شهردارآنلاين :: پايگاه جامع خبري مديريت شهري : ايران براي گفت‌وگو با اروپا پيشقدم شود
سه شنبه، 15 اسفند 1396 - 10:23 کد خبر:48698
شهردارآنلاين: دو سال از عمر توافق هسته‌اي ايران با گروه ۱+۵ گذشت، روزهايي كه مردم ايران با جشن و براي رفع تحريم‌هاي هسته‌اي، بهبود و تقويت روابط ايران با جهان و نيز پايان پروژه ايران‌هراسي وارد خيابان‌ها شده بودند. اما با ورود ترامپ، اين پديده نوظهور آمريكايي، به كاخ سفيد و با تشديد تخريب برجام از سوي مخالفان داخلي، نگراني‌هايي براي تلخ كردن طعم شيرين برجام در ديپلمات‌هاي هسته‌اي كشورمان بروز كرد. برجام دو ساله در يك سال گذشته از رياست جمهوري ترامپ محافظه‌كار مورد تهديد براي لغو و اصلاح واقع شد تا آنجا كه او در دي ماه گذشته براي چندمين بار از تاييد پايبندي ايران به برجام خودداري كرد و به متحدان اروپايي خود هشدار داد كه چنانچه برجام اصلاح نشود آمريكا ديگر تعليق تحريم‌ها را تمديد نخواهد كرد و از برجام خارج خواهد شد.


 اين در حالي است كه اروپا خواهان حفظ و اجراي برجام است اما از سوي آمريكا براي لغو و يا تغيير در آن به بهانه‌هاي مختلف تحت فشار است. از اين رو، به تعبير جاويد قربان اوغلي «ايران بايد موضع اروپا را در برجام تقويت كند و قبل از اينكه اروپا تحت فشار آمريكا، با ايران وارد مذاكره شود، ايران بايد با اختيار خود با اروپايي‌ها وارد مذاكره شود». در اين راستا «آرمان» با جاويد قربان اوغلي كارشناس سياست خارجه در وزارت امور خارجه گفت‌وگو كرده كه در ادامه مي‌خوانيد.


دونالد ترامپ به صراحت مدعي است كه برجام هيچ تاثيري در تغيير رفتار ايران در منطقه نگذاشته است، آيا به طور كل بايد از برجام چنين انتظاري داشت؟

اين ادعاي ترامپ نيز مانند بسياري از اظهاراتش ناشي از عدم پختگي و نمايانگر عدم پيشينه سياسي درعرصه سياست‌ورزي است. بهتر بود رئيس جمهور آمريكا قبل از بيان چنين اظهاراتي، مطالعه‌اي در عملكرد اسلاف خود، از جمله اوباما و برنامه سياسي‌اش مي‌كرد. برخلاف نظر آقاي ترامپ برجام با هدف خاصي طراحي شده و پس از 22 ماه مذاكره سنگين به نتيجه رسيد. در واقع هدف برجام دستيابي به توافق با ايران با هدف شفاف سازي بيشتر و رفع نگراني براي طرف مقابل بوده است. البته بحث انحراف و تمايل به تحقيقات و برنامه هسته‌اي كشورمان يك ادعا بود كه با دستيابي به توافق اين موضوع كاملا روشن شد. ايران همواره به صراحت اعلام كرده كه به دنبال تسليحات هسته‌اي نبوده است. بنابراين هدف برجام انحصارا مساله هسته‌اي ايران بود و ترامپ با طرح چنين اظهاراتي به دنبال اهداف ديگري است. آنچه در متن و محتواي توافق آمده است، همه اقدامات مرتبط با برجام از جمله تعليق و رفع تحريم‌ها و لغو قطعنامه‌هاي پيشين به اين علت بود كه ايران بتواند به طور آزاد با جهان ارتباطات سياسي و اقتصادي داشته باشد. اين موارد از اهداف اساسي برجام بود كه تا حدودي محقق شد. البته برخي از آنها هنوز معلق مانده است كه ناشي از تغيير رويكرد آمريكا با روي كار آمدن ترامپ و بخشي هم به دليل ترس و نگراني‌هاي موجود در ساير اعضاي توافق است كه بازهم متاثر از فشارهاي ايالات متحده است؛ بنابراين سخن ترامپ كاملا بي‌مورد است.

 

آيا ترامپ با تحت فشار قرار دادن ايران و بهانه قرار دادن مسائل مختلف به دنبال لغو برجام است؟

ترامپ قبل از ورود به كاخ سفيد نيز به صراحت و به صورت علني اعلام كرد كه با برجام مخالف است و آن را بدترين توافق براي آمريكا خواند. جمله مشهور رئيس جمهور آمريكا قبل از ورود به كاخ سفيد پاره كردن برجام بوده است. بنابراين مخالفت ترامپ با برجام، امر پنهاني نبود كه محل بحث و گفت‌وگو باشد. ترامپ زماني كه وارد كاخ سفيد شد به اين موضوع مهم پي برد كه نمي‌تواند از يك توافق بين‌المللي كه ميان ايران و 6 عضو مطرح جامعه بين‌الملل امضا شده و مورد تاييد سازمان ملل قرار گرفته به آساني آمريكا را خارج كند. خروج آمريكا از توافق بين‌المللي برخلاف تصور ترامپ هزينه‌هاي سنگيني براي آنها در پي دارد. زيرا خروج هر كشوري از توافق بين‌المللي، آنها را به عنوان يك كشور خاطي و ناقض توافق بين‌المللي در جهان معرفي مي‌كند. بنابراين ترامپ اكنون مي‌داند كه به سادگي نمي‌تواند از برجام خارج شود و در صورت خروج هزينه‌هاي سنگيني حداقل از منظر اعتباري براي آمريكا در پي خواهد داشت به همين دليل مشاورانش تصميم گرفتند با سنگ اندازي و مانع تراشي‌هاي گوناگون برجام را سست كنند و اجازه ندهند ديگر امضا كنندگان توافق هسته‌اي به ويژه ايران از منافع آن بهره‌مند شوند. ترامپ به دنبال خروج آمريكا و برهم زدن برجام است اما نمي‌خواهد مسئوليت سنگين لغو برجام را بپذيرد. او ترجيح مي‌دهد كه با عصباني كردن تهران، ايران را وادار به خروج از برجام كند و جامعه جهاني را در مقابل ايران قرار دهد كه خوشبختانه تاكنون ايران در برابر برنامه‌هاي ضد‌برجامي آمريكا هوشمندانه عمل كرده است.

 

برخي معتقدند كه ممكن است انگليس، فرانسه و آلمان ضمن حفظ برجام با آمريكا درباره موضوعاتي مثل «بند غروب» به طور جداگانه همكاري كنند، در اين صورت ايران چه خواهد كرد و سرنوشت برجام چه خواهد شد؟

ايران بايد همه احتمالات براي حفظ برجام را مد نظر قرار دهد، مسئوليت نقض، توقف و تعليق برجام را به گردن آمريكا بيندازد و جهان را در مقابل ايالات متحده قرار دهد. البته تاكنون نيز ايران در اين زمينه موفق شده است. از همان ابتدا اعضاي توافق هسته‌اي اين‌امر مهم را پذيرفتند كه موضوعات مورد ادعاي آمريكاربطي به برجام ندارد و بايد به اين موارد به طور جداگانه پرداخته شود. امروز فضاي عمومي منطقه بسيار پرآشوب و ايران يكي از بازيگران اصلي، مهم و تاثيرگذار در منطقه است كه نقش اساسي در عراق، سوريه و لبنان بازي كرده و در يمن نيز در مظان اتهام قرار دارد. بنابراين بايد پذيرفت كه جامعه جهاني نسبت به نقش ايران در منطقه تصور مثبت و نيز تصور منفي دارد. دوستان و متحدان ايران نقش تهران را در منطقه مثبت ارزيابي مي‌كنند اما برخي از كشورها در منطقه از زاويه ديگري به اين مساله مي‌نگرند. به هر روي بايد با هر نگاهي اعم از مثبت و منفي از سوي ساير كشورها نسبت به ايران كنار آمد البته كنار آمدن به مفهوم پذيرفتن اين مساله نيست. زيرا هيچ چالشي براي ايران دشوارتر از مساله هسته‌اي نبود، جهان در مقابل ايران قرار داشت. آمريكا درصدد بود كه يك اجماع جهاني عليه ايران به وجود آورد و در ذيل آن تحريم‌هاي متعددي به ما تحميل شده بود اما از طريق مذاكره با اعضاي توافق هسته‌اي به نتيجه رسيديم و بزرگ‌ترين موفقيت و دستاورد ديپلماسي را كسب كرديم. لزومي به گفتن برخي حرف‌هاي غير ديپلماتيك نيست و از سويي نبايد فراموش كرد كه برخي اظهارات در اوج مسائل هسته‌اي هم مطرح مي‌شد اما تيم مذاكره كننده هسته‌اي ايران از طريق مذاكره به نتيجه مطلوبي رسيد. بنابراين محدوديتي براي مذاكره نيست جز آنكه لازم است در هر مذاكره‌اي دست بالا را داشته و از موضعي قدرتمندانه وارد گفت‌وگو شويم.

 

فشار آمريكا و متحدانش روزبه‌روز بر ايران بيشتر مي‌شود، در مقابل ايران چه كار مي‌تواند انجام دهد؟

پس از قطعنامه ضد يمني اخير در شوراي امنيت كه پيش‌نويس آن از سوي انگليس تنظيم شده و توسط روسيه وتو شد، آمريكا و متحدان اروپايي‌اش در بيانيه‌اي خشم خود را نشان دادند. با چنين حركتي ممكن است ايران‌هراسي را در منطقه احيا كرده و مشكلات اقتصادي براي كشور به وجود آورد. به همين دليل توصيه اين است كه درباره مشكلات و اختلافات، گفت‌وگو به طور كلي كنار گذاشته نشود. ايران زبان و منطق بسيار قدرتمندي براي مذاكره با جهان دارد و بايد به غرب بگويد كه مفهوم دفاع چيست و براي دفاع از سرزمينمان چه مي‌خواهيم و چه در نظر داريم. وزير خارجه كشورمان نيز بارها به اين اشاره كرد «زماني كه ايران در زير بمباران و موشك‌هاي عراقي بود، آيا جهان در برابر آن موضع‌گيري كرد؟ ايران براي اينكه با وضعيت مشابهي مانند 8 سال جنگ تحميلي روبه‌رو نشود، برنامه‌هاي دفاعي خود را با اهداف صرف دفاعي توسعه مي‌دهد». سخن ظريف كاملا صحيح و منطقي است. ايران بيشترين هزينه را در مبارزه با مواد مخدر، طالبان و مساله سوريه و عراق داده، اين موارد تاثيرگذار و قابل ارائه در مذاكرات است و مي‌توان آنها را در معرض افكار عمومي جهان قرار داد. بنابراين برنامه‌هاي دفاعي يك واقعيت قابل درك و فهم براي همه است به‌خصوص براي دفاع از سرزميني كه 8 سال جنگ تحميلي را تجربه كرده است. ايران بايد اين را به جهان بگويد و با عدم مذاكره در هر ابعادي با جهان، چنين مسائل مهمي براي جهان فاش نشده و نتيجه آن ايزوله شدن و فشار بيشتر مي‌تواند باشد. بنابراين اصل مذاكره نبايد مورد مناقشه باشد و مي‌توان برخي اختلافات را از طريق مذاكره حل كرد.

 

برخي از تحليلگران معتقدند كه قدرت در تعريف الگوهاي رفتاري بسيار تعيين كننده است. آيا اين به مفهوم تسليم اتحاديه اروپا و كشورهاي اروپايي از جمله فرانسه، انگليس و آلمان در برابر تهديدهاي اخير آمريكاست؟

روابط اروپا و آمريكا رابطه ويژه‌اي است كه مربوط به ديروز و امروز نيست. به عبارتي بايد اذعان داشت كه در جنگ جهاني دوم، آمريكا ناجي اروپايي‌ها بود. زيرا قدرت نظامي آمريكا توانست اروپايي‌ها را از خطر ارتش نازي‌ها نجات دهد. به همين دليل اروپا خود را به تعبيري مديون آمريكا مي‌داند. از سوي ديگر از منظر شاخص آمار اقتصادي، 40 درصد توليد ناخالص جهان را آمريكا به خود اختصاص داده است. آمريكا بزرگ‌ترين انبار نظامي جهان را دارد. رهبري ناتو در دست آمريكاست. نيروي ناتو و پايگاه‌هاي نظامي آمريكا در دوران جنگ سرد مدافع اروپا در مقابل ارتش سرخ بود. اكنون نيز اروپا بيشترين حجم روابط اقتصادي را با آمريكا دارد. علاوه بر اين، اروپايي‌ها و آمريكايي‌ها از نژاد آنگلوساكسون هستند به همين دليل يكديگر را رها نمي‌كنند. بنابراين نبايد تصور كرد كه با ترفند‌هاي ديپلماتيك مي‌توان اروپا را از آمريكا جدا كرد؛ اين تصور حتي براي حفظ برجام هم اشتباه است. از اين رو، بايد از منافذي وارد شد كه انگيزه‌هاي اروپا را براي دفاع و ايستادگي در مقابل برخي از فكت‌ها مستحكم مي‌كند. سه كشور اروپايي به همراه چين و روسيه قرارداد مهم و بين‌المللي هسته‌اي را امضا كردند به همين دليل از منظر اعتباري پذيرش خروج آمريكا از توافق براي اروپا بسيار دشوار است. به همين دليل نيز تا كنون اروپا در برابر فشارهاي آمريكا مقاومت كرده است اما اين مقاومت در برابر آمريكا نمي‌تواند دائمي باشد و ايران به گونه‌اي بايد اقدام كند كه اروپا در برابر آمريكا منطق و استدلال قوي داشته باشد. اروپا مي‌داند كه ايران كاملا به تعهدات خود در برجام متعهد است اما آمريكا با علم بر اينكه اروپا بر سر برجام خواهد ايستاد، موضوعات سه‌گانه را بهانه قرار داده است.

 

چنانچه اتحاديه اروپا بخواهد در مواردي نسبت به خواسته‌هاي آمريكا نرمش نشان دهد و امتيازات كوچكي براي آمريكا مشروط به حفظ برجام قائل شود، آيا اين مساله به روح برجام آسيب نخواهد زد؟ در اين صورت ايران بايد چه مواضعي اتخاد كند؟

عاقلانه‌ترين راه حل در برابر اقدامات آمريكا ديپلماسي پيشگيرانه است. قبل از اينكه اروپا تحت فشار آمريكا، با ايران وارد مذاكره شود، ايران بايد با اختيار خود با اروپايي‌ها وارد مذاكره شود. مكرون قبل از سفر به ايران نظارت بين‌المللي را مطرح كرد و ايران هم بيانيه‌اي مبني بر عدم مذاكره صادر كرد. البته سخنان مكرون غير منطقي و غيرقابل قبول بود اما نبايد پاسخ به ادعاها به گونه‌اي باشد كه روابط ديپلماتيك كشورها به ويژه ايران با اروپا را دچار مشكل كند و منافع دوجانبه را به خطر بيندازد. جملات و عباراتي كه در ديپلماسي به كار برده مي‌شود از اهميت و حساسيت بالايي برخوردار و در روابط بسيار اثرگذار است به همين دليل در به‌كارگيري آنها بايد دقت كرد. از اين رو، اكنون كه اروپا به دليل حيثيت و اعتبار خود از برجام دفاع مي‌كند ايران بايد موضع اروپا را در برجام تقويت كند. در ساير مسائل مورد مناقشه همان‌طور كه اشاره شد قبل از اينكه آمريكا، اروپا را تحت فشار قرار دهد، تهران بايد با ديپلماسي پيشگيرانه با اروپا به گفت‌وگو بپردازد. زيرا در غير اين صورت ممكن است كه آمريكا، اروپا را وادار به موضع‌گيري‌هايي تند كند. در آن صورت ايران بي‌ترديد واكنش مناسبي نشان خواهد داد.

مواضع چين و روسيه به عنوان اعضاي توافق هسته‌اي و عضو شوراي دائم سازمان ملل تا چه‌اندازه در حفظ بي‌كم و كاست برجام اثرگذار خواهد بود؟ البته در صورتي كه اتحاديه اروپا بخواهد نسبت به برخي از خواسته‌هاي آمريكا نرمش نشان دهد.

هر اندازه كه مقاومت و ايستادگي اروپا بيشتر تقويت شود، به تقويت موضع چين و روسيه كمك خواهد كرد. چين و روسيه به لحاظ تاريخي، ايدئولوژيك، اقتصادي، سياسي و استراتژيك تقابل منافع بيشتري با آمريكا دارند. آمريكا به دنبال يارگيري از ميان كشورهاي مطرح دنياست و اروپا جبهه بسيار نيرومندي براي اين مساله قلمداد مي‌گردد. بنابراين تقويت موضع اروپا در برابر برجام موجب تقويت موضع و ايستادگي بيشتر چين و روسيه خواهد شد. از اين رو، اروپايي‌ها چون در برابر فشارها آسيب پذيرند براي حفظ برجام، در موضوعات مورد مناقشه مجبور به همراهي با آمريكا هستند.

دونالد ترامپ مي‌داند كه لغو برجام به زيان آمريكاست، با اين همه چرا در مواضع خود پافشاري مي‌كند و يا به دنبال راهي براي شكست توافق است؟

ترامپ نشان داده كه اهميتي به توافقات بين‌المللي نمي‌دهد. او در نخستين اقدامش پس از ورود به كاخ سفيد توافق نامه جهاني محيط زيست پاريس را لغو كرد. بنابراين بعيد به نظر مي‌رسد كه در محاسبات او موضوع هزينه - فايده خروج از توافق هسته‌اي مد نظر باشد. ترامپ با برجام مخالف است و آن را به زيان آمريكا و اسرائيل مي‌داند به همين دليل درصدد خروج از توافق هسته‌اي است. از ياد نبريم يكي از دستاوردهاي بزرگ برجام شكست تلاش اسرائيل براي ايزوله كردن ايران بود. رژيم صهيونيستي پس از ناكامي در جلوگيري از توافق هسته‌اي، از راه‌هاي ديگري به دنبال لغو برجام است. ترامپ و دامادش جرالد كوشنر روابط ويژه‌اي با اسرائيل دارند به همين دليل برجام را به زيان رژيم صهيونيستي مي‌دانند و به دنبال لغو توافق اند. رئيس جمهور آمريكا مخالف برجام است اما نمي‌داند چگونه بدون اينكه هزينه‌اي بپردازد از آن خارج شود. ايران نبايد اجازه دهد آمريكا، تهران را سپر بلاي سياست‌هاي خود در برجام قرار دهد.

به هر روي خروج از توافق نامه پاريس به اعتبار آمريكا لطمه وارد كرد تبعات خروج از توافق پاريس مي‌تواند مانع خروج آمريكا از توافق هسته‌اي شود؟

 ترامپ نشان داده كه به توصيه‌ها و هشدارهاي كارشناسان و حاميان برجام گوش نمي‌دهد. او پديده نويني در عرصه سياست آمريكاست. حتي پيروزي ترامپ در انتخابات رياست جمهوري نيز يك پديده بود. او نخست كانديداي جمهوريخواهان بود كه جمهوريخواهان پشتش را خالي كردند به همين دليل تصميم گرفت كه به تنهايي وارد كارزار انتخاباتي شود. جمهوريخواهان بالاجبار دوباره اعلام كردند كه ترامپ كانديداي اين حزب است. توافق پاريس يك قرارداد جهاني بود كه آمريكا به عنوان يك كشور آن را امضا كرده بود ولي او تصميم به خروج از آن گرفت. برجام نيز يك توافق چند جانبه است كه 6 كشور آن را امضا كرده‌اند خروج از آن براي آمريكا مشكل است ولي غير‌ممكن نيست.

اهرم‌هاي فشار از سوي ترامپ روزبه‌روز بر اتحاديه اروپا و ايران افزايش مي‌يابد. آيا سياست باج خواهي آمريكا از اعضاي توافق به خودي خود به زيان آمريكا نيست و منجر به شكست سياست‌هاي ترامپ در قبال برجام نمي‌شود؟

سياست ترامپ در برابر حمايت اروپا از برجام زورگويانه و قلدرمابانه است كه مي‌توان به آن اخاذي گفت. آمريكايي اهرم‌هاي فشار بسياري بر اروپا دارد كه از آن براي اهداف خود در برجام استفاده مي‌كند. البته اين امر در دنياي سياست امر جديدي نيست. كشورها همواره منافع ملي خود را در اولويت قرار مي‌دهند. ترامپ هم قبل از ورود به كاخ سفيد اعلام كرد كه مردم و كشور آمريكا در اولويت هستند اما برخي از اقدامات و برنامه‌هاي ترامپ از قبيل ديوار كشي مكزيك يك اقدام غير انساني است. ديوار برلين حاصل سياست تنفر بوده است كه ميان بلوك شرق و غرب كشيده شد. اما امروز درحالي كه در سراسر اروپا همه ديوارها و مرزها فرو ريخته است ترامپ به دنبال ديواركشي است. اين امور نشان مي‌دهد كه ترامپ چطور پديده‌اي است.

طي ماه‌هاي اخير دونالد ترامپ، عربستان و متحدانش بر روي عملكرد ايران در منطقه تمركز و اتهاماتي عليه ايران در رابطه با يمن مطرح كرده‌اند، ترامپ و متحدان منطقه‌اي او با سياست ايران‌هراسي در منطقه به دنبال چه چيزي هستند؟

محيط پيراموني ايران پرآشوب و مخاطره آميز است و علاوه بر اين، تهران داراي رقباي نيرومند و بانفوذي در منطقه است. عربستان بزرگ‌ترين توليدكننده و صادركننده نفت و ثروتمندترين كشور منطقه به شمار مي‌رود. يك سوم صادارت اوپك از طريق عربستان سعودي تامين مي‌شود. اين كشور علاوه بر ذخاير ارزي، تاثير و نفوذ زيادي بر جهان اسلام و عرب دارد هر چند ممكن است اين تاثير و نفوذ به دليل پول و امكانات مالي باشد. به هر روي اين واقعيت را نمي‌توان در عرصه سياسي انكار كرد و چنان‌كه ديديم عربستان 56 كشور اسلامي را به دور خود جمع و عليه ايران بيانيه صادر كرد. عربستان و ايران دو قدرت و رقيب در منطقه هستند. در دوره دولت اصلاحات سياست همزيستي در منطقه با اين كشور دنبال شد و نتيجه داد و دو كشور قرارداد امنيتي با يكديگر امضا كردند اما مشخص بود كه رقابت ميان رياض و تهران از بين نرفته است. مهم اين است كه نگذاريم اين رقابت به تخاصم تبديل شود. ايران و عربستان بر‌اساس يك رقابت سالم مي‌توانند حوزه نفوذشان را در منطقه افزايش دهند به جاي اينكه يكي درصدد حذف ديگري باشد. چنين نگرشي هوشمندانه است. پروژه ايران‌هراسي تهديدي عليه ايران در جهان است كه آمريكا و برخي از كشورهاي اروپايي همواره به دنبال آن بودند و لذا پروژه ايران‌هراسي يك واقعيت است. يكي از بزرگ‌ترين دستاوردهاي ايران در برجام از بين بردن پروژه ايران‌هراسي بود. اما به نظر مي‌رسد اين پروژه عليه ايران مجددا در حال احيا شدن است كه بخشي از آن به دليل تعارض منافع كشورهاي منطقه و جهان و بخشي ديگر ناشي از برخي از اظهارات است. به طور مثال در همان روز اجراي برنامه جامع اقدام مشترك، اقداماتي در ايران از سوي برخي از مخالفان توافق هسته‌اي صورت گرفت. در عرصه سياست بين‌الملل نمي‌توان دانش ديپلماتيك و خردورزي را ناديده گرفت. پروژه ايران‌هراسي، كشورمان را در جهان ايزوله و منزوي مي‌كند به همين دليل بايد توجه بيشتري نسبت به شرايط موجود كرد. آمريكا، عربستان و متحدان منطقه‌اي‌اش قبل از مذاكرات هسته‌اي با برجسته كردن پروژه ايران‌هراسي توانستند قطعنامه‌هايي عليه ايران در شوراي امنيت تصويب كنند. در نهايت مكررا تاكيد مي‌كنم كه پروژه ايران‌هراسي از دستور كار عربستان سعودي و برخي كشورهاي جهان كنار نرفته است به همين دليل ايران بايد نسبت به مسائل پيرامون و برخي رفتارها و اقدامات در داخل توجه بيشتري داشته باشد.