شهردارآنلاين :: پايگاه جامع خبري مديريت شهري : محرمانه‌‌هاي كناره‌گيري شهردار
یکشنبه، 2 اردیبهشت 1397 - 07:49 کد خبر:50908
شهردارآنلاين: با گذشت حدود ۱۰ روز از كناره‌گيري محمدعلي نجفي از شهرداري تهران، ديگر وجود اختلاف دو حزب «اتحاد ملت» و «كارگزاران سازندگي» - دو فراكسيون اصلي شوراي شهر تهران – بر كسي پوشيده نمانده است. اين اختلاف ابتدا در استعفاي نجفي خود را نشان داد. كارگزاران از استعفا استقبال مي‌كرد و اتحاد ابراز نگراني. موضوع استعفا در دل خود آبستن چالش ديگري بود؛ مسئله انتخاب «شهردار بعدي» و اين دقيقا اختلاف دوم اين دو حزب اصلاح‌طلب است.


اختلاف در سطح عمومي و در لابه‌لاي موضع‌گيري‌ها و مصاحبه‌ها ظهور و بروز يافت؛ وضعيتي كه بزرگان اصلاح‌طلب را نگران مي‌كرد. عبدالله‌نوري پا پيش‌ گذاشت و ميانجيِ گفت‌وگوي سران اين دو حزب شد تا مانع از تنشي شود كه اجتناب‌پذير بود. گويا جلسه خوب پيش رفت. اما چند روز بعد، گزارشي در روزنامه سازندگي- ارگان رسمي حزب كارگزاران- اين نشست را خبري و طرف مقابل را به «نقض عهد» متهم كرد. در ادامه گفت‌وگوي علي‌ شكوري‌راد - دبيركل حزب اتحاد ملت- را درخصوص اين اختلافات و مواضع و راهبردهاي اين حزب مي‌خوانيد:

‌ ماجرا از اينجا شروع شد كه آنها ادعا كردند كه شما «نقض پيمان» كرده‌ايد. صراحتا از اين واژه استفاده كردند. ماوقع چه بود؟ چه اتفاقي افتاده بود؟

البته كار ناپسندي انجام شد كه محتواي جلسات خصوصي كه قرار نبود منتشر شود را منتشر كردند؛ آن هم بدون رضايت طرف مقابل. اشكال اساسي آن هم اين بود كه آن را دقيق منتشر و منعكس نكردند؛ يعني مطالبي كه دقيق نيست را بگويند و باعث شوند در برخي از جنبه‌ها در بيرون برداشت خلاف واقع و منظور گوينده به وجود بيايد. حقيقت اين بود كه قبل از استعفاي آقاي نجفي، ميل اينكه آقاي نجفي از شهرداري برود، از طرف كارگزاران در سطح جامعه از سوي برخي از اعضاي اين حزب مطرح شد. يعني اين ميل ابراز مي‌شد كه آقاي نجفي از شهرداري برود.

‌‌ دليلش چه بود؟ 

ببينيد استعفاي آقاي نجفي يك دليل نداشت.

‌‌ نه، از تمايل كارگزاران براي رفتن آقاي نجفي مي‌پرسم.

با اينكه آقاي نجفي در گذشته عضو كارگزاران بود، در جايگاه شهردار، هيچ گرايشي به كارگزاران از خود بروز نداد. همين مي‌توانست باعث گله‌گزاري شود. البته به اين دليل كه دبيركل كارگزاران قبلا شهردار تهران بود، شايد اين انتظار به‌طور منطقي از طرف آنها هم وجود داشت كه با آنها بيشتر مشورت صورت‌ بگيرد. اما مشورت‌ها به اندازه‌اي كه انتظار مي‌رفت نبود.

‌‌ فقط مشورت‌ نمي‌كرد يا انتصابات هم مطرح بود؟

بالاخره هم مشورت هم انتصاب‌ها. آقاي نجفي وقتي به‌عنوان شهردار انتخاب شد، تقريبا ارتباطات قبلي خود را به مقدار زيادي گسست. يعني در چند ماه اول ما هم به آقاي نجفي دسترسي نداشتيم كه بدانيم در فكر او چه مي‌گذشت، چه‌كار مي‌خواهد بكند و انتصابات خود را چطور مي‌خواهد [پيش‌ ببرد].

تنها كاري كه ما مي‌توانستيم انجام دهيم، اين بود كه اگر جايي به‌نظرمان مي‌رسد كه كسي مناسب هست، پيشنهادهايي را به دست آقاي نجفي برسانيم، اما خودمان امكان تماس با او را نداشتيم. به‌نظر مي‌رسيد كه آقاي نجفي عامدانه نوعي قطع رابطه كرده بود.

‌‌ كه بتواند مستقل تصميم بگيرد؟

بله. به نظر مي‌رسد اين‌طور بود. منتها اين انتقاد در خود حزب «اتحاد» هم خيلي شديد وجود داشت ولي هيچ‌وقت رسانه‌اي نشد. اما در كارگزاران يك‌مقداري رسانه‌اي شد. البته ‌آقاي نجفي بعد از دو، سه ماه يك جمع مشورتي راه انداخت كه هم اتحاد، هم كارگزاران، هم اعتماد ملي و هم طيف‌هاي ديگر در آن بودند.

‌‌ اعضاي اين جمع خارج از شورا بودند؟

بله خارج از شورا بودند. اينها «اتاق فكر» آقاي نجفي- قبل از شهردارشدن- بودند كه بيشتر در رابطه با كارهاي دولت و مسائل انتخابات رياست‌جمهوري فعاليت مي‌كرد و آن را آقاي نجفي براي دو، سه ماه متوقف كرده بود.

بعد از دو، سه ماه دوباره آن را با همان تركيب سابق راه‌اندازي كرد. بعد از راه‌اندازي آن «اتاق فكر» ما يك مقدار بيشتر با آن‌چيزي كه در ذهن آقاي نجفي مي‌گذشت، آشنا شديم. ولي آقاي نجفي به صورت مستقل كار مي‌كرد. تا آخر هم تقريبا همين‌گونه بود. تا زماني هم كه آقاي نجفي استعفا داد، ما هيچ‌گونه ارتباط سازمان‌يافته‌اي با آقاي نجفي نداشتيم.

بالاخره افرادي به كار گرفته شده بودند كه بعضي به‌نظر ما خوب بودند و برخي هم خوب نبودند اما ما سعي مي‌كرديم به ‌همه آنها كمك كنيم تا كار بهتر انجام شود. حزب اتحاد بزرگ‌ترين فراكسيون را در شورا دارد ولي اين فراكسيون به‌تنهايي اكثريت نيست و براي هرگونه اقدامي بايد با ديگر گروه‌ها تعامل كند و اين تعامل را انجام داده و انجام مي‌دهد.

بار اصلي آن هم بر عهده خود اعضاي شورا بوده است. ما از بيرون براي شورا تصميم نمي‌گرفتيم، خود شورايي‌ها با همديگر لابي مي‌كردند. اما اعضاي ما كه در شورا بودند، با ما مشورت مي‌كردند. ما هم به‌عنوان حزبي كه بايد از نمايندگان خود حمايت كند، كمك مي‌كرديم.

استعفاي آقاي نجفي براي ما هم خيلي غافلگيركننده بود. ما به هيچ وجه اطلاع نداشتيم كه آقاي نجفي مي‌خواهد استعفا دهد. قبل از اينكه استعفا اعلام شود، شايد تك و توك بودند كساني كه در جريان بودند. حتي خود آقاي محسن هاشمي همان روزهاي آخر در جريان قرار گرفته و ظاهرا تلاش كرده بود كه جلوي اين‌ كار را بگيرد كه موفق نشده بود.
بعد كه استعفا مطرح شد، اين تلقي مطرح مي‌شد كه فشارهاي بيروني از يك ‌طرف، فشارهاي سياسي بعضي از اصلاح‌طلب‌ها از يك طرف....

‌‌ يعني كارگزاران؟

بله... و فشارهاي بيماري از طرف سوم، عامل استعفا بوده است. ولي اينكه كدام بحراني‌تر بود، كارگزاران مي‌خواستند بگويند كه بيماري پررنگ‌ترين مشكل است و دائما هم اين را مي‌گفتند. حزب اتحاد اما مي‌گفت اگرچه بيماري وجود دارد ولي عامل اصلي چيز ديگري است و بيماري بهانه شده است.

اين شد منشأ اختلاف اتحاد و كارگزاران. اتحاد از استعفا ابراز نگراني مي‌كرد، كارگزاران از استعفا استقبال مي‌كرد. نتيجه‌اش بروز اين اختلاف شد كه در مصاحبه آقاي نعيمي‌پور و بعدتر پاسخ آقاي كرباسچي بروز كرد.

در اين فاصله آقاي {عبدالله} نوري نگران شده بود كه اين اختلاف به جاهاي باريك نكشد. با بنده تماس گرفتند كه خدمتشان برسم. يادآور مي‌شوم ما در جلسات يك‌ هفته در ميان آقاي نوري شركت مي‌كنيم. آنجا هم ما هستيم و هم كارگزاران. خدمت ايشان رسيدم و ديدم كه نگران‌اند. البته خيلي دقيق نمي‌دانستند كه قضيه چيست ولي نگران بودند. من [ماجرا] را به ايشان توضيح دادم و از ايشان خواستم كه واسطه شوند و جلسه‌اي برگزار شود.

‌‌ بين شما و كارگزاران؟

بله. تا اين بحث‌ها در جلسه مطرح شود نه در سطح رسانه. حرف آقاي نوري هم اين بود كه اگر اختلافي داريد، بنشينيد و با هم حرف بزنيد. چرا آن را به سطح رسانه مي‌كشانيد؟ جلسه قبل از عيد با همين هدف تشكيل شد. خيلي جلسه خوبي هم بود. خيلي هم تفاهم‌آميز بود و ما به توافقاتي رسيديم.

‌‌ امكانش هست چيزي از توافقات بگوييد؟

فكر مي‌كنم توافقات حدود ۱۰ بند داشت كه بعضي‌ها خيلي مهم بود، بعضي‌ها هم جزئي بودند؛ از جمله اينكه ما در بحث آقاي نجفي بپذيريم كه آقاي نجفي استعفا داده است و امكان ادامه كار براي ايشان وجود ندارد اما اين رفتار بايد توأم با عزت باشد.

نبايد آقاي نجفي در اين فرايند تخريب شود؛ نه اينكه ما بخواهيم از حق آقاي نجفي دفاع كنيم – كاسه‌ داغ‌تر از آش كه نبوديم – بلكه فكر مي‌كرديم اگر انعكاس اين اتفاق با تخريب آقاي نجفي همراه شود، كل شوراي شهر و شهرداري تخريب مي‌شود. كارگزاران رغبت داشتند كه آقاي محسن هاشمي به‌عنوان آلترناتيو مطرح شود كه آنجا توافق كرديم آقاي محسن هاشمي هم تخريب نشود.

‌‌ تخريب نشود يعني چه؟

يعني كه مخالفت با [شهردارشدن] آقاي محسن هاشمي منجر به تخريب و تضعيف ايشان نشود. مشخص بود كه ما با خروج آقاي هاشمي از شورا مخالف بوديم ولي [قرار بود] بيان اين، به‌گونه‌اي نباشد كه به جايگاه آقاي هاشمي لطمه بخورد. براي همين گفتيم كسي «له و عليه» آقاي هاشمي صحبت نكند. نه كسي تبليغ كند و نه كسي مخالفت كند.

‌‌ از طرف اتحاد شما بوديد، از طرف كارگزاران چه افرادي حضور داشتند؟

از طرف اتحاد، من، خانم منصوري، آقاي جلايي‌پور و آقاي سعيد شريعتي و از طرف كارگزاران هم آقايان كرباسچي، مرعشي و قوچاني حضور داشتند. توافق‌ها هست و شايد بتوان متن آن را هم منتشر كرد.

چيز خيلي عجيب و غريبي نيست. اين را هم توافق كرديم كه درباره شهرداري، شورا تصميم بگيرد و كسي سعي نكند از بيرون تصميمي را به شورا تحميل كند. گفتيم تا زماني كه شورا استعفاي آقاي نجفي را نپذيرفته، كسي آقاي نجفي را رفته قلمداد نكند البته پذيرفتيم كه آقاي نجفي ديگر نخواهند ماند.

از جمله موارد ديگري هم كه گفتيم اين بود كه هر دو حزب، ترجيح منافع ملي را بر منافع اصلاح‌طلبي و منافع اصلاح‌طلبي را بر منافع حزبي بپذيرند. فضاي جلسه هم خيلي خوب بود و فضا بيروني هم خيلي آرام شد، تا اينكه گزارشي در روزنامه كارگزاران با عكس آقاي نوري در صحفه اول چاپ شد كه در آنجا حزب اتحاد به «نقض عهد» متهم شد.

‌‌ شما برخلاف توافق كاري نكرده بوديد؟

نه، هيچ‌كاري. وقتي از آنها پرسيديم كه اين نقض عهد چيست؟ گفتند اين بود كه قرار بود آقاي نجفي تضعيف نشود اما قرار نبود كه آقاي نجفي تقديس شود و شما خيلي از آقاي نجفي تعريف مي‌كنيد.

‌‌ همين؟

بله. اصل حرفشان اين بود.

‌‌ شايد مخالفت‌هايي كه از سمت اتحاد در خارج‌شدن محسن هاشمي از شوراي شهر شد باعث واكنش كارگزاران شد...

اصلا هيچ مخالفتي نشد. در رسانه‌ها هيچ مخالفتي با اين موضوع نشد.

‌‌ پس از آن چه كرديد؟

ما انتقاد خودمان را همان موقع به آقاي نوري منتقل كرديم و گفتيم اين گزارش خلاف توافقي بود كه داشتيم؛ آقاي نوري هم پيگيري كردند و به آنها تذكر دادند. در جلسه بعدي در منزل آقاي نوري نيز اين موضوع مطرح شد. آقاي نوري به آنها راجع به اينكه چرا از سوي ايشان مطلبي را نقل كرده‌اند و چرا آن جلسه را منتشر كردند، انتقاد كردند و آنها هم حرف خاصي نداشتند. به‌نظر مي‌رسد بعد از اين ماجراها، كار دوباره به وضعيت اول خودش برمي‌گردد.

‌‌ يعني شما به وضعيت اول خودتان بازگشته‌ايد؟

ما به توافقات پايبند هستيم.

 ولي آن توافقات الان ديگر موضوعيت ندارد، آقاي نجفي هم رفته است.

ما همچنان مي‌خواهيم [اين توافق] كه ما اختلافاتمان را با كارگزاران رسانه‌اي نكنيم، رعايت كنيم. دليلي ندارد كه اختلافاتي را كه مي‌توانيم درباره آنها صحبت كنيم، از طريق رسانه دنبال كنيم؛ اين مهم‌ترين توافق ما بود.

‌‌ ولي شما هنوز هم اختلاف داريد و فكر مي‌كنيد كه بهتر است محسن هاشمي در شورا باقي بماند.

بله، نظر ما اين است. اين نظر را نه انكار مي‌كنيم و نه پنهان مي‌كنيم. البته [اين نظر] به اين معنا نيست كه ما با شخص محسن هاشمي مخالفتي داريم، اصلا بحث به آن مرحله نمي‌رسد. شايد اگر از بحث خروج از شورا مي‌گذشتيم ايشان را در مقايسه با گزينه‌هاي ديگر مي‌سنجيديم... ولي اصلا بحث براي ما به آن مرحله نمي‌رسد كه بخواهيم مقايسه‌اي بكنيم. ضمن اينكه ما معتقد هستيم كه آقاي محسن هاشمي در اين مدت در مقام رئيس‌ شورا خوب عمل كرده است.

‌‌‌ نظر خود آقاي هاشمي چيست؟ تا به‌حال خودش اظهارنظري نكرده است؟
يكي، دو باري كه از او شنيده‌ام، خودش را [براي شهرداري] مطرح نمي‌كند.

‌‌ يعني كارگزاران بدون رضايت خود او مطرحش مي‌كند؟

ببينيد چيزي كه ما از خود او شنيده‌ايم اين است كه ما نمي‌توانيم نيت‌خواني كنيم. فكر مي‌كنم كه صلاح همه اين است كه همه به انسجام و اتحاد شورا كمك كنيم و بگذاريم خود شورا تصميم‌بگيرد. در تصميم‌گيري خود شوراي حتما لابي و گفت‌وگو هست، حتما ممكن است كه يك‌مقدار بحث و جدل به‌وجود بيايد. اين طبيعت كار شوراست و وقتي درون شورا به‌وجود مي‌آيد، ايرادي ندارد اما وقتي به تقابل احزاب اصلاح‌طلب با يكديگر تبديل مي‌شود، نگران‌كننده مي‌شود. به‌همين دليل ما معتقديم كه همه گفت‌وگوهاي خودمان را بايد رودررو انجام دهيم و لازم نيست در سطح رسانه اين كار را انجام دهيم.

‌مهم‌ترين انتقادي كه درباره شهردار‌شدن محسن هاشمي مطرح مي‌شود، مسئله نقض ميثاق‌نامه است كه به  تصريح آن، اعضاي شورا قول داده‌اند كه به خاطر تصدي هيچ سمتي، از شورا استعفا ندهند. البته آقاي كرباسچي گفته‌اند كه ميثاق‌نامه «وحي منزل» نيست...

آقاي هاشمي با ما ميثاقي نبسته است، اما با مردم و ديگر اعضاي شوراي شهر ميثاق بسته و طبيعتا بايد به آن پايبند باشد. اگر كسي به ميثاق خود پايبند نباشد اين سؤال پيش مي‌آيد كه فردا چگونه به تعهدات خود پايبند خواهد بود؟ اين سؤالي است كه بايد پاسخ آن را از آقاي هاشمي يا حزب كارگزاران گرفت كه اين بحث را مطرح كردند. ما معتقد هستيم كه بايد انسجام شورا حفظ شود. يك شهردار قوي انتخاب شود. شهردار بايد حتي‌المقدور اجماعي انتخاب شود و خيلي اختلافي نباشد و بعد از انتخاب هم همه از او حمايت كنند تا موفق باشد.

‌‌ بحث شهردارشدن آقاي عارف چقدر جدي است؟

خودم كه آقاي عارف را نديده‌ام، اما شنيده‌ها بر اين دلالت دارد كه رد مطلق {از طرف ايشان} صورت نگرفته است، اما من فكر نمي‌كنم موضوع خيلي جدي باشد؛ يعني به‌لحاظ تحليلي، موضوع را جدي نمي‌بينم، ولي شنيده‌ها بيان‌‌كننده اين است كه ايشان در حد بررسي [موضوع را مد نظر قرار داده است].

‌‌ چه كسي ايشان را به‌عنوان گزينه معرفي كرد؟ قاعدتا كارگزاران و اتحاد نبودند.

ظاهرا تعدادي از اعضاي خود شورا به ايشان پيشنهاد دادند، خارج از كارگزاران و اتحاد. بالاخره چند نفري از اعضاي شورا هستند كه ارتباط نزديكي با آقاي عارف دارند. ممكن است آنها اين پيشنهاد را داده باشند. 

‌‌ اما به همان دليل كه خروج هاشمي از شورا ممكن است به اعتماد مردم صدمه بزند، خروج عارف از مجلس هم ممكن است همين‌ كار را بكند. ممكن است تبعاتي هم در فراكسيون اميد داشته باشد و همين كارايي را كه الان دارد از دست بدهد.

اينكه يكي از نمايندگان مؤثر اصلاح‌طلب از مجلس خارج شود، ممكن است براي رأي‌دهندگان ناخوشايند باشد، اما مي‌دانيم كه اگر دولت تصميم‌ مي‌گرفت از بين نمايندگان وزير انتخاب كند، مخالفت نمي‌كرديم.

‌ آقاي عارف متفاوت است، او سرليست اصلاح‌طلب‌ها بود.

اينجا چند بحث وجود دارد؛ اول اينكه يك نماينده از مجلس خارج شود، ديگر اينكه آقاي عارف از فراكسيون خارج شود و بحث آخر هم اينكه آيا آقاي عارف مي‌تواند شهردار خوبي باشد يا نه. به ‌نظر من خارج‌شدن يك نماينده از مجلس براي شهرداري تهران، مغايرتي با وظيفه او ندارد، چرا‌كه شهرداري تهران بيش از وزيرشدن اهميت دارد.

همان‌طوركه در دوره‌هاي مختلف نمايندگان براي تصدي وزارت خارج شده‌اند و كسي هم انتقاد نكرد، چراكه مي‌دانستند اگر بتواند در وزارتخانه خدمت كند، آنجا اولويت دارد. بنابراين از اين‌ نظر من مخالفتي با اين موضوع ندارم.

اما از اين نظر كه ايشان رئيس فراكسيون اميد هستند، فكر مي‌كنم كه فراكسيون اميد خيلي از اين بابت آسيب نمي‌بيند.

درباره اينكه دكتر عارف مي‌تواند شهردار خوبي باشد يا نه، اين موضوع را رد نمي‌كنم. من مي‌دانم كه به آقاي دكتر عارف انتقادهاي زيادي مي‌شود. آقاي دكتر عارف يك آدم اجرائي است. نماينده مجلس بايد «پرزنتيشن» خوبي داشته باشد؛ يعني بايد بتواند افكار عمومي را اقناع كند.

خيلي از انتقادهايي كه به ايشان مي‌شود نيز همين است كه انتظارات مردم را برآورده نمي‌كند، اما درباره شهردارشدن ايشان، به‌لحاظ شخصيت و توانمندي در كار اجرائي، ايشان را نامناسب نمي‌دانم و رد نمي‌كنم، ولي درحال‌حاضر فكر مي‌كنم اين كار خيلي مورد پذيرش قرار نمي‌گيرد.

‌‌ از سوي افكار عمومي؟
بله در سطح افكار عمومي. از طرفي هم شايد به اين دليل كه آقاي عارف كار اجرائي خود را در دولت انجام داده است، كار با شورا براي او خيلي راحت نباشد و مطمئن نيستم كه بتواند انتظارات شورا را برآورده كند. طرح دكتر عارف [براي شهرداري تهران] براي خود او هم مناسب نيست. هم احتمال وقوع آن كم است و هم اگر بشود ممكن است براي خود دكتر عارف مناسب نباشد.

‌‌ بخشي از نقدهايي كه به شهردارشدن آقاي عارف مي‌شود، تا حدودي به داستان «ژن خوب» هم برمي‌گردد.

من دكتر عارف را مي‌شناسم و طبيعتا در خيلي از زمينه‌ها با هم اختلاف نظر داريم، اما در حق ايشان خيلي بي‌انصافي مي‌شود. بالاخره پسر يك نفر، يك حرفي زد، اما نبايد اين را چماق كنيم تا او تاوان حرف پسرش را بدهد. البته دكتر عارف مي‌توانست با اين موضوع بهتر مواجه شود تا اين‌قدر زير ضرب قرار نگيرد، ولي به‌دليل اينكه آقاي دكتر عارف خيلي آدم سياسي‌ نيست، پرزنتيشن او هم خيلي قوي نيست و نمي‌تواند وقتي در بحران قرار مي‌گيرد خيلي راحت از آن خارج شود. اين به‌دليل آن است كه دكتر عارف اساسا خيلي سياسي نيست، هرچند در يك موقعيت خيلي سياسي‌اي قرار گرفته است.

*منبع:روزنامه شرق