شهردارآنلاين :: پايگاه جامع خبري مديريت شهري : تغييرشجاعانه سياست‌ها راه خروج از بحران
سه شنبه، 9 مرداد 1397 - 05:00 کد خبر:55370
شهردارآنلاين: چندي است كه جامعه در تب و تاب ارزي قرار گرفته و قيمت ارز لحظه‌‌اي بالا مي‌رود. گرچه بازار سكه نيز دست كمي از ارز ندارد و تكانه‌هاي شديدي را طي چند روز گذشته به خود ديده است. در اين راستا خيلي‌ها فكر مي‌كردند كه با تغيير رئيس بانك مركزي همه چيز حالت ثبات به خود مي‌گيرد و شرايط جامعه به حالت سابق خود باز مي‌گردد، اما آمدن عبدالناصر همتي نيز نتوانست اين التهابات را كاهش دهد. البته براي ارزيابي و قضاوت درباره عملكرد وي بسيار زود است، اما اطلاعيه اخير بانك مركزي در خصوص تحولات اخير كه «اين تحولات غيرعادي است و سياست‌هاي جديد به زودي اجرا مي‌شود»، موجب شد تا بسياري تحولات اخير را از حيطه اختيارات بانك مركزي نيز خارج بدانند. با اين همه هنوز هم نقطه مشترك همه تغييرات و جراحي بزرگ در دولت است. معلوم نيست كه چرا حسن روحاني با وجود تاكيدات فراوان در راستاي تغييرات در كابينه همچنان در تغييرات درنگ مي‌كند و منتظر چيست. نارضايتي‌هاي اجتماعي به نحوي است كه دولت بايد هرچه سريع‌تر فكري به حال آشفته بازار اين روزهاي كشور كند وگرنه به اين راحتي‌ها از گرداب مشكلات رهايي نخواهد يافت. روحاني بايد بداند كه تغييرات در دولت به نفع اوست و حداقل از حجم انتقادات نسبت به او مي‌كاهد. گرچه بسياري معتقدند كه مهم‌تر از تغيير در افراد كابينه تغيير در سياست‌هاي دولت است. بايد ديد در آينده سپهر سياست ايران چه اتفاقاتي رخ خواهد داد.


در شرايطي هستيم كه تقريبا همگان تغييرات در دولت را امري بديهي مي‌دانند، اما رئيس‌جمهور با وجود تاييد اين موضوع عملي تغييراتي حاصل نمي‌كند؛ به نظر شما اين تاخير در عمل نشانه چيست؟

من معتقدم كه تغيير فرد خيلي مهم نيست، اين تغيير سياست‌هاست كه از اهميت بالاتري برخوردار است. فرض كنيد آقاي الف برود و آقاي ب بيايد وقتي قانون بودجه و حركت‌هاي دولت مشخص و محدود است هر كس كه بيايد ممكن است فقط چند درصد تغيير ايجاد كند. مهم تغيير سياست‌هاست كه آن هم چون ما قانون مجلس و بودجه كل كشور را داريم اينها چيزهايي نيست كه به آساني تغيير كند. بنابر اين اگر قرار است كه شاهد تغييراتي باشيم بايد سياست‌هاي جديدي تعريف شود و افرادي متناسب اين سياست‌ها روي كار بيايند وگرنه اگر همان ضوابط و قوانين معمول وجود داشته باشد تغيير افراد خاصيتي نخواهد داشت. به عنوان مثال دولت براي اينكه بتواند حقوق كارمندان و هزينه‌هاي جاري را تامين كند بايد پول دربياورد و پول درآوردن نيز از طريق فروش ارز از طريق واردات است. راه اداره كشور را مجلس اينگونه تدوين كرده و بنابراين هر كسي كه روي كار آيد بايد اين كار را انجام دهد. اينطور نيست كه با تغيير چند نفر كشور گل و بلبل شود. از طرف ديگر مسائل مختلف در كشور انبار شده مثل نقدينگي كه عامل همه نابساماني‌هاي اقتصادي است و در كشور ما نيز موجود است. نقدينگي سال‌ها انبار شده و سال به سال اضافه مي‌شود. زماني كه آقاي روحاني به رياست جمهوري رسيد اين رقم چيزي در حدود 900 هزار ميليارد تومان بود و اكنون 1600 هزار ميليارد تومان شده است. عامل همه نابساماني‌هايي كه مشاهده مي‌كنيم حجم عظيم نقدينگي است كه افراد را قادر مي‌كند كه بر همه چيز بازار وارد شوند.

بسياري معتقدند كه تغيير سياست‌ها بايد با تغيير افراد همراه باشد، به نظر شما رئيس‌جمهور عزمي براي اين تغييرات دارد يا اينكه سخن از تغييرات انحراف از مسير اصلي است؟

بسياري از سياست‌هاي كشور دست اين افراد نيست. خيلي از سياست‌هاي اقتصادي كشور توسط مجلس تدوين مي‌شود. كليت ديگري نيز وجود دارد كه هيچكدام از اقتصاددانان يا هيچ گروه اقتصادي نگفته‌اند كه سياست‌هاي اقتصادي كشور چه بايد باشد و چه تبعاتي دارد. همه مي‌گويند سياست خوب، اما اين خوب چيست؟ چه تعريفي دارد. آنهايي كه ادعاي اقتصادداني دارند مخصوصا در شرايط حساس كنوني با اين فرض كه هرچه مي‌گويند نيز قانون بشود و قوانين موضوعه جلوي آنها را نگيرد بگويند كه كشور بايد بر اساس چه سياست‌هاي اقتصادي جلو برود و تبعات آن چه خواهد بود. بالاخره اعمال هر سياستي تبعاتي خاص از خود بروز خواهد داد. همانطور كه ما هر سياست خارجي خاصي را كه در پيش بگيريم تبعات خاص خود را دارد كه اكنون نيز بخش بزرگي از مسائل كشور به آن بستگي دارد، اينطور نيست كه بگوييم فلان شخص عوض شود شرايط بهتر مي‌شود. من خيلي با برخي از آقايان موافق نيستم و از فلان وزير و رئيس سازمان شخصا خيلي راضي نيستم، اما مي‌خواهم بگويم بدون تغيير سياست‌ها چيزي به‌دست نمي‌آيد. به علاوه اينكه هيچ اقتصادداني مدل مشخصي براي آينده اقتصادي كشور ارائه نمي‌كند و همه صرفا به انتقاد از وضع موجود مي‌پردازند. بنابراين به‌نظر مي‌رسد موضوع به همين سادگي‌ها نيست كه بگوييم چند نفر تغيير كند و مسائل حل و فصل شود.

احمدي‌نژاد معتقد بود كابينه خط قرمز اوست، آقاي روحاني در لفظ به چنين چيزي اعتقاد ندارد، اما در عمل آنچه از عملكرد وي نشان داده مي‌شود اين است كه با توجه به انبوه مشكلات وي نيز كابينه را خط قرمز مي‌داند. تفاوت اين دو ديدگاه را در چه مي‌بينيد؟

به نظر من نتيجه هر دو يكسان است. براي اينكه من احساس مي‌كنم با تغيير افراد اتفاق خاصي در كشور نخواهد افتاد. شايد آقاي روحاني نيز معتقد است تغيير افراد تاثيري در بهبود روند كارها نخواهد داشت و به اين علت كه هر سياستي را بخواهند تغيير دهند تبعات ديگري در كشور دارد. مثلا مصرف آب و برق در كشور اسراف‌گونه است و اگر متوسط مصرف آب و برق جهان را مشاهده كنيم ما بيش از ساير كشورهاي جهان به مصرف آب و برق مي‌پردازيم. خيلي‌ها توصيه مي‌كنند كه بايد قيمت آب و برق را به مرحله‌اي برسانيم كه مصرف كاهش يابد. حال شايد اين حرف خوب باشد، اما تبعات آن در نظر گرفته نمي‌شود و مطرح‌كنندگان به وقت بررسي تبعات مساله جا مي‌زنند. در حالي كه مسلما اين طرح تبعات مطلوبي در جامعه ندارد. از اين رو هر طرحي را بايد با تبعاتش سنجيد و مطرح كرد. اكنون ما 400 هزار چاه عميق غيرمجاز داريم كه بستن آن كاري ندارد و همه نيروها مي‌توانند در كشور بسيج شوند و در چاه‌ها را ببندند تا اين همه چاه غيرمجاز كشيده نشود، اما با در نظر گرفتن تبعات قضيه به اين نتيجه مي‌رسيم كه نمي‌شود. با اين همه آقاي روحاني نيز كه شرايط كشور را رصد مي‌كند مشكل را در جاي ديگري غير از تغييرات در كابينه مي‌بيند.

گفتيد همه چيز در اختيار دولت نيست، اساسا چرا ساير اركان حاكميتي كه دستي در اين مسائل دارند براي بهبود امور وارد عمل نمي‌شوند؛ به نظر شما اختلافي وجود دارد يا جرياني در‌صدد اخلال در كار دولت است؟

من معتقدم اينگونه نيست و هركسي از ظن خود يار مساله مي‌شود. هر دستگاه و نهادي كار خود را مي‌كند در حالي كه وظيفه اصلي به گردن دولت نيست. سياست‌گذاري كشور بايد از ريشه انجام شود. به عنوان مثال مقام معظم رهبري فرمودند كه كالاي ايراني مصرف كنيد؛ زماني كه مردم اين عمل را انجام نمي‌دهند بايد جلوي واردات كالاي خارجي گرفته شود كه مردم رو به كالاي ايراني بياورند. حال اگر جلوي واردات كالاي خارجي گرفته شود دولت نمي‌تواند ارز خود را به فروش برساند در نتيجه ريال كمي به‌دست مي‌آورد. اگر دولت ريال كم داشته باشد نمي‌تواند حقوق كارمندان خود را بدهد در نتيجه كارمندان دولت نيز مستاصل و گرسنه مي‌مانند. اينگونه نيست كه مساله به اين سادگي‌ها باشد و با چند فرمول حل شود، بلكه هر موضوعي پيچيدگي خاص خود را دارد. حال در نظر بگيريد مسائل ساختاري كشور تا چه اندازه پيچيده و مشكل هستند. نهادهاي ديگر نيز كار خود را انجام مي‌دهند. من اطلاعي ندارم كه نهادي در ضديت با دولت عمل مي‌كند يا نه، اما اگر هم مخالفت يا ضديتي باشد علي‌القاعده نهاد مورد نظر بايد جلويش گرفته شود. البته حجم مسائل بزرگ اقتصادي ما به نحوي است كه اين نهادها نمي‌توانند تاثير مثبت يا منفي چنداني روي جريان اقتصادي كشور بگذارند.

برخي اقتصاددانان معتقدند كه كودتاي اقتصادي اخير در جهت براندازي سياسي است؛ ارزيابي شما از اين مساله چيست؟

بدون ترديد من نقش عوامل خارجي را بسيار موثر مي‌دانم. سازمان CIAدر سال 58 اعلام كرد كه به‌خاطر انقلاب اسلامي 30 درصد از نيروهاي ما ريزش داشتند و اكنون آنها را تامين كرديم. بنابراين بخشي از اين داستان مربوط به اين است كه عوامل آنها در بازار فعاليت مي‌كنند و بخشي نيز از احساس نا امني مردم ناشي مي‌شود كه وقتي مي‌بينند روزبه‌روز دلار و سكه گران مي‌شود براي خريد ارز و سكه هجوم مي‌برند تا پول‌هايشان از ارزش نيفتد. اين بخش رواني جامعه بسيار اهميت دارد. البته نكته جالب اين است كه مردم زماني كه جنسي گران مي‌شود به دنبال خريد مي‌روند چون مي‌دانند رو به صعود است در حالي كه اگر شاخص سهام شركتي در بورس روبه سقوط باشد مسلما هيچ كس براي خريد آن پيشقدم نخواهد شد. البته ما شاهد مداخلات صورت گرفته نيز هستيم كه احتياج نيست حجم زيادي داشته باشد. كافي است كه تحركي مخفي در بازار صورت بگيرد تا اثر رواني آن منجر به دنباله‌روي جامعه از آن اثر شود. حجم نقدينگي نيز در جامعه ما به حدي بالا است كه به هر سمتي رو كند موجب تخريب مي‌شود.

با اينكه بسيار در مورد مبارزه با فساد از سوي مقامات مسئول صحبت شده، اما همچنان شاهد بروز فساد اقتصادي در جامعه هستيم كه موسسه ثامن‌الحجج مثال خوبي است. به نظر شما براي مقابله با فساد بايد چه اقداماتي صورت پذيرد؟

بنياد ظلم در ابتدا اندك بود، هركه آمد اندكي به آن افزود تا به اين اندازه رسيد. تسامحي كه به تدريج روي مسائل مختلف اتفاق افتاده موجب شده تا به حجم فساد طي ساليان افزوده شود. به علاوه كار وقتي به قضاوت مي‌رسد نظر قاضي مطرح مي‌شود. مثلا گفته مي‌شود فلان كس 38 هزار سكه خريده، اما خريدار مي‌گويد بانك فروخته و من خريده‌ام و تخلف نكرده‌ام. اينجا بانكي كه اين حجم از سكه را به يك نفر مي‌فروشد هم مقصر است. خريدار سرمايه كافي داشته و سكه خريده، طرف دوم نيز فروخته و به همين راحتي ماجرا تمام مي‌شود. مگر اينكه به اين مساله وقوفي صورت گيرد كه خريدار در ارز فساد كرده است. بنابراين خيلي از اين مسائل با قوانين و مقررات فعلي قابل برخورد نيست. نمي‌دانم دكل‌هاي نفتي كه فروخته شده بود و محاكمه‌هايي نيز صورت گرفت بالاخره به كجا رسيد و چه حكمي براي آن صادر شد اما معتقدم در اين مورد بالاخره بايد تعبير و تفسير از فساد و اينكه چه كساني فساد مي‌كنند، تغيير كرده و روشن شود تا بتوانيم نسبت به چنين فسادي غلبه كنيم.

تن ندادن برخي وزرا به دستور صريح رئيس‌جمهور مبني بر انتشار ليست ارز بگيران دولتي و مماشات آقاي روحاني با آنها را ناشي از چه مي‌دانيد؟

اين مطلب كاملا واضح و روشن است كه همه دولتمردان بايد دستور رئيس‌جمهور را رعايت كنند، چراكه اساسا تبعيت از مافوق امري طبيعي است مگر اينكه در اين تمرد از دستور مساله ديگري نهفته باشد. علي القاعده هركس كه دستور رئيس‌جمهور را اجرا نكند بايد با جديت تمام با او برخورد كرد و رئيس‌جمهور مي‌تواند وي را عزل كند. اين مساله رودربايستي برنمي‌دارد چون اگر كسي دستور دولت را نخواند اين چه دولتي است كه در اين حد نيز توانايي ندارد. اگر وزيري سركشي كند و نخواهد از دستور صريح رئيس‌جمهور پيروي كند هيچ دليلي بر مماشات آقاي روحاني وجود ندارد، چراكه وي دومين مقام رسمي كشور و رئيس هيات دولت است. از اين رو اختيار عزل و نصب و برخورد با كساني را دارد كه در خط فكري دولت نيستند يا دستورات داده شده را اجرا نمي‌كنند.

بسياري معتقدند كه بعضا عدم كارآمدي دولت و تحقق وعده‌ها به حلقه بسته همراهان رئيس‌جمهور باز مي‌گردد. چه ميزان تغييرات در اين سطح را مفيد و موثر مي‌دانيد؟

من از دولت خبر ندارم كه نقش چه كسي چقدر است، بنابراين هر پاسخي كه بدهم ممكن است درست نباشد.

چندي پيش مجلس طرح منع به‌كارگيري بازنشستگان در دستگاه‌هاي دولتي را تصويب كرد؛ به نظر شما اين طرح چقدر به ورود جوان‌ترها به مشاغل دولتي و بازنشستگي واقعي نسل و دوم كمك مي‌كند؟

من معتقدم اصل قانون كه در گذشته وجود داشت كافي و موثر بود اما بر اساس يك استفساريه تبصره‌اي زده شد كه بي‌جهت براي كار محدوديت بيش از حد ايجاد كرد. برخي از بازنشسته‌ها وجود دارند كه حضورشان مي‌تواند بسيار مفيد و موثر باشد. از طرف ديگر تمايل به استفاده از جوان‌تر‌ها چيزي نيست كه بتواند با اين قانون‌ها شكل بگيرد. حتي من ديدم يكي از افراد بسيار مسن كه خود مسئوليت‌هاي بسيار متعددي در كشور دارد اظهار كرده بود كه دولت جوان شود. اين افراد اگر خود كنار بروند، جوانان روي كار خواهند آمد.

با توجه به اينكه شما مسئوليت‌هاي مختلف داشته‌ايد، چرا با گذشت 40 سال از انقلاب همچنان نسل اول و دوم روي كار هستند و به ندرت شاهد حضور جوانان هستيم؟

من فكر مي‌كنم كه اعتماد مسئولان نسبت به جوانان بسيار كم است و فكر مي‌كنند كه تا آخر خود بايد نگهبان انقلاب اسلامي باشند. در حالي كه نگهبانان اصلي كشور جوانان هستند و نكته مهم اين است كه جواني كه توانست ماشين جنگي صدام را از كار بيندازد، خواهد توانست مشكلات امروز را حل كند. نمي‌توان آنجا، در جنگ به جوانان اعتماد كرد اما امروز و در مديريت كشور به آنها اعتماد نداشت.

اخيرا دادستان كل كشور اظهار كرده كه در مقوله حجاب برخورد قضائي جواب نمي‌دهد، گزارش مركز پژوهش‌هاي مجلس نيز اين امر را تصديق مي‌كند. به نظر شما در مقوله‌هاي اجتماعي مثل حجاب بايد چگونه برخوردي صورت گيرد كه همراه با پذيرش جامعه باشد؟

مي‌توان گفت حجاب تجلي درون افراد در ظاهر آنهاست. در طرف ديگر هم مي‌توان گفت افراد طوري تربيت نشده‌اند كه خود را ملزم به رعايت حجاب بدانند. گرچه اين ظاهر قضيه است و اصل قضيه موضوع تربيت است. شرايط حاضر جامعه به ما نشان مي‌دهد كه روش‌هاي تربيتي ما در جامعه به سمت پياده‌سازي انديشه حجاب در جامعه نبوده است. يا بايد مثل طالبان و داعش عمل كرد و با هركس كه حجاب را رعايت نكرد با خشونت رفتار كرد يا اينكه كمك كرد كه افراد با توجه به اختياري كه دارند و براساس تحليل از شرايط به رعايت حجاب مبادرت مي‌ورزند. بايد ديد كه در زمان خود پيامبر(ص) جامعه چگونه بوده و آيا فشاري و اجباري بوده يا اختيار بوده، اما به هر حال آنچه كه ما در ظاهر مي‌بينيم حكايت از انديشه دروني انسان‌ها دارد و انديشه دروني آنها را ملزم به رعايت كاري نمي‌كند. چندي پيش آقاي قرائتي گفتند نمازخوان‌هاي جامعه ما 25 درصد است حال نمي‌دانم كه اين افراد اضافه شدند يا كم شدند و نظر آقاي قرائتي در شرايط حاضر چيست. ما به حدي كه بايد نسبت به خواندن نماز حساس باشيم، شايد بتوان نوع مواجهه با مقوله حجاب را دوباره تعريف كرد. بايد ببينيم كه با وجود اين همه توصيه از سوي بزرگان دين به اقامه نماز چرا بايد جامعه به جايي برسد كه به گفته آقاي قرائتي 25 درصد نماز بخوانند. اين مساله ريشه در آموزه‌ها و روش‌هاي تربيتي دارد كه در جامعه داشته‌ايم. از اين رو بهتر است با اين مقوله‌ها با واقع‌بيني و دقت نظر بيشتري مواجه شويم.

آيا سياست‌هاي فرهنگي دولت‌هاي مختلف در اين 40 سال جوابگو نبوده است؟

من معتقدم اصل قضيه به تربيتي بازمي‌گردد كه بچه‌ها در خانه و مدارس داشته‌اند. البته حجاب يكسوي ماجراست و كلام، رفتار، ادب و خشونت نيز در جامعه وضع مطلوبي ندارد و نمي‌توان به راحتي از آن گذشت. وظيفه مدارس در حقيقت آموزش و پرورش است كه ما در امر پرورش اصلا توجه نكرده‌ايم و وجه پرورش ادب و خصوصيات والاي اخلاقي در امور پرورشي مدارس بسيار اندك يا ناكارآمد بوده است. انگار فكر كرده‌ايم اگر كلاسي داير كنيم و بچه‌ها بيايند درس بخوانند، كفايت مي‌كند و با نگاه به شرايط فعلي پيداست در امر پرورش شكست خورده محسوب مي‌شويم. بايد تاكيد كرد و به‌خاطر داشت كه بحث اخلاقيات، تربيت و روابط انساني وضع مساعدي ندارد. پس از اين همه سال كه به اين امور توجه نكرده‌ايم، حالا مي‌گوييم چرا اينگونه شده است؟

منبع: آرمان