شهردارآنلاين :: پايگاه جامع خبري مديريت شهري : همه فيلم‌هاي پدرم بازسازي و پخش جهاني مي شود
یکشنبه، 2 اردیبهشت 1397 - 08:00 کد خبر:50910
شهردارآنلاين: «بنياد كيارستمي» (Kiarostami Foundation) از سوي «احمد كيارستمي» در آمريكا رسما راه‌اندازي شد. اين بنياد بر آرشيو و انتشار آثار سينمايي و هنري عباس كيارستمي نظارت دارد و از آنجا كه فرزند بزرگ زنده‌ياد عباس كيارستمي مقيم آمريكاست، طبيعي به‌نظر مي‌رسد كه فعاليت اين مركز فرهنگي در آمريكا پيگيري شود. «احمد كيارستمي»، رياست هيئت‌مديره اين بنياد را عهده‌دار است، اما اعضاي هيئت‌مديره آن را سينماگران سرشناسي از كشورهاي مختلف دنيا تشكيل مي‌دهند، از جمله تام لادي (TomLuddy)، تهيه‌كننده آمريكايي و يكي از مؤسسان جشنواره تلورايد (Telluride Film Festival)؛ شيرين نشاط، هنرمند عكاس و فيلم‌ساز ايراني معاصر؛ مارين كارميتز (Marin karmitz)، تهيه‌كننده فرانسوي و مدير شركت فيلم‌سازي MK2؛ پيتر بكر (Peter Becker)، مدير كمپاني پخش Janus Films؛ ريچارد لينكليتر Richard) Linklater) ، كارگردان آمريكايي؛ الخاندرو گونسالس اينياريتو Alejandro González) Inarritu)، كارگردان مكزيكي-آمريكايي.


از وظايف اين بنياد مي‌توان به جمع‌آوري، آرشيو، مرتب‌سازي و بازسازي عكس‌ها، فيلم‌ها و نوشته‌هاي عباس كيارستمي اشاره كرد، همچنين به‌سرانجام‌رساندن كارهاي نيمه‌تمام استاد كه به‌دليل فوت نتوانست آن را ادامه دهد، از ديگر فعاليت‌هاي بنياد كيارستمي محسوب مي‌شود؛ مانند آماده‌كردن نمايشِ‌ فيلم كوتاه «مرا به خانه ببر» و فيلم «۲۴ فريم» كه اين روزها در ايران در گروه «هنر‌و‌تجربه» درحال اكران‌اند و همين‌طور نمايش عكس‌هاي استاد كيارستمي از برخي از آثار موزه لوور فرانسه كه بخشي از آنها هم تحت عنوان «عكس‌هاي من و مونه» در موزه ملي ايران اين روزها تحت عنوان «نمايشگاه موزه لوور» براي مخاطبان به نمايش درمي‌آيند و دست‌آخر هم احياي پروژه‌هاي جديد براساس كارهاي عباس كيارستمي.

با توجه به كارهاي مهم صورت‌گرفته درباره اين استاد فقيد سينما و نيز اهميت اين موضوع كه بعد از مدت‌ها تلاش و پيگيري احمد كيارستمي بالاخره بنياد كيارستمي وارد فاز عملي شد و همين‌طور آماده‌شدن نمايش فيلم «۲۴ فريم» كه در جشنواره كن و چندين جشنواره ديگر به‌نمايش ‌درآمده است، برآن شديم كه با احمد كيارستمي گفت‌وگو كنيم تا با جزئيات بيشتر اين كار آشنا شويم.

  ايده راه‌اندازي «بنياد كيارستمي» را از چه زماني دنبال كرديد. اصلا ماجرا چيست؟

بعد از فوت پدرم كارهاي ناتمامي بود كه بايد انجام مي‌شد. بسياري از كارهاي تمام‌شده قديمي هم در شرايط خوبي قرار نداشت. مدت‌ها پيش فيلم كوتاه «رنگ‌ها» را به دختر كوچكم، تارا، نشان دادم. وقتي كه فيلم تمام شد، پرسيد «رنگ‌هاي فيلم كجا بودند؟»؛ چون همه‌چيز خاكستري بود. طبيعي بود كه ما بايد مسئوليت اين كارها را به عهده مي‌گرفتيم. از دو سال پيش و پس از فوت پدر، در تقسيم كاري كه شد، انجام اين كارها برعهده من قرار گرفت. من ترجيح دادم كه كارها با نام «بنياد كيارستمي» انجام شود كه هم شكل صحيح‌تري براي انجام كار بود و هم چنانچه در آينده در مسئوليت‌ها تغييري پيش بيايد كارها تحت اسم و ساختار مشخص ادامه پيدا خواهد كرد.


  با توجه به اينكه بنياد‌هاي خصوصي فرهنگي در اروپا بيشتر از حمايت دولت‌ها بهره‌مند مي‌شوند تا در آمريكا، چگونه اين حجم از كارها را مي‌توانيد پيش ببريد؟

كاملا درست است. اروپا شكل و ساختار بهتري براي اين‌گونه بنيادها دارد، ولي چون هيچ‌كدام از ما در اروپا زندگي نمي‌كنيم طبيعتا امكان راه‌اندازي بنياد را در اروپا نداشتيم. با وجودي كه پدرم شخصيتي جهاني بود و كارها و مخاطب كارهايش به يك محدوده جغرافيايي محدود نمي‌شوند، درست‌تر اين بود كه اين بنياد در ايران راه‌اندازي شود. متأسفانه امكان راه‌اندازي از راه دور براي من ميسر نبود. ضمنا مشكلات و محدوديت‌هاي قانوني ايران هم كار را براي يك بنياد بين‌المللي دشوار مي‌كند.

به‌همين‌دليل با توجه به مجموعه شرايط، بهترين انتخاب تشكيل بنياد در محل زندگي من، يعني سانفرانسيسكو بود. ولي همچنان اميدوارم كه حضور فعالي در ايران داشته باشيم. كمااينكه فيلم «۲۴ فريم» همين الان يكي از اولين پخش‌هاي جهاني‌اش را در ايران دارد. سري عكس‌هاي «به من نگاه كن» براي اولين‌بار در ايران به نمايش درآمد و مشغول صحبت با آقاي محمودرضا بهمن‌پور از «نشر نظر» براي چاپ كتاب‌هاي جديد هستيم. من مشغول برنامه‌ريزي كارهايي در اروپا و آمريكا هم هستم كه متعاقبا اعلام خواهد شد.
  مايلم درباره فعاليت‌هاي اين بنياد كه تاكنون به مرحله اجرائي رسيده‌اند، بيشتر بدانم؟

فكر مي‌كنم مهم‌ترين كاري كه تا الان انجام شده اين بود كه حقوق تمامي فيلم‌هاي قديمي پدرم از كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان براي شركت MK2 فرانسه خريداري شد و هم‌اكنون فيلم‌ها در حال بازسازي و زيرنويس‌شدن دوباره به زبان‌هاي فرانسه و انگليسي هستند.

شركت MK2 بيش از ۱۰ سال بود كه علاقه‌مند به خريداري حقوق پخش بين‌المللي اين فيلم‌ها بود، ولي حتي با وجود خود پدرم اين كار اتفاق نيفتاده بود. من بايد به‌خصوص از خانم نسرين ميرشب براي همه زحماتي كه براي بسته‌شدن قرارداد كشيدند تشكر كنم. اين فيلم‌ها با كيفيت خوب تا پايان سال ۲۰۱۸ آماده خواهند شد و هم‌اكنون بنياد كيارستمي با شركت MK2  در حال برنامه‌ريزي براي نمايش آنها در كشورهاي مختلف جهان در پايان سال ۲۰۱۸ و سال ۲۰۱۹ هستند.

كارهاي ديگري كه بنياد انجام داده، تمام‌كردن فيلم كوتاه «مرا به خانه ببر» بود كه بعد از فوت پدرم در اكثر مراسم بزرگداشت ايشان به نمايش درآمد. فيلم «۲۴ فريم» هم همان‌طوري كه گفتيد به پايان رسيد و براي اولين‌بار در جشنواره «كن» به نمايش درآمد و الان توسط Janus Films (يا همان Criterion)در آمريكا، كانادا و انگليس پخش مي‌شود. گروه «هنر و تجربه» هم در ايران پخش فيلم را برعهده دارند.

كار ديگري كه بيش از يك سال طول كشيد، صحبت با مسئولان «موزه لوور» براي نمايش عكس‌هاي «به من نگاه كن» بود. صحبت درباره نمايش اين كارها در لوور چهار، پنج سال پيش توسط خود پدرم شروع و با عوض‌شدن مديريت «موزه لوور» متوقف و كنسل شد. بعد از فوت پدرم من دوباره حدود يك سال با «موزه لوور» صحبت كردم.

اول قرار بر اين بود كه چند كار در تهران و چند كار در نمايشگاهي درباره «هنر خاورميانه» در لوور پاريس انجام شود. هماهنگي با «موزه ملي» توسط لوور فرانسه انجام شد، ولي بعدا به دلايل بودجه (و احتمالا سياسي) نمايش بخش فرانسه كنسل شد و با تقاضاي موزه ملي كارهاي بيشتري از اين مجموعه در تهران به نمايش درآمدند. البته مجموعه كامل اين كارها بيشتر از كارهايي است كه در موزه ملي به نمايش درآمدند.

  تقسيم‌بندي كارها چگونه صورت مي‌گيرد؟ همكاران شما در بنياد چه كساني هستند؟

درحال‌حاضر كارهاي كلي توسط خود من انجام مي‌شود. در هر پروژه از دوستاني براي كارهاي اجرائي آن پروژه كمك گرفته مي‌شود. ضمنا من از دوستاني براي پيوستن به هيئت‌مديره بنياد دعوت كرده‌ام كه در تصميم‌گيري‌هاي اصلي كمك مي‌كنند. مارين كارميتز سال‌ها تهيه‌كننده فيلم‌هاي پدرم و خيلي به او نزديك بود. ساير اعضاي هيئت‌مديره هم علاوه‌بر اينكه هركدام در كار خود بسيار صاحب‌نام و معتبر هستند، همه با كارهاي پدرم آشنايي كامل و دقيق دارند.

شخص ديگري كه بايد در هيئت‌مديره مي‌بود و به من كمك مي‌كرد بهمن فرمان‌آراست كه متأسفانه به دليل محدوديت‌هاي موجود در روابط ايران و آمريكا امكان دعوت از ايشان را نداشتم. اگرچه كه مي‌دانم به شكل غيررسمي هميشه مي‌توانم روي دوستي و راهنمايي آقاي فرمان‌آرا حساب كنم. اميدوارم يا محدوديت‌ها كمتر شود يا من بتوانم راهي پيدا كنم تا از حضور ايشان به شكل رسمي در بنياد بهره‌مند باشم.

  يكي از كارهاي مهم شما آماده نمايش‌كردن فيلم  «24 فريم» بود. با توجه به تألمات روحي‌تان در فقدان پدر چگونه اين پروژه را به سرانجام رسانديد؟

راستش به‌پايان‌رساندن «24 فريم»، هم از نظر كاري و هم از نظر احساسي بسيار كار سخت و سنگيني بود. اول از همه من با همه كساني كه فكر مي‌كردم به‌نوعي از فكرهاي پدرم در اين پروژه اطلاع دارند صحبت و سعي كردم تا مي‌توانم اطلاعات جمع كنم. در هنگام كار روي هر فريم سؤال اين نبود كه ما چطور كار را مي‌ديديم.

سؤال هميشگي اين بود كه بتوانيم تصور كنيم پدرم چطور فكر كرده و به اينجا رسيده بود و اگر بود چطور كار را تمام مي‌كرد‌ و براي اين كار كساني كه با پدرم كار كرده بودند بهترين مرجع بودند. علي كمالي كه در طول سال‌ها مسئوليت اجراي اين پروژه را داشت بسيار كمك كرد. معصومه لاهيجي كه سال‌ها مترجم پدر بود و هرجا نمايشي بود او را همراهي مي‌كرد، خيلي اطلاعات به من داد. انسيه ملكي كار فوق‌العاده‌اي براي صداگذاري فيلم انجام داد كه حقيقتا فيلم را نجات داد. سام جوانروح و تيمش در تورنتو به مدت سه ماه كارهاي Post Production فيلم را انجام دادند.

چارلز گيليبرت تهيه‌كنندگي و پخش فيلم را برعهده گرفت. به‌غير از سام كه از دوستان قديمي من است، تمامي اين افراد كساني بودند كه با پدرم كار كرده بودند و بدون كمكشان قطعا كار به انجام نمي‌رسيد. با صحبت‌هاي مفصلي كه با مسئولان «كن» انجام شد قرار بر اين شد كه فيلم در سالن اصلي كن نمايش داده شود. تا جايي كه من مي‌دانم اين اولين‌باري بود كه يك فيلم تجربي در «كاخ اصلي» به نمايش درآمد و نقدهاي فيلم به‌طور شگفت‌انگيزي مثبت بودند. اين فيلم يك فيلم تجربي با مخاطب خاص است و حتي هنگامي كه خود پدرم بخش‌هايي از آن را نمايش داده بود، عكس‌العمل‌ها به اين اندازه مثبت نبودند. به گمانم فقط خودش مي‌دانست مجموعه فريم‌ها كنار هم چقدر قوي و تأثيرگذار خواهند بود.
ضمنا صحبتي با پيتر بكر (از شركت Criterion) بعد از نمايش «كن»، سرنوشت فيلم را عوض كرد. تا آن‌موقع تصور ما بر اين بود كه فيلم فقط امكان نمايش در موزه‌ها را خواهد داشت، ولي پيتر معتقد بود اين فيلم بايد در سينما و به صورت كامل ديده شود و ابراز تمايل كرد كه پخش‌ فيلم در آمريكا و كانادا و انگليس را برعهده بگيرد. شايد خوانندگان شما بدانند كه Criterion يكي از معتبرترين مؤسسات پخش فيلم‌هاي باارزش سينماست و من جايي بهتر از Criterion براي پخش فيلم نمي‌شناختم.

*منبع: روزنامه شرق