شهردارآنلاين :: پايگاه جامع خبري مديريت شهري : ماجراي برج ميلاد از پيش‌ تعيين شده و عليه نجفي بود
دوشنبه، 27 فروردین 1397 - 08:34 کد خبر:50619
شهردارآنلاين: مي‌گويد برنامه برج ميلاد، يك سناريوي از پيش طراحي‌شده بود كه فرد مزبور هم شناسايي شده است. اين صحبت‌هاي غلامعي رجايي، مشاور رسانه‌اي محمدعلي نجفي، شهردار مستعفي تهران است كه در يكي، دو ماه پاياني از عمر شهرداري نجفي، به مجموعه نيروهاي او اضافه شده بود. با رجايي درباره پشت پرده‌هاي استعفاي نجفي صحبت كرديم. رجايي نيز تأكيد دارد بحث بيماري نجفي علت اصلي استعفاي او نبود. ضبط را خاموش كردم، درباره علت‌العلل استعفاي نجفي صريح‌تر صحبت كرد كه امكان انعكاس آن وجود نداشت. ماحصل اين گفت‌وگو را در پي مي‌خوانيد:


 

 درباره استعفاي آقاي نجفي دو نظر وجود داشت؛ يك نظر كه بر بيماري او پافشاري دارد و نظر ديگري كه علاوه بر بيماري، فشارها را دليل استعفا مي‌داند. لطفا بفرماييد فشارها از چه زماني آغاز شد؟

در جمع‌بندي‌اي كه از استعفاي ايشان مطرح شده، اين دو نظر ديده مي‌شود. البته نظر سومي هم وجود دارد مبني بر اينكه شورا با ماندن ايشان موافق نبود كه از نظر من، بيشتر شبيه يك لطيفه بود؛ چراكه شورا با اجماع كامل به ايشان رأي داد و تصور مي‌كنم هركسي شهردار آينده بشود، چنين رأيي را با اين اجماع به دست نخواهد آورد. اما نظر دوم؛ يعني بيماري، دركنار فشارها به ايشان نظر درستي است؛ چراكه اگر به خاطر بياوريد، در استعلامي كه در ابتداي معرفي ايشان صورت گرفت، در نهايت با دخالت وزارت كشور، اين مهم انجام شد؛ يعني از ابتدا مقاومت‌هايي وجود داشت كه آقاي نجفي شهردار نشود. خود ايشان نيز در اين چند روز از عوامل مشدد صحبت كردند.

البته آقاي نجفي در بيان بيماري خود كاملا صادقانه رفتار كرد. حتي بحث ادامه درمان او در خارج از كشور مطرح است كه با يكي، دو كشور نيز رايزني كرده‌اند. خود ايشان هم گفت به من گفته شده خارج از كشور با عوارض كمتري مي‌توانند جراحي را انجام دهند. اما در داخل هم مواردي را به ايشان معرفي كرده‌اند. من گفتم پس بايد زودتر بستري شويد كه ايشان گفت ارديبهشت دنبال بستري‌شدن مي‌رود. 

بنابراين بيماري ايشان بهانه نيست، اما همه ماجرا هم اين نيست. عواملي دخيل بود كه از قبل از آمدن ايشان، اين عوامل مطرح بودند. به نظر من، جريان اصلاح‌طلب بعد از پيروزي ٢١ بر هيچ در انتخابات شوراها، تحليل درستي انجام نداد و نتوانست ارزيابي درستي از اين مطلب داشته باشد كه مخالفت‌هايي كه با آمدن نجفي مي‌شود، در نهايت منتج به نتيجه خواهد شد. درواقع غرور و سرخوشي پيروزي ٢١ –هيچ، شورا را به اين نتيجه رسانده بود كه هركسي را كه انتخاب كنند، او مي‌تواند به كار خود ادامه دهد.

با اين حال، نجفي در هفت‌ماهه عملكرد خود، كارنامه پذيرفته‌شده‌اي ارائه داد و شورا هم از او راضي بود و بودجه شهرداري را به نحوي كه آقاي نجفي مي‌خواست، تصويب كرد. 
با اين حال، با مشكلاتي نيز مواجه بود كه ايشان بعد از دو، سه ماه دست خود را به نشانه اينكه ديگر منابع مالي و ريالي ندارد، بالا برد. مثل همان مشكلي كه قرار بود براي دولت روحاني اتفاق بيفتد. مرحوم هاشمي به من گفت استراتژي اين جريان اين است كه روحاني در شش‌ماهه اول دولت خود، دستش را به نشانه تسليم بالا ببرد. اما روحاني نه‌تنها تسليم نشد، بلكه دور بعد هم پيروز ميدان شد.

همان‌طوري كه نجفي به عوامل مشدد اشاره كرد، من نيز تأييد مي‌كنم؛ اما نظر ديگري دارم؛ ايشان مي‌گويد بيماري علت اصلي استعفاست؛ اما من و دوستان ديگري كه از نزديك با ايشان در ارتباط هستيم، برخلاف ايشان كه بنا بر ملاحظاتي گفتند بيماري اصل است، معتقديم اثر عوامل مشدد از جهاتي نه‌تنها كمتر نبوده كه شايد بيشتر بوده باشد. 
 منظور شما اين است كه وضعيت بيماري تا اين اندازه حاد نبود كه آقاي نجفي بخواهد به‌سرعت كنار برود و دنبال برنامه‌هاي بستري‌شدن باشد؛ يعني اگر بحث عوامل مشدد پيش نمي‌آمد، ايشان با وجود بيماري به كار خود ادامه مي‌داد؟

شايد ايشان مي‌توانست... . ايشان در صحبتي كه در جلسه علني شوراي شهر داشتند و همين‌طور نامه دومي كه نوشتند، همين‌جا بگويم كه نامه دوم به معناي دومين استعفا نبود، بلكه تأكيد بر استعفاي اول بود؛ به اين معني كه از شورا خواسته بود تا استعفا را بپذيرند.

من اينجا هرگونه رابطه بين استعفاي ايشان و صحبت‌هاي دادستان كل كشور را رد مي‌كنم. اصلا شورا كاري به دادستاني نداشته است كه حالا بخواهد جا بخورد و اين سخن دادستاني را اولتيماتوم در نظر بگيرد. يا مثلا آقاي نجفي ملاحظه‌اي داشته باشد كه بخواهد با صحبت‌هاي دادستاني، دوباره استعفا بدهد؛ چنين موضوعي مطرح نبوده است. قبل از عيد كه من با ايشان در تماس بودم و يك بار هم حدودا يك ساعت با هم صحبت كرديم، ايشان مصمم بود فرمان شهرداري را به فرد ديگري واگذار كند. به ايشان توصيه كردم بيماري را علت عمده بيان نكند و بگويد در آينده حرف‌هاي خود را اگر بشود، خواهم زد. 

 چه چيزي باعث شد فشارها تا اين اندازه تشديد شود كه كار بخواهد به استعفا كشيده شود؟ فشارها از چه زماني شروع شد؛ چون يكي، دو ماه قبل از استعفا، اقاي نجفي اعلام كرده بود در برابر فشارها ايستادگي خواهد كرد. در واقع شدت فشارها تا كجا پيش رفت كه آقاي نجفي را مجبور به استعفا كرد؟
من از بهمن به ايشان ملحق شدم. نگاه من به اين قضيه اين است كه فقط بحث استعفاي نجفي مطرح نيست، حتي بحث اصلاح‌طلبان هم مطرح نيست. يك جريان سياسي شكستي خورده و ‌دنبال ترميم خود از طريق تضعيف و تخريب جريان پيروز است. بحث آقاي نجفي، بحث دوم است و موضوع اول، تضعيف جريان اصلاح‌طلب است؛ تا جايي كه به مردم القا كنند ديگر نبايد به اين جريان رأي داد.

اين در حالي است كه دست اصلاح‌طلبان در شوراي شهر هم پر است، به‌ويژه با تخلفاتي كه ازدوره قبل شهرداري به دست آورده‌اند. فرض كنيد دوهزارو ٧٠٠ نفر كارت نمي‌زدند اما حقوق دريافت مي‌كردند. يا يك فردي شناسايي شده كه سه سال حقوق مي‌گرفته اما سر كار نمي‌آمده است. همچنين تعدادي شناسايي شده‌‌اند كه اينها گواهي پايان خدمت ندارند و با برگه معافيت از تحصيل مشغول به كار هستند. در حالي كه اين معافيت صرفا براي مردودنشدن است تا فرد بتواند ادامه تحصيل دهد و او را براي خدمت سربازي اعزام نكنند، نه اينكه كار نكند.

اخيرا گزارشي بود كه يكي از سازمان‌هاي تابعه شهرداري كه نام آن را نمي‌برم، ٥٠ ميليون تومان حقوق دريافت مي‌كرده است. در حالي كه شهرداران هم يك‌سوم اين عدد حقوق نمي‌گرفتند. اصلاح‌طلبان خواستند با اين وضعيت به سمت مبارزه با غول فساد بروند و كارهايي هم در اين زمينه انجام دادند. البته براي مبارزه با فساد راهي طولاني داريم. به‌ويژه در مورد شهرداري ضمن احترامي كه براي همه كاركنان آن قائل هستم اما به دليل حجم بالاي تبادل پولي، امكان فساد هم افزايش مي‌يابد و به نظرم قوه قضائيه بايد نه تنها اين ١٢ پرونده را مورد بررسي قرار دهد، بلكه بايد يك تا دو شعبه را به بررسي فساد در شهرداري اختصاص دهد.

نبايد فراموش كنيم كه در ماجراي احضار شهردار، بايد اين سؤال را طرح كنم كه چرا وقتي احضاريه پنج روز زمان داشته، ساعت ١٠ و نيم شب به در منزل آقاي نجفي مي‌روند. 


 احضاريه پنج روز فرصت داشته است، ولي همان روزي كه صادر شده، به در منزل آقاي نجفي برده‌اند؟!

بله. آقاي نجفي در جلسه شورا گفت كه حتي همسر من ترسيده بود و من خودم رفتم احضاريه را گرفتم. حتي تعجب كردم كه چرا در منزل آورده‌اند، مي‌توانستند صبح به شهرداري بياورند. 

  دقيقا چه برخوردي داشته‌اند؟

خودش توضيح داده است. آقاي نجفي گفته كه بازپرس به شهردار گفته كه بازداشتش مي‌كند، او هم گفته خب، بازداشت كنيد! بعد ظاهرا آقاي قطبي، معاون دادستان گفته است كه حالا ايشان يك كفيل هم بياورد، قبول است. الان هم پرونده ظاهرا مفتوح است... . 

 پرونده با چه عنوان اتهامي مفتوح است؟

دادستان گفته است كه با عنوان ترويج فساد و فحشا اين پرونده مطرح است. در حالي كه روح آقاي نجفي هم از اين موضوع خبر نداشت. من مطلع هستم. مسئول برنامه كه مسئول بانوان شهرداري است هم گفت كه من دقيقه نود متوجه شدم، به من هم جزئيات را نگفتند و فقط اطلاع دادند كه چند كودك گل‌افشاني مي‌كنند. اين را هركسي متوجه شود، خب مي‌گويد ايرادي ندارد. اين دقيقا سناريو بوده است. فيلم را از زاويه‌اي گرفتند كه اين كودكان نقش پررنگي داشته باشند. 

 يعني يك برنامه از پيش تعيين‌شده بوده است؟

قطعا سناريو بوده است. اينكه كسي از آن مراسم فيلم‌برداري كند و بعد هم افرادي كه كار هنري كرده‌اند، گفته‌‌اند كه اصل ماجرا، آن گروه كُر بوده است، اما در فيلم، رقص كودكان برجسته شده است. بنابراين قطعا اين موضوع سناريو بوده و فرد موردنظر هم شناسايي شده است. 

 با فرد مزبور صحبت شده يا احيانا برخوردي صورت گرفته؟

من اين را پيگيري نكردم. اما اسم فرد مشخص است و روشن شده كه كجا نشسته و از چه زاويه‌اي فيلم را گرفته است. حتي تصوير اين فرد موجود است. سناريويي بود كه شهردار را به حاشيه ببرد. شايد هم آقاي نجفي اين ماجرا را پيامي تلقي كرده باشد. اما من با شناختي كه از روحيه نجفي دارم، مي‌دانم احضار خود را پيام تلقي نكرده است. 

 اما تصور و تلقي ما اين بود كه ماجراي احضار، نشانه‌اي بر نخواستن ايشان است؟

بله. نشانه نوعي حساسيت و نخواستن بود. ولي دليل استعفا نبود. 

 در اين فاصله كه آقاي نجفي يك گزارش صدروزه از عملكرد شهرداري قبل ارائه كرد و از طرف ديگر موضوع ارجاع پرونده به قوه قضائيه مطرح شد، آيا پالسي دريافت كرده بود كه ماجرا را ادامه ندهد؟

خير. من هم چنين چيزي را نشنيدم. به هر حال ايشان عدم موافقت‌هايي را با شروع و ادامه كار خود احساس مي‌كرد، مبني بر اينكه بعضي جاها ممكن بود با ادامه كار ايشان موافق نباشند و او را نپذيرند، ولي اين موضوع را دليل رفتن، تلقي نمي‌كرد. يعني در اين نپذيرفتن‌ها، نهي جدي نمي‌ديد. 

 جلسه آخري كه با ايشان داشتيد، چه زماني بود؟

شنبه هفته گذشته بود. ما از چند طرح بازديد كرديم و موقع بازگشت با خودروي ايشان بازگشتيم. در راه با هم صحبت كرديم كه من ايشان را مصمم ديدم، بعد از جلسه‌اي كه بيست‌وچهارم اسفند داشتيم كه ايشان نامه استعفا را به محسن هاشمي داده بودند. درواقع استعفاي ايشان دو مرحله بود. اول يك نامه سه‌صفحه‌اي نوشتند و به محسن هاشمي دادند. من با آقاي هاشمي همان موقع وقت ملاقات داشتم و خبر را اين‌گونه متوجه شدم.

بعد هم به دفتر خودم بازگشتم. بعد از آن دستيار آقاي نجفي، نزد من آمد و نامه سه‌صفحه‌اي را فرستاد تا من هم ببينم. من نامه را خواندم و گفتم نظرم اين است كه فعلا اين نامه را منتشر نكنيم. بعد هم از آقاي نجفي خواهش كردم كه آن نامه را پس بگيرد و مطلب مختصري را به جاي آن بنويسد. آقاي نجفي خواست تا من متن مورد نظر را بنويسم. من به ايشان گفتم كه بهتر است به بيماري هم اشاره نكنيد و بگوييد كه شايد در آينده توضيحاتي بدهم. 


  همان متني بود كه به عنوان متن استعفا منتشر شد؟

خير. متني كه در جلسه شورا خوانده شد، همان متني بود كه من خدمت ايشان داده بودم و چند جمله‌اي هم به آن اضافه كردند و خواندند. 

  فحواي آن سه صفحه چه بود؟

آن سه صفحه يك‌سري مسائل بود كه در رابطه با فساد مطرح كرده بود، اشاره‌اي هم به موضوع بيماري خود داشت و از عزم خود براي ادامه كار گفته بود، همچنين از شورا و همراهي اعضاي آن تشكر كرده بود. اما آقاي نجفي ذخيره‌اي بود كه تمام شد. در شورا هم قاعدتا ديگر چنين اجماعي درباره شهردار صورت نخواهد گرفت. من اين احتمال را مي‌دهم كه كساني كه سناريوي حذف نجفي را برنامه‌ريزي كردند، برنامه‌هايي براي شورا داشته باشند. البته اهل پيش‌گويي نيستم. اما وحدت شورا حتما مورد هدف رقيب است و آسيب خواهد ديد. 

  آقاي تاجرنيا در توييتي بعضي از ژنرال‌هاي سياسي را مسبب اين اتفاقات اخير شوراي شهر تهران دانسته بود. هم از زماني كه بحث شهردارشدن نجفي مطرح شد و اقناعي كه از طرف اين ژنرال‌ها صورت گرفت كه هر ٢١ نفر شورا به آقاي نجفي رأي مي‌دهند. هم در استعفادادن آقاي نجفي كه اين چند نفر اصرار كردند و هم اينكه اينها شورا را قانع كردند كه اين استعفا را بپذيرد. اين موضوع چقدر سنديت و صحت دارد؟

كسي آقاي نجفي را وادار به استعفا نكرد. شرايطي باعث شد كه ايشان استعفا دهد و اگر بخواهد در آينده توضيح خواهد داد كه قطعا آن شرايط آينده نزديكي نيست. ولي من تأييد مي‌كنم كه در جريان اصلاحات متأسفانه كساني بودند كه خيلي زود نغمه رفتن ايشان را سر دادند و اين ساز را كوك كردند. در حرف‌هايشان هم پيداست. 

 چه كساني بودند آقاي رجايي؟

اجازه دهيد من اسم نبرم. 

  منظور شما جريان كارگزاران است؟

بله بخشي از كارگزاران. 

  فقط بخشي از كارگزاران يا از جريان‌هاي ديگر هم بودند؟

به نظر مي‌رسد از جريان‌هاي ديگر هم بودند. 

  مثلا اتحاد ملت؟

خير. از اتحاد ملت چيزي نشنيدم، ولي احزاب ديگر اصلاح‌طلب بدشان نمي‌آمد كه اين اتفاق البته نه با اين سرعت بيفتد. البته اين موضوع را تأييد نمي‌كنم كه اين مسائل در رفتن آقاي نجفي مؤثر باشند. كدورت‌هايي ممكن است در ذهن‌ها باشد ولي اينكه اين مسائل منجر به استعفا شود، غلط است. عوامل مشدد، علت اصلي استعفا بود. 

 بعد از جلسه استعفا چه شد؟

از جلسه شورا كه بيرون آمديم، يك جلسه بين معاونان و مشاوران برگزار شد كه از مشاوران هم فقط من بودم. يك ساعت و خرده‌اي به طول انجاميد و ايشان نظرات ما را گرفت. حتي خود من گفتم اين شورا الان توپ را در زمين شما انداخت؛ ايشان تأييد كردند. بعد گفتم شما معالجه كنيد بعد هم ديگر نياييد و بگوييد نمي‌توانم. اين به واقعيت نزديك‌تر بود كه برود عمل كند و بگويد امكان بازگشت ندارد.

آقاي نجفي ترجيح داد اين مسئله را به اين شكل به شورا منعكس كند كه با پزشكم مشورت كرده‌ام و امكان ادامه‌دادن برايم ميسر نيست. اين را هم براي شما بگويم كه ايشان حداقل با سه پزشك مشورت كردند. آن روزي هم كه آن سه صفحه را فرستاد، نسخه يكي از اين پزشك‌ها را براي من فرستاده بود. 

  پزشكشان كيست؟

پزشك مشخصي نيست، ولي آقاي حسيني نامي بود. با سه پزشك صحبت كرده بود، اما براي نوشتن نامه دوم با پزشكي كه بيشتر قبولش داشته، مشورت كرده است. 

  فكر مي‌كنيد فشارها از جانب  چه كساني مطرح شد. علت آن، فوكوس‌كردن آقاي نجفي روي فسادهايي بود كه اتفاق افتاده بود يا موارد ديگري هم مطرح بود؟

نه ارتباطي به پرونده‌ها ندارد. ماجراي فشارآوردن از جانب رقيبي است كه شكست خورده است. رقبا دنبال اين بودند و از قبل هم گفته بودند. اين نشان مي‌دهد كه برنامه‌اي بوده كه ايشان خسته شود. قاعدتا ممكن بود دست روي نقاطي بگذارند كه آنها را به نتيجه برساند و رساند. 

  مثلا اينكه مواردي از زندگي ايشان را به حالت تهديد بخواهند... 

من نمي‌دانم ولي قاعدتا نتيجه گرفتند و اين را بايد اذعان كرد. در اين قضيه هم كشور و هم مردم باختند و حتي رقيب كه فكر مي‌كند ايشان را حذف كرده و نجفي را به يك مهره سوخته تبديل كرده، اشتباه مي‌كند، چون گرفتن چنين نيروهايي از نظام به نفع هيچ‌كس نيست. تصور من اين است كه حذف نجفي از مسند شهرداري تهران حتما در انتخابات آتي شوراي تهران و آمار رأي مردم اثر خواهد گذاشت، چون مردم شورايي انتخاب كردند و آن شورا شهرداري انتخاب كرد كه مردم شاهد حذفش بودند. خواهند گفت كه به هر كسي رأي بدهيم، شانسي براي خدمت ندارد، پس چه بهتر كه رأي ندهيم. 

  با توجه به اينكه شما در اين سيستم بوديد و احتمالا اين چند روز هم در جريان صحبت‌ها و نظرها بوديد، فكر مي‌كنيد گزينه‌هاي پيشنهادي چه كساني هستند؟
مي‌توانم بگويم گزينه‌ها از چند جهت مي‌تواند مطرح باشد؛ يعني فردي را از داخل شهرداري انتخاب كنند، مثل آقاي حناچي كه سرپرستي ايشان جدي بود. من خودم شنبه از آقاي نجفي پرسيدم حالا شما مي‌خواهيد برويد، چه كسي مدنظر شماست براي سرپرستي؟ گفتند حناچي. اما مطرح‌كردن جهانگيري و عارف، خنده‌دار است. در حدي كه من مي‌دانم حرف‌هاي درستي نيست و من نشنيدم كه با آقاي عارف صحبتي شده باشد و مي‌دانم كه شورا به اين سمت نخواهد رفت. من پيشنهاد يكي از وزرا را به صورت خصوصي با آقاي هاشمي مطرح كردم كه ايشان تأملي كرد. همچنين از نظر من تيپي مثل محمد فروزنده كه بسيار فرد پخته و عاقلي است، مي‌تواند مطرح باشد.  


  فكر مي‌كنيد در آينده نزديك كه نه، اما ممكن است روزي بخواهند درباره اصل ماجرا صحبت كنند؟

اين آقاي نجفي كه من در اين چند ماه همكاري ديدم، نخواهد گفت و صلاح هم نيست. حتي در جلسه شورا گفتند كه پذيرفتن استعفا هزينه دارد، آقاي نجفي گفتند كه شما بپذيريد و هرچه هست به گردن من بيندازيد و هزينه‌اش را من مي‌دهم، همه را به پاي من بنويسيد.