شهردارآنلاين :: پايگاه جامع خبري مديريت شهري : برج ميلاد با هويت ايراني در تضاد است
سه شنبه، 11 اردیبهشت 1397 - 05:05 کد خبر:51344
شهردارآنلاين: مدير مركز معماري انقلاب اسلامي گفت: ساختمان هاي متعدد در تهران ساخته مي شود كه در تضاد با هويت ماست. يك پنجم نشانه هاي معماري ايراني- اسلامي كه در برج آزادي هست در برج ميلاد به چشم نمي خورد.مركز معماري حوزه هنري با هدف حركت به سوي آرمانشهر ايراني اسلامي و كمك به رسانيدن انديشه، تفكر و تمدن اسلامي به جايگاهي متناسب و نيز دست يافتن به هويتي مستقل در هنر و معماري در انقلاب اسلامي شكل گرفته است. چشم انداز مركز معماري حوزه هنري بستر و جريان سازي موثر جهت ترويج انديشه اسلامي در حوزه معماري ايراني و به نوبه آن حضور فعال در جامعه معماري، پرورش هنرمندان متعهد، توليد آثار نمونه و فاخر در زمينه هنر و معماري جهت نيل به مكتب معماري و شهرسازي انقلاب اسلامي است. تشكيل اين مركز از اولين تلاش ها در زمينه ساماندهي به وضعيت از هم گسيخته و نامنسجم معماري در ايران است.


علي فروزانفر، مدير مركز معماري انقلاب اسلامي نظرات جالبي در باره وضعيت امروز معماري در ايران دارد. با فروزانفر درباره وظايف مركز تحت مديريتش و وضعيت امروز معماري در ايران گفتگو كرده ايم.

مهم ترين برنامه هاي مركز معماري انقلاب اسلامي در سال جاري كدام است؟

قرار است نشست هاي مختلفي را تعريف و از صاحبان ايده براي ارائه طرح هاشان دعوت كنيم. از آن طرف از كارفرمايان و مسئولان و سازمان هايي كه مخاطب اين ايده ها هستند مي خواهيم تا با اين ديدگاه ها آشنا شوند و در يك كلام درپي معرفي نسلي از معماران دغدغه مند و معرفي آنها به كارفرمايان هستيم.  

به عبارتي مي خواهيد شكاف بين معماران و كارفرماها را پر كنيد؟

ما فعاليت هاي حوزه هنري را ترويجي و رسانه اي مي دانيم. قرار نيست خودمان هدف باشيم، بلكه مي خواهيم صاحبان ايده را كه تريبون و رسانه ندارند را به كارفرماها وصل كنيم.

اين صاحبان ايده چطور شناخته مي شوند؟

با استادان مطرح دانشگاه ها در ارتباط هستيم و از آنها مي خواهيم تا فارغ التحصيلان و پايان نامه هاي برتر را به ما معرفي كنند. شركت هايي كه قابليت زايش نيرو دارند را رصد مي كنيم. وزارت علوم هم دانشجويان برتر دوره دكترا و پايان نامه هاي برگزيده را معرفي مي كند. اما هنو اتفاق مدوني شكل نگرفته تا خود صاحيان ايده ما را پيدا كنند.

ما زمينه نقد در زمينه معماري را بكر مي دانيم. بين ساير هنرها به معماري ستم شده و كمترين نقد در اين حوزه صورت گرفته و همين عدم نقد باعث شده، فجايعي را در بافت ها و شهرهاي خود  ببينيم چرا كه هيچ فضا و تريبوني نيست كه فرياد بزند نبايد چنين اتفاقي بيفتد. همه نسبت به بي كيفيت بودن ساخت و سازها، فروش تراكم، بي هويت بودن ساختمان، تراكم نفرات سالك در بهضي بافت هاي مسكوني نقد دارند اما رسانه تخصصي وجود ندارد كه به نقد اين مسايل بپردازد. از اين رو ما مي خواهيم نشست هايي برگزار و معماري معاصر ا نقد كنيم.

اين نشست ها قرار است كاملا تخصصي باشد. با اين كه ماهيت هنري چون سينما با معماري فرق دارد اما اگر بخواهيم مردم را از طريق رسانه با اصول معماري آشنا كنيم بايد از زبان ساده تر و قابل فهم تري را انتخاب كنيم و عامه مردم را هدف قرار دهيم

سليقه سازي و آگاه سازي مردم به زيرساخت هاي خاص خود نياز دارد كه مهم ترين ان داشتن يك رسانه تصويري است. حتي رسانه هاي تصويري كه در فضاي مجازي هستند. ما در برنامه كوتاه مدت خود، برنامه اي براي ان در نظر نگرفته ايم. ما خلايي داريم كه نمونه هاي موفق معماري در جاعه ما ديده نمي شوند. ما ابتدا مي خواهيم اين نمونه ها را پيدا كنيم.

امروز  مي گويند نماي رومي با فرهنگ و هويت ما تناسبي ندارد اما شروع استفاده از اين نما و بالارفتن ميزان رغبت به آن مصداق اين مثل بود كه «ادب از كه آموختي؟ از بي ادبان» چراكه به به بهترين شكل از فرم معماري رومي استفاده كردند و از عنصر سنگ بهره بردند. من مخاطب، اين نمونه موفق را ديدم و گفتم «از اين برام درست كن» و اين جمله به يك كليدواژه تبديل شد. ما بايد الگوسازي كنيم و هنوز نتوانسته ايم چنين كنيم. الگوي معماري ما در گزشته، بهشت موعود بوده؛ در آيات و احاديث داريم كه رفتار خود را به پيامبر اكرم كه «اسوه حسنه» است نزديك كنيم ما ناچاريم در معماري هم به دنبال الگوهاي موفق باشيم.

آيا اين اتفاق در معماري ما افتاده است؟

افتاده اما بسيار اندك. معماران جوان و متعهد به هويت ملي در رسانه ها ديده نمي شوند و داور مسابقات ما نيستند. وقتي اين سليقه در جامعه ديده نشود نتيجه اين است كه مسابقات و جشنواره هاي مختلف برگزار مي شود اما خروجي چندانيندارد چرا كه داوران و شركت كنندگان در آن،  كمترين دلبستگي را به هويت ملي دارند.

گويا معماراني كه ايده و نظر و سبك و سليقه دارند دارندارتباط چنداني با بدنه جامعه ندارند. يك سري كارهاي خاص براي افراد خاص طراحي مي كنند كه با سليقه عامه مردم هماهنگ نيست

كاملا درست است. يك زمان موبايل براي ما به يك سرمايه تبديل شده بود. اواخر دهه ۷۰ هركس پولي داشت سيم كارت مي خريد و اين روش بود براي سوداگري. امروز هم معماري وسيله اي شده براي سوداگري و تفاخر. معماري خوب به يك پديده لوكس تبديل شده در حالي كه هيچ جامعه اي، لوازم اصلي زندگي را به يك كالاي پر زرق و برق تبديل نمي كند. ما با سلامت و اعضاي خانواده خود سوداگري نمي كنيم. معماري بايد پاسخگوي نيازهاي اوليه باشد. معماري لباس زندگي ماست و نبايد به وسيله اي براي فخر فروشي تبديل شود.

البته امروز، معماري خوب، آهسته آهسته در حال ديده شدن است. چند سالي است كميته نماها در شهرداري شكل گرفته و ما مي بينيم كه از آجر در نماي ساختمان ها استفاده مي شود و اين مساله، بازگشت به گذشته نيست كه بهره بردن از عقل است چراكخ اجداد ما صدها و هزاران سال در اين مملكت زندگي و از آجر استفاده كرده و موفق بوده اند.

به شهرداري و كميته نماها اشاره كرديد. چرا شهرداري به كارفرمايان و مردم نمي گويد اگر از اين مواد و مصالح و المان ها در ساختمان خود استفاده كنيد، چنين تسهيلاتي در اختيار شما قرار مي گيرد. آيا مركز معماري انقلاب اسلامي تعاملي با شهرداري داشته و چنين پيشنهادي را مطرح كرده است؟

وظيفه حاكميت، شكل دهي به هويت جمعي است. از طرف ديگر ما معتقد به آزادي هاي فردي و جمعي هم هستيم كه هر كس مي تواند ساختمان خود را هرطور كه دوست دارد بسازد اما بايد يك نظارت و خط دهي كلي وجود داشته باشد. انواع و اقسام آيين نامه ها و ضوابط از سوي شهرداري وضع مي شود؛ به عنوان نهادي كه هم مجري است و هم ناظر؛ هم بخش هاي عمومي شهر را مي سازد هم تمام مجوزها براي ساخت فضاهاي خصوصي و ساختمان ها را شهرداري صادر مي كند.  

طي سال هاي گذشته هيچ تصميم جدي براي اين كه شهرهاي ما براساس هويت فرهنگي مان شكل بگيرد، وجود نداشته و اين خواستن، نخستين شرط است. من اگر مي خوام شهرم، خانه ام هويت داشته باشد بايد هزينه بدهم. بايد يك سري ساختمان ها را خراب و ضوابط و بايد و نبايدهايي وضع كنم وگرنه اين كه بنشينم و تنها به مردم توصيه كنم بر اساس استادرهاي من رفتار كنند فايده اي ندارد.

در حال حاضر، چه تسهيلات و امتيازهايي براي كساني كه بر اساس يك سري اصول ساختمان سازي مي كنند در نظر گرفته شده؟

تا آنجا كه من مي دانم هيچ.  

آيا شهرداري ضوابطي را در نظر گرفته كه حداقل سازمان هاي دولتي، يك سري اصول و ضوابط را رعايت كنند؟

ساختمان هاي متعددي در شهر تهران به عنوان فضاهاي عمومي ساخته شده يا در حال ساختن است كه هيچ ربطي هم به جناح هاي راست يا چپ ندارند. در همه دوره ها در ساختار شهرداري تهران بناهايي را مي بينيم كه نه تنها با هويت و فرهنگ بومي ما هماهنگي ندارند كه در تضاد با آن هستند. مسجدي كه روبه روي ساختمان تئاتر شهر ساخته شده هيچ تناسبي با آن فضا ندارد. جانمايي ان، از بيخ و بن دچار مشكل است. وقتي اين ساختمان طراحي و ساخته شد، من از زبان يكي از استادان شنيدم كه مي گفت از آنجا كه اين بنا با هزينه وقف ساخته شده نمي توانيم تخريبش كنيم. يعني من حاضرم يك وصله نچسب را به دلايل من درآوردي در كنار تئاتر شهر كه بخشي از هويت شهر من است، قرار دهم و مردم را ناچار كنم، سال ها و سال ها اين وصله ناجور را تحمل كنند.  چرا مسجد را خراب نمي كنيد؟

حرف عجيبي مي زنيد آقاي فروزانفر. مسجد را تخريب كنند؟

چرا فكر مي كنيد نمي شود مسجد را ويران كرد. مگر پيامبر اسلام با مسجد ضرار چنين نكرد؟ آيه مستقيم قرآن است كه مسجد بايد براساس تقوا ساخته شود. مگر در احاديث متقن خود نداريم كه امام زمان (عج) وقتي ظهور كند بسياري از مسجدها و مناره ها را از بين مي برد؛ چرا ما كاتوليك تر از پاپ هستيم!؟ اگر يك ساختمان، بناي مطلوبي نيست و هويت شهر مرا زير سوال مي برد بايد آن را از بين ببرند. شهر با مناره و طاق نصرت، اسلامي نمي شود. بلكه بايد زوايد را حذف و نسلي را تربيت كرد كه دغدغه دارند و از عناصر و فرهنگ بومي استفاده مي كنند. ما ساختمان هايي داريم كه در دوره قبل از انقلاب ساخته شده اما بسيار اسلامي تر و ايراني تر از بناهايي است كه امروز ساخته مي شود.  

معماري براساس هويت ايراني- اسلامي، موضوعي است كه اين سال ها بسيار به آن پرداخته مي شود. چه تعريف مدون و شاخصه هاي مشخصي براي اين نوع معماري وجود دارد؟

ما در يك دوران گذاريم. معماري سنتي را رها كرده و در يك معماري التقاطي بين المللي غرق شده ايم.  

يعني يك جور كپي كاري؟

كپي كاري هم نيست كه اي كاش چنين بود. ملغمه اي است كه هيچ چيز در آن نيست. تنها يك سرپناه است. يك جاهايي از آجر و جايي ديگر از نماي رومي بهره برده ايم. معماري امروز ما سبك و سياق ندارد. يك جور سوداگري است. از اين رو بحث درباره معماري ايراني- اسلامي هنوز شكل نگرفته؛ ما در معماري سنتي مان تاثير مسجد بر بافت شهر، ارتباط مسجد با اقتصاد كه در بازار تجلي پيدا مي كرد، ربط بازار و اجتماع را مي ديديم و همه اينها موجب مي شد تا يك سبك زندگي شكل بگيرد؛ به عبارتي يك زمان معماري اسلامي- ايراني هدف نبود، وسيله اي بود درخدمت سبك زندگي كه در نهايت به كمال انسان مي انجاميد.

و آن معماري كه سبك زندگي را شكل مي داد و به كمال انسان مي انجاميد چه شاخصه هايي داشت؟

معماري اسلامي- ايراني چند وجه داشت. يكي تعقل بود. هرچه عقل به آن حكم كند، اسلامي است چه به همت يك مسلمان شكل بگيرد چه غير مسلمان. از اين روست كه در احاديث آمده « كل ما حكم به الشرع؛ حكم به العقل». اگر ما امروز  در پي اين هستيم كه معيارهاي معماري اسلامي را تدوين كنيم و برخي مغلطه مي كنند و مي پرسند آثارش كدام است و كجاست در پي اين هستند كه اصل ماجرا را كمرنگ كنند. زنديه و صفويه و سلجوقيه و قاجاريه به دنبال تعريف سبك و سياق خاص خود در معماري نبودند؛ بلكه ابتدا مباني فلسفي و پايه هاي هنري  شكل گرفتند پس از آن بود كه معماري خاص هر دوره پديد آمد. از اين رو معماري ايراني- اسلامي، برگرفته از تجربيات ملي و فرهنگ اسلامي است كه بخش عمده آن عقلايي و تجربه افرادي است كه در اين بوم زندگي كرده اند. اگر ما توانستيم به اين نيازها پاسخ دهيم به شاخصه هاي معماري ايراني- اسلامي نزذيك شده ايم. ضمن اين كه معماري ما هميشه فرهنگ هاي مختلف را به هم پيوند داده است.  شما به تخت جمشيد نگاه كنيد؛ سنگ اش از لبنان آمد. اين سنگ را آفريقايي ها حمل كردند.  

وجه عقلايي معماري باعث مي شد كه شرايط جغرافيايي هر منطقه را در نظر بگيريم. از اين رو معماري گيلان با يزد تفاوت داشت. امروز همه ساختمان ها و شهرها شبيه هم اند

ما يك انقلاب صنعتي داشتيم كه مصالح ساختماني را نسبت به دوران گذشته گسترده تر كرد. يك زمان فقط خاك بود و سنگ. يك جا چوب هست جاي ديگر برگ نخل. امروز تنوع بسيار زيادي در مصالح ساختماني وجود دارد كه دست معمار را در طراحي باز كرده؛ از سوي ديگر تكنيك هاي ساخت و ساز متنوع شده؛ به عبارتي محدوديت ها در گذشته همه ما را به يك فرم واحد مي رساند.  امروز نيازهامان متفاوت شده؛ تكنيك هاي ساخت و سازي مان پيشرفت كرده و ما نمي خواهيم روزآمد نباشيم و تنها به سنت گذشتگان توجه كنيم. بنابراين بايد حمايت هاي حكومتي وجود داشته باشد تا بناهايي به همان شكل و شيوه مرمت و حفظ شوند، از سوي ديگر به انسان قرن بيست و يكم اجازه دهيم تا نيازهاي امروز خود را با مواد و سليقه امروز براورده كند. همان گونه كه پدران ما چنين مي كرده اند.

راه ميانه اي وجود دارد كه هم ارزش هاي خود را حفظ كنيم هم به روز شويم؟

چرخ، قبلا اختراع شده و ما لازم نيست چنين كاري كنيم. ما امروز كشورهاي اروپاي شرقي و غربي و ژاپن را مي بينيم كه هم به روز شده اند هم نشانه هاي هويتي را حفظ كرده اند و حاكميت تصميم گرفته هويت را ترميم و ترويج كند. بگدريم كه كشورها و شهرهايي يي هم هستند كه بي هويت اند اما براي خود، هويت سازي مي كنند براي مثال اگر بادگير را به يك اروپايي نشان دهي او نمي گويد يزد؛ مي گويد: دبي؛ قطر چرا كه مردم اين شهرها هنرمند ما را دعوت كرده و از او خواسته اند تا برايشان فرهنگ و هويت بسازد و ما در راستاي معرفي عناصر فرهنگي خود تلاشي نكرده ايم. اينجاست كه حاكميت بايد وارد عمل شود و در يك بازه زماني ۱۰ ساله، ساختمان هايي را متناسب با يك سري اصول و ضوابط بسازد و به عنوان الگو به مردم معرفي و ارائه كند. طي دهه گذشته، ما با تكميل پروژه برج ميلاد، پارك نهج البلاغه و پل طبيعت روبه رو بوده ايم؛ در كدام يك از اينها يك پنجم نشانه هاي  معماري ايراني- اسلامي كه در برج آزادي وجود دارد را شاهديم؟ به همين خاطر اين مساله بايد به يك دغدغه مديريتي- حاكميتي تبديل شود تا شهري چون تهران به شناسنامه و هويت مستتقل خود دست پيدا كند تا  هر كس، در هر گوشه دنيا با ديدن تصويري از تهران، آن را بازشناسد و از شهرهاي ديگر تشخيص دهد.

چگونه مي توان اين دغدغه را در ذهن افراد شكل داد؟

بايد رسانه ها به نقد افراد و سازمان ها بپردازند و كساني كه تصميمات غلط و فاحش مي گيرند را هو كنند. اصلا چرا فلان بنيان بزرگ اقتصادي ايران در حال ساخت يك برج بيست و چند طبقه است ولي هيچ نشاني از طرح هاي گذشته ونيست؟ هويت يعني يك نخ تسبيح؛ اين نخ پيوند دهنده بايد وجود داشته باشد وگرنه همه چيز از بين مي رود.  اگر براي ما بايد و نبايد گذاشته و گفته شود، هر ساختمان دولتي بايد مجوز شوراي عالي معماري و شهرسازي بگيرد، اتفاقات بهتري مي افتد. از سوي ديگر بايد نقد را جدي بگيريم و مديراني كه ساختمان هاي چند ميلياردي بي هويت مي سازند را زير ذره بين بگذاريم زيرا ساخت يك ساختمان بي هويت، يك جور فساد فرهنگي است. چرا بايد مرقد مطهر امام خميني(ره) كه بنيان گذار و نماد انقلاب اسلامي است را طوري ساختيم كه مخاطب را ياد كاخ  مي اندازد يك فساد است و بايد ديد چه كسي اين كار را انجام داده. چرا هنوز مصلاي تهران، پس از ۳۰ سال ساخته نشده؛ آن هم فضايي كه نهايت كاربري آن برگزاري چند نمايشگاه در طول سال است.   همه اينها به خاطر اين است كه كرسي نقد وجود ندارد. وگرنه اين اتفاق در فوتبال نمي افتد. براي مثال اگر بازيكني در ليگ دسته يك، لفظ زشتي به كار ببرد، دوربين ها لب خواني مي كنند و نشان مي دهند. پس اين فضاي شفاف به رشد يك هنر يا ورزش كمك مي كند.

 

فوتبال، يك رشته فراگير است اما در معماري، مردم مجوز ساخت و ساز  مي گيرند و بر اساس سليقه خود رفتار مي كنند پس اين شفاف سازي و فضاي باز براي نقد چگونه مي تواند در معماري شكل بگيرد؟

البته قياس فوتبال و معماري با هم،  قياس درستي نبود. اما واقعيت اين است كه معماري روي سبك زندگي و سلامت روان ما تاثير مي گذارد. اگر امروز با يك شايعه در فضاي مجازي به هم مي ريزيم و دچار استرس مي شويم به اين خاطر است كه سبك زندگي مان تغيير كرده؛ ما در حوزه هنري برآنيم تا آرام آرام اين پنجره را باز كنيم تا مردم بدانند معماري، تنها آشپزخانه اپن نيست معماري موجب مي شود فرزند من به سمت بزه برود يا نرود. با همسايه خود دوست تر باشم يا نه؟ به عبارتي اگر معماري كمك كرد كه آدم ها يك پاتوق كوچك براي دورهم بودن داشته باشند به معماري اسلامي و شاخصه هاي ان نزديك شده است.

اگر بخواهيم واقعگرايانه به معماري امروز نگاه كنيم چگونه و با چه نشانه هايي مي توانيم روح زندگي را در آپارتمان هاي كوچك ۵۰، ۶۰ متري بدميم؟

بخش زيادي از اين مساله سليقه اي است و به تعداد آدم ها، پسندها و سليقه هاي متفاوت وجود دارد. ما نمي خواهيم شهرمان، شبيه شهرهاي كمونيستي شود و همه خانه ها يكسان و يك شكل باشند اما مي توان شاخصه هايي را رعايت كرد تا يك پيوست فرهنگي وجود داشته باشد. ما نبايد به ايوان و صفه و پنجره چوبي برسيم بلكه بايد چارچوبي شكل بگيرد تا براساس آن، معماران،   اتودهاي بي نهايت بزنند و به چيزي دست پيدا كنند كه متعلق به خودمان است.  

معماري دستوري نيست. اما بايد يك زمينه هاي پژوهشي براي معماري وجود داشته باشد. مركز معماري انقلاب اسلامي تا چه اندازه به ژوهش در زمينه معماري پرداخته يا از پژوهش هاي برتر حمايت كرده است؟

 پژوهشكده فرهنگ و هنر اسلامي، يكي از بخش هاي حوزه هنري است كه مسئوليت كارهاي پژوهشي را برعهده دارد. به طور مشخص انتشارات سوره مهر نيز به  چاپ كتاب در زمينه رشته هاي مختلف هنري پرداخته و سه يا چهار عنوان كتاب هم در حوزه معماري منتشر كرده و قرار است امسال آثار استادان مهم معماري منتشر شود.

منبع:مهر