار سياسي فعلي يا كساني كه معتقدند ساختار سياسي فعلي پاسخگوي اصلاحات نخواهد بود بگذريم و اين بحث را به زمان ديگري موكول كنيم، اما در اين مساله كه براي برخورد با فساد‌هاي گوناگون اقتصادي و حل بسياري از معضلات در سياست خارجي و ايجاد رونق اقتصادي در كشور ما نيازمند جراحي عظيم در داخل نظام سياسي هستيم هيچ شك و ترديدي وجود نخواهد داشت. به اعتقاد من آقاي حسن روحاني در مجلس بايد با صراحت و صداقت و شجاعت مشكلات اساسي فعلي كشور را مطرح كند. اگرچه فرض حذف آقاي روحاني فرضي محال است، اما حتي با فرض در نظر گرفتن چنين فرض محالي آقاي روحاني بايد با صراحت مشكلات موجود را ولو با عنوان حذف خود مطرح كند.

با توجه به اينكه سال گذشته شاهد اعتراضاتي در برخي شهرها بوديم و اكنون نيز برخي اعتراضات نسبت به مشكلات جامعه وجود دارد به نظر شما چگونه رفتاري بايد با معترضان داشت كه اين اعتراضات روبه شعارهاي ساختارشكنانه نرود؟

به نظر من احزاب سياسي، دولت و نظام در اين جهت وظيفه مشتركي دارند. احزاب سياسي مي‌بايستي نسبت به مطالباتي كه در فضاي سياسي كشور مطرح شده حساس باشند. البته شعارهاي براندازانه يا اقدامات تخريب گرايانه و رفتار غيرقانوني به هيچ عنوان نه تنها مورد حمايت قرار نمي‌گيرد بلكه بايد نسبت به توضيح اين مطلب كه چنين رفتاري به وضعيت بهتري منجر نخواهد شد اقدام نمود. دولت بايد در جهت دسته بندي كردن مشكلات و مطالبات اعتراضي مردم پاسخگو باشد. من لازم مي‌دانم به صراحت به عنوان يك هشدار بگويم كه اگر پاسخ مناسبي به مطالبات داده نشود، تحولات اجتماعي دامنه بيشتري خواهد گرفت و خارج از پيش‌بيني‌هاي جامعه شناسان و سياستمداران پيش خواهد رفت. اعتراضاتي كه بعضا شاهد آن هستيم انباشت مطالباتي است كه تاكنون وجود داشته و بارها تاكيد شده كه مسائل اعتراضي مردم ريشه در مسائل متعددي دارد. سبك زندگي مردم و برخوردهايي كه ما امروز شاهد هستيم آرام‌آرام به نوعي مواجهه ميان برخي از گروه‌هاي اجتماعي تبديل شده و مسئولان نيز نسبت به اين موضوع اگرچه به آگاهي‌هايي دست پيدا كرده، اما همچنان نسبت به تداوم رويه گذشته در برخورد با سبك‌هاي مختلف زندگي مردم اصرار وجود دارد. به هر حال مجموعه‌اي از شرايط در فضاي فعلي موجب شده تا ما شاهد چنين تحركات و نارضايتي‌هايي باشيم. به اعتقاد من با يك جراحي بزرگ و تغيير در برخي از سياست‌ها مي‌توان بر مشكلات فعلي فائق آمد. آنچه كه بعضا در شعارهاي مردم شاهد هستيم تعلق و دلبستگي آنها به ايران و تماميت ارضي آن است. در اين راستا بايد اولا همه مسئولان و فعالان سياسي بدين نكته برسيم كه وظيفه اوليه و اصلي ما حفظ ايران و منافع ملي ايران است. اگر مردم چنين احساسي نمايند كه همگان براي حفظ ايران دغدغه‌مند و در تلاش هستند و برخي از اولويت‌هاي خارجي جاي اولويت‌هاي داخلي را نگرفته است در آن هنگام مردم آرامش بيشتري در اين خصوص خواهند يافت. نكته دوم كه اساسي به‌نظر مي‌آيد آن است كه براي حل معضلات فعلي كشور راه حل‌هاي گوناگوني پيشنهاد مي‌شود، اما در نگاهي دقيق‌تر شاهد آن هستيم كه مشكلات خود را به عنوان كلافي سردرگم نشان مي‌دهد و هر پيشنهادي با وجود مشكلات ديگري در ساختار ديگر خنثي مي‌شود. به‌نظر مي‌رسد اگر همه مسئولان كشوري از مقامات عاليه تا ساده‌ترين كارمند يك اداره بر اجراي بدون تعارف و بدون رودربايستي قانون تكيه كنند و همگان اعلام كنند كه تنها به قانون عمل خواهيم نمود حتي اگر قوانين در برخي از جاها با نواقص و كاستي‌هايي رو‌به‌رو باشد فصل جديدي را از برخورد با فسادها، آقازاده‌ها، ژن‌هاي خوب مشاهده خواهيم كرد. يكي از اصلي‌ترين اشكالات رژيم سابق وجود بحث هزار فاميل بود كه امروز نيز شاهد آن هستيم و شايد همين امر موجب شده تا شاهد چنين فساد‌هاي گسترده و روابط ناسالمي باشيم. اگر همه مسئولان و نخبه‌هاي سياسي، از هر گروه و هر دسته و مقامي در استخدام‌ها، ثبت سفارش‌ها و بستن مزايده‌ها و مناقصه‌ها تنها قوانين را اجرا كنند بخش عمده‌اي از فسادهاي موجود كاسته خواهد شد. بسياري از نهادها كه اصولا وظيفه اوليه آنها فعاليت اقتصادي نيست بايد دست از فعاليت اقتصادي بردارند و اين فعاليت‌ها تحت چارچوب‌هاي قانوني به مردم سپرده شود. به‌نظر مي‌آيد كه بخشي از آلام مردم تسكين خواهد يافت. اجراي قانون نه تنها براي دولت بلكه براي دستگاه قضا نيز در اولويت است. دستگاه قضائي مستقل شرط ايجاد توسعه در كشور است. بسياري از كشور‌ها كه به توسعه دست يافتند اجراي قانون در سطح اجرايي و در سطح قوه قضائيه مستقل آنها هدف اولي و اصلي آنها بوده است. در صورت چنين اقداماتي مي‌توانيم شاهد باشيم همه چيز مجددا بر مدار قانون بازگردد. بايد دوره دورزدن قانون را پشت سر بگذاريم و ناگزيريم در نظام تثبيت شده سياسي تنها و به صورت شفاف به اجراي قانون در همه سطوح تصميم‌گيري مبادرت كنيم.

با توجه به اين مسائل به نظر شما تغييرات در دولت تاثيري در اين روند خواهد داشت و اساسا دولت منشأ تاثير است يا خير؟

تغيير فعلي برخي از بخش‌ها در دولت مثل تغيير يك مربي در تيم فوتبال است كه مي‌تواند بعضا انرژي، روحيه و اميد جديدي را ايجاد كند، اما اگر تيم؛ تيم فشلي باشد و ساختارهاي مديريتش آسيب ديده باشد با بهترين افراد نيز نمي‌تواند كاري از پيش برد. آنچه كه اهميت دارد و اساسي است ايجاد جراحي بزرگ در ساختار سياسي، اقتصادي و اجرايي كشور است. اگر آقاي روحاني بخواهد كاري اساسي براي كشور انجام دهد بايد اين اقدام را با همراهي ساير قسمت‌هاي نظام انجام دهد. دولت به تنهايي قادر به انجام كاري اساسي و تعيين كننده نيست. نه تنها اين دولت چنين قدرتي را نداشته و نخواهد داشت بلكه دولت احمدي‌نژاد، رئيس دولت اصلاحات، مرحوم آيت‌ا... هاشمي و دولت‌هاي قبلي نيز فاقد چنين قدرتي بودند. پس اين مساله گوياي آن است كه مشكل تنها در قوه مجريه و هيأت اجرايي دولت نيست. مجموعه‌اي از شرايط در كشور بايد نسبت به چند اصل اساسي از جمله اولويت دادن به ايران و اجراي قانون هم داستان شوند تا بتوان انتظار تغييرات اساسي و زيربنايي در كشور داشت. در همه جاي جهان توسعه هنگامي اتفاق مي‌افتد كه نخبگان از چپ و راست، اصولگرا يا اصلاح‌طلب، تندرو يا كندرو نسبت به يكي دو اصل اساسي به اجماع نهايي رسيده باشند. اختلاف، رقابت و منازعه در ميان احزاب و گروه‌هاي سياسي ذيل اصول اساسي و كلي مورد اجماع همگي نخبگان نه تنها اشكالي ندارد بلكه مي‌تواند تحرك زا و نشاط آفرين باشد. مهم آن است كه همه مسئولان در سطوح مختلف اولويت ايران و اولويت اجراي قانون را به عنوان دو اصل اساسي اعلام نمايند. پس از آن مي‌توان شاهد برخورد با رشوه‌گيران، فاسدان اقتصادي، زدوبند كنندگان سياسي، ممانعت از سوءاستفاده‌هاي آقازاده‌ها و ژن‌هاي خوب و ساير مواردي كه امروز مردم معترض آن هستند بود. مردم اعتماد خود را حتي به سياسيون از دست داده‌اند و اين بدترين آفتي است كه در جامعه‌اي مردم به نخبگان سياسي خود اعتماد نكنند. بي‌اعتمادي به مسئولان ريشه بسياري از آفت‌هايي است كه مي‌تواند در آينده ما را با چالش‌هاي اساسي‌تري مواجه سازد.

بسياري معتقدند كه بحث سوال از رئيس‌جمهور آبشخور سياسي دارد و با اينكه سوال از رئيس‌جمهور حق نمايندگان است، اما برخي دلواپسان در مجلس از اين ابزار با اهداف و مقاصد ديگري استفاده مي‌كنند. ارزيابي شما از اين مساله چيست؟

ما در فضاي سياسي البته بايد متوجه انگيزه‌هاي طراحان سوال باشيم. شكي نيست كه برخي فكر مي‌كنند به زمين زدن دولت آقاي روحاني بدين معناست كه جريان سياسي آنها از مقبوليت بيشتري نزد مردم برخوردار خواهد شد. امروز همه مردم مي‌دانند كه به رغم مشكلات و مسائلي كه در دولت روحاني وجود دارد اگر اصولگرايان بر سر كار مي‌آمدند فجايعي كه به لحاظ اقتصادي و امنيتي در كشور رخ مي‌داد بسياربسيار بدتر از شرايط فعلي بود. دلواپسان با فرار به جلو و با طرح برخورد با رئيس‌جمهور فكر مي‌كنند مردم به سوي آنان بازخواهند گشت. برخي از افشاگري‌هايي كه در چند روز گذشته بعضي دلواپسان مجلس نسبت به برخي از دوستان خود انجام دادند حكايت از عمق فاجعه و فساد مالي در جريان دلواپس اصولگرايان دارد، اما همه اين سخنان به معناي آن نيست كه ما از طرح سوال از رئيس‌جمهور در مجلس نگران باشيم. من خاطرم هست كه حتي در مجلس ششم نيز هنگامي كه برخي از نمايندگان قصد سوال از رئيس‌جمهور را داشتند گويي يك مساله حيثيتي پيش آمده بود و همه در تكاپو بودند تا نمايندگان را از طرح سوال از رئيس دولت اصلاحات منصرف كنند. به اعتقاد من در شرايط فعلي اين مساله اگرچه ممكن است با نيت سياسي دلواپسان شكل گرفته باشد، اما مي‌تواند فرصت خوبي براي آقاي روحاني در جهت طرح مسائل و مشكلات موجود كشور باشد. رئيس‌جمهور بايد صريح و روشن مشكلات را در مجلس عنوان كند، اگر آقاي روحاني همراهي مردم را مي‌طلبد ناگزير از آن است كه با شفافيت نسبت به مشكلات موجود سخن بگويد. حتي آن بخش‌هايي كه دولت در انجام آن دچار تقصير يا قصور بوده را اعلام كند و با همفكري بخش‌هاي مختلف تصميم‌گير راه برون رفت درستي را در شرايط فعلي پيشنهاد دهد.

اخيرا مطرح شده كه حزب رهروان تا ماه آينده در فضاي سياسي كشور اعلام موجوديت خواهد كرد برخي از اين حزب به عنوان حزبي براي ايجاد جريان سوم كشور ياد مي‌كنند؛ به نظر شما اين حزب مي‌تواند جريان ميانه‌رو را در جامعه ايجاد كند و مثل ساير جريانات داراي وزن سياسي باشد؟

من معتقدم كه اين حزب نخست بايد پس از اعلام موجوديت اعلام مواضع كند كه رهرو چه كسي است؟ رهرو حقيقت و آزادي يا رهرو جناح و تفكر خاصي است. از اين رو در وهله اول بايد رهرو چه كس يا چه چيزي بودن را اعلام نمايد. ثانيا احزاب خود نمي‌توانند جايگاه خود را به عنوان جناح اول دوم يا سوم تعيين كنند بلكه اين پايگاه اجتماعي يك حزب است كه مي‌تواند جايگاه سياسي قابل توجهي را براي آن حزب ايجاد كند. از طرف ديگر جريان سوم امروز در جامعه ما وجود دارد. ما دو جريان اصلي اصلاح‌طلب و اصولگرا را داريم و جريان سومي كه تحت عنوان اعتدالگرايان شكل گرفته و بيش و كم در حول و حوش آقاي روحاني امروزه متعين گرديده است. البته احزاب مختلف ديگري نيز هستند و احزاب اسمي كم نيستند، خوب حزب رهروان نيز مي‌تواند به عنوان يكي ديگر از احزاب مطرح باشد. پايگاه اجتماعي حزب به مواضع حزب و افراد شاخص و تاثيرگذاري كه در درون آن حزب خواهند بود شناخته و تعيين خواهد شد نه صرف آنكه ما خود را به عنوان حزب پيش رو يا حزب برتر يا سوم بخواهيم مطرح كنيم. به نظر من در مجموع براي تقويت جامعه مدني در ايران از هر تشكيلاتي كه بتواند براي تجميع ديدگاه‌ها و مواضع در حول و حوش يك جريان فكري كمك كند بايد استقبال كرد. به همين دليل بايد از حزب رهروان نيز استقبال نمود و براي آنها آرزوي موفقيت و ثاثيرگذاري در فضاي سياسي ايران داشت.