شهردارآنلاين :: پايگاه جامع خبري مديريت شهري : تندروها مي‌خواهند دولت بي‌اعتبار شود
یکشنبه، 23 اردیبهشت 1397 - 07:17 کد خبر:51877
شهردارآنلاين: بخشي از تحليلگران سياسي براين نظر اتفاق دارند كه تندروهاي اصولگرا و دلواپسان ذره‌اي از كارشكني در راه دولت كوتاه نيامده‌اند. برخي ديگر اعتقاد دارند كه سهم دولت در نزول عملكردي قابل توجه بوده و مي‌توانسته در موارد متعددي بر ايده‌ها و برنامه‌هاي خود پافشاري كند. اين گروه مي‌گويند دولت در برابر تندروها و براي به‌دست آوردن رضايت آنها گام به گام عقب نشسته است. اين حرف درست باشد يا نباشد، نشان دهنده قدرت تاثيرگذاري تندروها در ساحت سياسي ايران است. تندروها، با اين فكر كه مي‌توانند با ناكارآمد نشان دادن دولت شكست‌هاي متعدد و پي‌درپي خود را در انتخابات اخير جبران كنند، خيلي هم از ضعيف شدن صندوق راي وزارت كشور ناراضي نيستند.


دكتر صادق زيباكلام، استاد دانشگاه و اصلاح‌طلب شناخته شده در اين مورد اعتقاد دارد: «جريان تندرو آينده را از آن خودش مي‌بيند. جريان تندرو مي‌داند كه با همين زاويه و شيب اگر جلو برويم، كسر قابل توجهي از مردم نه تنها در انتخابات 1400 شركت نخواهند كرد بلكه سال آينده در انتخابات مجلس شوراي اسلامي هم خيلي از كساني كه طرفدار جريان تندرو نيستند، در انتخابات شركت نخواهند كرد». در ادامه گفت‌وگوي «آرمان» با دكتر زيباكلام را مي‌خوانيد.

ظرف قريب به يكسالي كه از تشكيل دولت دوم آقاي روحاني مي‌گذرد، از جهت ميزان اعتبار اجتماعي و محدوديت تغييراتي به‌وجود آمده. اولين سوال ما اين است كه آيا شما اين برداشت را قبول داريد؟

من اين را قبول دارم. من معتقدم كه ظرف كمتر از يكسال گذشته چون دولت شهريورماه بود كه دولت تشكيل شد ولي واقع مطلب اين است كه دولت آقاي روحاني ظرف 10 ماه گذشته به شدت اعتبار و احترامش را از دست داده. البته دوست ندارم كه لغت «محبوبيت» را به كار ببرم. لغت اعتبار را از نظر سياسي و اجتماعي درست‌تر مي‌دانم كه در مورد ايشان به كار ببريم. بله، ايشان اعتبارشان را به شكل باورنكردني‌اي از دست دادند. من هر كجا كه مي‌روم با اين انتقاد مواجه مي‌شوم در سخنراني‌هايي كه در دانشگاه و غيره انجام مي‌دهم با اين انتقاد مواجه مي‌شوم كه مردم به‌خصوص جوانان، دانشجويان ابراز پشيماني مي‌كنند از اينكه در انتخابات شركت كردند و به روحاني راي دادند و به من هم حمله، گله و انتقاد مي‌كنند كه خب، شما و افراد ديگري مثل شما در طيف اصلاح طلب، باعث شديد كه خيلي‌ها به اعتبار شما به روحاني آمدند و راي دادند. يك جوري بنده را به‌خاطر اينكه اين كار را كردم، گناهكار مي‌دانند.

حتي خيلي‌ها به من حمله مي‌كنند و مي‌گويند دست شما و دست آقاي روحاني و يك جورهايي دست مجموعه نظام در يك كاسه بود و شما بازارگرمي كرديد كه مردم بيايند و در انتخابات شركت كنند. يعني وضعيتي كه دولت آقاي روحاني در چهار سال اول داشت، به رغم همه مشكلات و مسائلي كه ايشان با آن روبه‌رو بود، ولي اينطوري نبود كه اينقدر اعتبارش را از دست بدهد.

يعني من مي‌خواهم بگويم كه بخشي از آن 24 ميليون رايي كه آقاي روحاني آورد، مال خود ايشان بود نه به واسطه دكتر حسن روحاني بلكه به واسطه مجموعه عملكرد دولت اول ايشان، دولت يازدهم كه تا حدود زيادي اگر نگوييم كه با اقبال راي دهندگان مواجه شده بود ولي به هر حال باعث اعتباري براي ايشان شده بود. يا حداقل بخش عمده‌اي از آن اعتبار 24 خرداد 92 را ايشان حفظ كرده بود. ولي در دولت دوم به سرعت حيرت انگيزي مي‌توان گفت كه از مهرماه سال گذشته به اين سو، واقعا در نيمه دوم سال 96، از مهر تا اسفند 96 اگر شما منحني را ترسيم كنيد -نمي‌خواهم لغت محبوبيت را به كار ببرم- ولي اعتبار ايشان دارد به شدت سقوط مي‌كند و يك منحني ديگري اگر ترسيم كنيم كه اسمش را منحني پشيماني گذاشته‌ام، اين منحني دارد به سرعت رو به صعود و بالا حركت مي‌كند. يعني روزبه‌روز بر تعداد كساني كه ابراز و احساس پشيماني مي‌كنند از اينكه به ايشان راي دادند، بيشتر و بيشتر مي‌شود.

بگذاريد اينطوري سوال كنيم كه آيا شما معتقد نيستيد كه يك تعمد و قصد و غرضي در كار است يا يك سناريو يا برنامه‌ريزي در كار است كه دولت ايشان را عملا ناكارآمد و حالا اين اصطلاحي كه باب شده فشل نشان دهند. يعني به مردم نشان دهند كه ايشان هيچ كاري نمي‌تواند بكند. هيچ توانمندي‌اي ندارد و عملا به مردم نشان بدهند كه دولت آقاي روحاني عملا و در حقيقت هيچ كاره است. آيا شما اين را قبول نداريد؟

من اين را قبول دارم كه ايشان دشمنان خيلي جدي و مهمي دارند. من اين را قبول دارم كه به‌خصوص جريان اصولگراي تندرو خيلي خوشحالند از اينكه ايشان اعتبارش را از دست بدهد، خيلي خوشحال‌اند از اينكه ايشان هيچ اعتباري نداشته باشد، خيلي خوشحالند از اينكه تعداد كساني كه ابراز و احساس پشيماني مي‌كنند منظما رو به ازدياد برود ولي جايي كه من با شما اختلاف نظر دارم اين است كه با صحبت‌هايي كه قبل از مصاحبه هم داشتيم شما به نظر مي‌رسد كه معتقديد حالا اسمش را شبه كودتا بگذاريم كه يك شبه كودتايي از سوي برخي از جريانات تندرو عليه دولت آقاي روحاني به راه افتاده و قصدش زمين‌گير كردن دولت آقاي روحاني است و حداقلش اين است كه اگر دولت زمين‌گير هم نشود به مردم نشان داده شود كه دولت آقاي روحاني هيچكاره است. يعني شما يك چنين نظري داريد.

كم نيستند كساني كه فكر مي‌كنند جريان بي‌اعتبار ساختن قوه مجريه، جريان بي‌اعتبار ساختن دولت در نزد افكار و اذهان عمومي خيلي هم به نظر نمي‌رسد كه تصادفي بوده باشد و به نظر مي‌رسد كه قصد و غرض و تعمدي در كار است كه تعمدا دولت اينگونه ظاهر شود.

فكر كنم اينجا من با شما اختلاف نظر دارم. من معتقدم يك بخش از آنچه شما مي‌گوييد و مشاهده مي‌كنيد درست است كه جريان تندرو بسيار بسيار خوشحال و مسرور است و از اينكه روزبه‌روز از اعتبار آقاي روحاني كاسته شود، حظ مي‌كند. من اين را قبول دارم. ولي اينكه تعمدا دارد برنامه ريزي مي‌كند، سناريويي هست يا به قول شما شبه كودتايي هست يا سنارويي هست براي اينكه تعمدا اين مساله صورت بگيرد اينجا هست كه من با شما اختلاف نظر دارم. ضمن اينكه حاصلش يكي است. يعني هم من و هم شما معتقديم كه دولت به سرعت دارد بي‌اعتبار مي‌شود.

دولت به سرعت دارد به حالت اينكه هيچ كاره است و به نقطه بن‌بست رسيدن، نزديك مي‌شود. فرق من با شما فقط اين است كه شما معتقديد اين كار دارد تعمدا از سوي جريانات تندرو صورت مي‌گيرد اما من معتقدم كه در اين كار تعمد و قصد و غرضي نيست بلكه يكسري جريانات سياسي و تحولاتي بوده كه نهايتا به اينجا ختم شده است.

يعني شما معتقديد تصادفي اين اتفاق افتاده؟

حالا من اسمش را تصادفي نمي‌گذارم ولي ببينيد مثلا به عنوان مثال، معتقدم خود آقاي روحاني هم در اينكه دولتش بي‌اعتبار شده، كم تقصير نداشته. يعني چرا من به آن توطئه‌اي كه شما معتقديد كه يك شبه كودتا دارد عليه ايشان شكل مي‌گيرد، معتقد نيستم؟ براي اينكه من معتقدم خود آقاي روحاني هم در اينكه دولتش به اين نقطه سقوط كرده، بي‌نقش نبوده است.

جدا از عملكرد مسائلي اتفاق مي‌افتد كه به نظر تعمد و قصد و غرضي در كار است. مثلا همين آخرين داستاني كه اتفاق افتاد و مساله تلگرام. مشخص بود كه يكي از اهداف فيلتركردن تلگرام درحقيقت اين است كه به مردم نشان داده شود كه دولت هيچ كاره است يا وضعيتي كه در برجام دارد به‌وجود مي‌آيد و اينكه روحاني مقصر بوده، به خاطر مذاكرات، به خاطر توافق هسته‌اي و به خاطر برجام. روحاني به ما در رابطه با برجام دروغ گفت. يا فرض بفرماييد مساله ارز كه مشكوك است كه ظرف قريب به دو ماه ارز نزديك به 4 هزار توماني به ارز 7 هزار توماني برسد! آيا شما به عنوان يك تحليلگر سياسي و به عنوان يك استاد علوم سياسي، تعمد و دست‌هاي پنهاني در اينكه عملا دولت را مي‌خواهند زمينگير كنند، نمي‌بينيد؟

مي‌رسيم به همان اختلاف نظري كه داريم. تفاوت من با شما اين است كه هر دو در اينكه دولت آقاي روحاني ظرف 6، 7 ماه گذشته به شدت اعتبارش را از دست داده و كسر قابل توجهي از آن 24 ميليون احساس مي‌كنند كه سرشان كلاه رفته و از اينكه به آقاي روحاني راي دادند، پشيمانند. اساسا از اينكه در انتخابات شركت كردند، پشيمانند و نقش بنده و امثال بنده را يك جورهايي بازارگرم كن براي انتخابات مي‌دانند و صراحتا هم مي‌گويند كه شما به هرحال يك جورهايي به نظام وابسته هستيد كه مردم را پاي صندوق‌ها بياوريد. يعني تا اين حد بي‌اعتمادي وجود دارد كه به عملكرد آقاي روحاني برمي‌گردد. من اين را قبول دارم.

منتها ببينيد! جايي كه من با شما اختلاف نظر پيدا مي‌كنم در اينجاست كه شما مي‌گوييد يك جريان خزنده و نيمه پنهان يا جريانات تندرو تعمدا در جهت بي‌اعتمادي ايشان حركت مي‌كند. من معتقدم نصفي از آنچه شما مي‌گوييد، درست است. يعني جريان تندرو از اينكه اعتبار آقاي روحاني اينگونه سقوط كرده، خيلي خوشحال است. چون آينده را از آن خودش مي‌بيند. جريان تندرو مي‌داند كه با همين زاويه و شيب اگر جلو برويم، كسر قابل توجهي از مردم نه تنها در انتخابات 1400 شركت نخواهند كرد بلكه سال آينده در انتخابات مجلس شوراي اسلامي هم خيلي از كساني كه طرفدار جريان تندرو نيستند، در انتخابات شركت نخواهند كرد. بنابراين تندروها سال آينده در انتخابات مجلس براحتي پيروز خواهند شد چون خيلي‌ها در انتخابات شركت نمي‌كنند.

خيلي از كساني كه در اسفند 94 آمدند و در انتخابات مجلس دهم شركت كردند، ديگر شركت نخواهند كرد. براي اينكه يادتان باشد آن پشيماني و سرخوردگي كه نسبت به آقاي روحاني به وجود آمده به مقدار خيلي بيشتري يا حداقل به همان ميزان در مورد فراكسيون اميد هم به‌وجود آمده. در مورد محمدرضا عارف هم به‌وجود آمده. در مورد اينكه چرا ما به فراكسيون اميد و نامزدهاي ليست اعتدال و اميد راي داديم و اينها ظرف 4 سالي كه در مجلس بودند، چكار كردند؟ اين را من قبول دارم كه جريان تندرو هم از بي‌اعتباري فراكسيون اميد در مجلس و هم از بي‌اعتباري آقاي روحاني استقبال مي‌كند. چون بي‌اعتباري اين جريانات يعني اينكه آنها با اقليتي كه دارند به‌راحتي هم مجلس و هم قوه مجريه را مي‌گيرند. منتها ببينيد!

جايي كه من با شما اختلاف نظر پيدا مي‌كنم اين است كه آيا اين بي‌اعتباري را يك جريان تندرو آمده طراحي كرده و به اجرا گذاشته؟ يعني آن جريان تندرو مي‌دانسته كه اگر تلگرام فيلترينگ شود چه ضربه‌اي به دولت آقاي روحاني وارد مي‌شود پس خواسته كه اين لطمه وارد شود و تلگرام را فيلتر كرده است؟ جريان تندرو در اينكه وضعيت ارز به اين صورت دربيايد نقش داشته؟ و خيلي از چيزهاي ديگري كه مي‌گوييد باعث بي‌اعتباري دولت آقاي روحاني شده. جايي كه من با شما اختلاف نظر دارم، دقيقا اينجاست كه آيا ما مي‌توانيم بگوييم كه يك اتاق فكري در جايي هست و توسط تندروها دارد هدايت و اداره و برنامه ريزي و سازماندهي مي‌شود و خلاصه كلام هدفش هم همين است كه دولت روحاني را به اينجا بكشاند. من معتقدم چنين اتاق فكري وجود ندارد.

ضمن اينكه باز با شما هم عقيده هستم كه جريان تندرو بسيار خوشحال است از اينكه روحاني دارد بي‌اعتبار ميشود. من حتي يك قدم هم بالاتر مي‌آيم. من معتقدم جريان تندرو ظرف دو سال گذشته اول كه شاهد بوديم چقدر با مذاكرات هسته‌اي مخالف بود. بعد كه توافق هسته‌اي در تيرماه 94 صورت گرفت، من معتقدم كه جريان تندرو براي اينكه مبادا يك وقت تنش زدايي و نزديكي بين ايران و آمريكا به‌وجود بيايد، هر آنچه كه در چنته داشت و هرآنچه كه مي‌توانست و هر سنگ و كلوخ و تيغ و تيشه‌اي كه مي‌توانست در سر راه برجام انداخت.

يعني اين فقط ترامپ نيست كه عليه برجام شمشير از رو كشيده. نه! تندروهاي خودمان هم از روز اول به هيچ وجه اجازه ندادند كه برجام يك نفسي بكشد و به اشكال مختلف سعي كردند كه برجام ناموفق شود. چون موفقيت برجام باعث موفقيت دولت آقاي روحاني و محبوبيت آقاي روحاني مي‌شد. اما اين فقط مشكل تندروها با برجام نبود. مشكل ديگرشان اين بود كه در حقيقت اين خطر وجود داشت كه يك جور تنش‌زدايي و نزديكي بين ايران و آمريكا به‌وجود بيايد. البته اين خيلي به بحث ما مربوط نمي‌شود اما مي‌خواهم بگويم كه اصولا تندروها از هر چيزي كه باعث بي‌اعتبار شدن دولت آقاي روحاني شود، كاملا و به شدت استقبال مي‌كنند منتها همه‌اش اين چيزهايي كه باعث بي‌اعتباري دولت آقاي روحاني شده، نقشه و طرح تندروها نبوده. بخش ديگرش هم ناشي از عملكرد خود آقاي روحاني بوده است.

شما در مجموع بزرگترين اشكال، نقطه ضعف و ايرادي كه بخشي كه مربوط به عملكرد آقاي روحاني مي‌شود را در كجا مي‌دانيد؟

من فكر مي‌كنم دولت دوم آقاي روحاني و رويكرد شخص ايشان در دولت دومشان از اوايل تشكيل دولتشان و حتي قبل از آن است. بزرگترين اشكال آقاي روحاني اين بود كه آقاي روحاني سعي كردند كه يك جورهايي اصولگرايان و تندروها را خيلي نگذارند كه از دست خودشان ناراحت شوند. بنابراين در چينش دولتشان نگذاشتند كه كردها و اهل سنت و زنان وارد شوند. به‌رغم اينكه مي‌دانستند هم كردها و هم اهل سنت حدود 70، 80 درصد آرايشان به آقاي روحاني بود ضمن اينكه درصد بالايي از آن 24 ميليون زنان بودند. معذالك شاهد بوديم كه آقاي روحاني، زنان، كردها و اهل سنت را وارد كابينه شان نكردند.

من معتقدم اين كار را نكردند كه به جريان تندرو امتياز و چراغ سبز نشان دهند. در چينش بعدي آقاياني كه وارد كابينه شدند، ايشان اصراري نداشتند كه چهره‌هاي شناخته شده و موجه اصلاح طلب وارد دولتشان شوند. در گام بعدي براي استانداران، فرمانداران و چينش زيرمجموعه دولت اصراري نداشتند كه دست به تغيير و تحول جدي بزنند. تا حدود زيادي مماشات كردند. يعني با مجلسي‌ها و اصولگرايان راه آمدند و حتي با تندروها و ائمه جمعه راه آمدند و ابايي نداشتند از اينكه كساني كه اينها به عنوان فرماندار و استاندار يا رئيس دانشگاه مي‌خواهند در حقيقت وارد بدنه دولت كنند.

منتها ببينيد؛ اشتباه هولناك آقاي روحاني كه خيلي‌هاي ديگر در اين مملكت هم اين اشتباه را مي‌كنند و از جمله آقاي ظريف هم اين اشتباه را مي‌كند اين است كه فكر مي‌كنند با امتياز دادن به تندروها و با عقب نشيني در برابر تندروها اين مشكلات حل مي‌شود. مثلا اينكه فرض بفرماييد آقاي روحاني فلان موضع‌گيري تند را درمورد آمريكا بكند يا فلان ناسزا را به عربستان يا آقاي ترامپ بگويند و عليه آمريكا خط و نشان بكشند. آقاي روحاني و آقاي ظريف در اينجا احساس مي‌كنند كه تندروها از سر تقصيراتشان مي‌گذرند و دوستشان مي‌شوند. اما نه، نه! به هيچ وجه. ديديم كه آقاي ظريف يك مقدار كه مطابق ميل تندروها صحبت نكرد، همين يك هفته، 10 روز پيش بود كه يكي از روزنامه‌هاي تندرو به ايشان حمله كرد و گفت كه ديپلماسي انقلابي به كنار، شما ديپلماسي معمولي هم بلد نيستيد.

يعني به كسي كه سه دهه در دستگاه ديپلماسي ماست اينطوري تاخت. اين نشان مي‌دهد كه تمام عقب نشيني‌هايي كه آقاي ظريف كرده بودند و تمام نان را به نرخ تندروها خوردني كه آقاي ظريف در اين 4، 5 سال گذشته انجام داده بودند، چقدر بي‌حاصل و بي‌نتيجه بود و به هيچ وجه تندروها نظر مساعد و مثبتي نسبت به آقاي ظريف ندارند. اين اشتباه را آقاي روحاني هم به دفعات مرتكب شدند و جلوي تندروها عقب نشيني كردند. آنچه كه به خير و صلاح مملكت، كشور و منافع ملي بوده را قرباني به دست آوردن دل تندروها كردند اما نه دل تندروها را به دست آورند كه باعث شده 24 ميليون از ايشان فاصله بيشتري بگيرند. حكايت آقاي روحاني حكايت از اينسو رانده و از آنسو مانده هستند. ايشان نتوانستند دل تندروها را به دست بياورند و هر يك عقب نشيني كه كردند براي اينكه از تندروها دلبري كند، 24 ميليون را از دست دادند. من فكر مي‌كنم اين مساله و مشكل اساسي بوده است.

پس به كل شما رد مي‌كنيد كه يك جريان نه شبه كودتا كه سازمان يافته دارد دولت را بي‌اعتبار مي‌كند.

بله، من اين را واقعا قبول ندارم. ولي ببينيد! يك نكته ديگري كه خيلي جدي هست اينكه بسيار خوب! اينجا خطابم به تندروهاست: بسيارخوب! دولت آقاي روحاني بي‌اعتبار شد. بسيار خوب! كسر قابل توجهي از آن 24 ميليون از اينكه چرا پاي صندوق رفتند و به آقاي روحاني راي دادند، پشيمان شدند. ولي چيزي كه تندروها نمي‌خواهند بدانند اين است كه آنها دارند شاخه‌اي را مي‌برند كه خودشان هم نشسته‌اند. يعني آنها درحقيقت روحاني را بي‌اعتبار نمي‌كنند بلكه آنها دارند صندوق راي وزارت كشور را بي‌اعتبار مي‌كنند. با چه رويي و چگونه آدم مي‌تواند در تخم چشم مردم كمتر از دوسال ديگر نگاه كند و بگويد كه بياييد بياييد در انتخابات شركت كنيد. حالا انتخابات مجلس به خاطر رقابت‌هاي محلي، قومي و قبيلگي اش خيلي‌ها شركت مي‌كنند. اما واقعا با چه رويي؟ من هرچه فكر مي‌كنم من واقعا با چه رويي مي‌توان در 1400، حالا اگر عمري باقي بود بروم به مردم بگويم باز دومرتبه بياييد راي دهيد و در انتخابات شركت كنيد؟ اين لطمه و ضربه‌اي كه تندروها براي بي‌اعتباري دولت دارند به خرج مي‌دهند، به نظر من بيشترين لطمه و بيشترين ضربه را به صندوق راي وزارت كشور وارد مي‌كند.

درست است در بلندمدت براي تندروها خيلي خوب است كه قوه مجريه اعتبارش را از دست بدهد. ولي چيزي كه تندروها نمي‌خواهند بدانند اين است كه تنها بخشي از نظام كه انتخابي باقي مانده، همين قوه مجريه است. بخش‌هاي ديگر نظام تمام انتصابي هستند و اعتبار داخلي و بين المللي نظام درحقيقت به همين رفتن مردم پاي صندوق هر چهار سال برمي‌گردد و راي دادن كه آن را هم بدبختانه تندورها دارند از بين مي‌برند و اين فاجعه‌اي است كه دارد اتفاق مي‌افتد. چون با همينطوري با همين شيب كه داريم جلو مي‌رويم هيچ جور ديگر نمي‌توانيد مردم را راضي كنيد و وعده دهيد كه در 1400 پاي صندوق بروند. از اين جهت تندروها خيلي هم بدشان نمي‌آيد كه بگويند به جهنم كه مردم پاي صندوق نمي‌روند آن 16 ميليون خودمان كه به آقاي رئيسي راي دادند، مي‌روند.

حالا 3، 4 ميليون كمتر يا بيشتر در نتيجه سرخوردگي از روحاني از آن 24 ميليون هم پاي صندوق مي‌روند و خوب است، خيلي عالي است كه نامزد اصلي اصولگرايان با 20 ميليون راي در انتخابات پيروز مي‌شود. حالا يا دومرتبه خود آقاي رئيسي مي‌آيند يا آقاي قاليباف و يا يك چهره و شخصيت اصولگرا مي‌آيد و كسر قابل توجهي از بدنه اجتماعي طرفدار اصلاحات در انتخابات شركت نمي‌كنند و مي‌گويند چه فايده‌اي دارد كه در انتخابات شركت كنيم؟ و دومرتبه هم قوه مجريه دست اصولگرايان مي‌افتد و هم قوه مقننه. قوه مقننه سال آينده دستشان مي‌افتد و قوه مجريه هم تا 1400 دستشان مي‌افتد.

منتها با چه بهايي؟ به بهاي اينكه نارضايتي، سرخوردگي، بيشتر و بيشتر مي‌شود و آنچه كه تندروها نمي‌خواهند ببيند مصالح و منافع بلندمدت كشور و نظام است كه اينطوري دارد تقليل مي‌رود، آب مي‌شود و تندروها متاسفانه نگاهشان فقط و فقط، نگاه كوتاه مدت به قدرت است. همين قدر كه حالا فعلا قوه مجريه و قوه مقننه را داشته باشند. همين قدر كه فعلا قدرت را داشته باشند، به نظر مي‌رسد همين برايشان كافي است و كفايت مي‌كند. حالا اينكه 5، 10 يا 20 ديگر كه بالاخره ما نيستيم، ولي كشور هست، ايران هست، نظام هست و بايد بماند، چه خواهد شد؟ نمي‌دانم، خيلي به نظر نمي‌رسد كه برايشان اهميت داشته باشد.