شهردارآنلاين :: پايگاه جامع خبري مديريت شهري : رخدادهاي اخير را به فرصت تبديل كنيم
چهارشنبه، 13 دی 1396 - 18:15 کد خبر:46272
شهردارآنلاين: آرمان- هستي قاسمي


به‌رغم انتقادات موجود در برخي از عرصه‌ها به‌ويژه اقتصادي، واقعيت اين است كه دولت روحاني وارث از هم‌پاشيدگي‌ها و بحران‌ها شد و با وجود اينكه رئيس‌جمهور طي چهار سال گذشته و نيز در دولت دوازدهم همه تلاش خود را براي سامان بخشيدن به امور به كار برد اما تلاش‌ها كافي نبود و همچنان برخي از مشكلات بر جاي خود باقي است تا آنجا كه طي روزهاي اخير به اعتراض بخشي از جامعه انجاميد. بر اين اساس پس از اعتراضات اخير دولت به‌دنبال راهكاري مطلوب براي حل مشكلات است اما مساله اينجاست كه اين مشكلات همكاري سه قوا را مي‌طلبد و بدون آن ممكن نيست. در اين راستا و با توجه به پيام توئيتري اسحاق جهانگيري مبني بر «راه بهبود زندگي مردم با انجام اصلاحات تدريجي»، غلامرضا ظريفيان معاون وزير علوم دولت اصلاحات و فعال سياسي اصلاح‌طلب با «آرمان» به گفت‌وگو پرداخته است كه در ادامه مي‌خوانيد.

جهانگيري طي يك پيام توئيتري در واكنش به رويدادهاي اخير به اين مساله اشاره كرد كه «راه بهبود وضع مردم و كشور انجام اصلاحات تدريجي است»؛ آيا اين مساله مي‌تواند اعتماد را بازگرداند؟

اصلاحات در كشور يك امر زمانبر و تدريجي است كه نبايد نسبت به آن ترديدي داشت اما واقعيت اين است با توجه به تجربه‌هايي كه جامعه ما در گذشته كسب كرده است و شرايطي كه پشت سر گذاشتند انتظار مي‌رود كه امروز اين روند تدريجي رو به بهبود را نسبت به دو دوره گذشته ببينند. از سويي تغيير نسبي و اندك برخي از مسائل در دولت روحاني براي عده‌اي به‌دليل حجم بالاي فشارها و مشكلات معيشتي ملموس نيست. به‌طور كل بديهي است كه اقدامات دولت و ساير مسئولان در كشور براي حل مشكلات كافي نيست بنابراين بايد مسير بهبود وضعيت بيش از گذشته در كشور فراهم شود، زيرا اگر جامعه احساس كند امور در حال اصلاح است قطعا نسبت به آينده اميدوار خواهد شد. به هر روي اصلاح امور نياز به تدبير و زمان دارد. متاسفانه مشكل اساسي بخشي از مردم به‌ويژه اقشار نيازمند به اشتغال و رفاه اين است كه دورنماي مطلوبي نسبت به آينده ندارند.

شايد به اين دليل كه نظام مديريتي كشور يا به عبارتي هر سه قوا هنوز نتوانسته‌اند اين اطمينان را براي مردم ايجاد كنند كه اصلاحات تدريجي با يك وحدت رويه، برنامه‌ريزي مورد وفاق و استراتژي مشخص در حال انجام است. متاسفانه به‌رغم اينكه مديران كشور تلاش مي‌كنند به‌ويژه روحاني هنوز آن‌طور كه بايد برخي از مشكلات به‌ويژه در حوزه اقتصادي حل نشده است، زيرا در شرايطي روحاني دولت يازدهم را از احمدي‌نژاد تحويل گرفت كه رويدادهاي بسيار بغرنجي در دولت در همه عرصه‌ها به‌ويژه اقتصادي رخ داده بود. به علاوه در دولت احمدي‌نژاد همه قواعد كنار گذاشته شد و يك نوع رهاسازي غيرقابل قبولي در امور روي داد.

بخش عظيمي از بحران‌هاي امروز كه مربوط به مشكلات بانكي، پولي و مالي كشور است به آن دوران بر مي‌گردد. در دولت احمدي‌نژاد سيستم‌هاي نظارتي آسيب ديد و انواع و اقسام موسسات پولي و مالي بدون توجه به قواعد و چهارچوب‌ها به‌شدت رشد كرد و از سويي در آن دوره شاهد ايجاد و گسترش ناكارآمد و بسيار نامطلوب موسسه‌هاي آموزشي با سطح علمي پايين بوديم كه ضربه مهلكي به نظام آموزش عالي وارد كرد. نيروهاي فارغ‌التحصيل از موسسه‌هاي آموزشي درجه دوم و سوم بدون منطق وارد بازار كار شدند. اما دانش آموختگان از دانشگاه‌هاي درجه يك كشور امروز بيكارند. از سويي به‌طور كل ميزان بيكاري دانش‌آموختگان دو برابر ميزان بيكاري جامعه غيردانش آموخته است. بنابراين دولت روحاني وارث از هم پاشيدگي‌ها شد.

بهبود وضع مردم و انجام اصلاحات تدريجي به‌ويژه در حوزه اقتصاد چگونه امكانپذير است؟

دولت همه تلاش خود را طي چند سال گذشته به كار برد تا يك نظم اقتصادي ايجاد كند اما دولت براي موفقيت در اين عرصه احتياج به پيش‌نيازهايي دارد. دولت نياز به وحدت و استراتژي در درون خود ومديريت صحيح دارد تا بتواند يك سامانه اقتصادي ايجاد كند. دستگاه‌هاي اقتصادي بايد با تكيه بر چند استراتژي روشن عمل كنند. فساد در دستگاه‌هاي اداري و ساير عرصه‌ها يكي از چالش‌هاي جدي جامعه است اين مساله خود منجر به بي‌اعتمادي شده است كه بايد مسئولان فكري به حال اين وضعيت كنند. به هر روي اصلاحات در ايران نياز به وحدت همه قوا دارد و دولت به‌تنهايي نمي‌تواند كاري انجام دهد. افكار عمومي و نظام موظف‌اند هنجارشكنان را از معترضان برخوردار از خواسته و مطالبات به حق تفكيك كنند، زيرا فضاي خشونت‌آميز نبايد مانع از اين شود كه خواسته‌هاي بحق نيازمندان فراموش گردد.

نظام موظف است كه يك زندگي شرافتمندانه و مرفه را براي مردم ايران به‌ويژه نيازمندان فراهم كند. از سويي بايد رخدادهاي اخير را به فرصت تبديل كنيم. به هر روي در جامعه مشكلات رسوب كرده بسيار جدي‌اي وجود دارد كه اگر يك استراتژي روشن و نيز هماهنگي و وفاق ميان همه قوا وجود داشته باشد به‌طور قطع بحران‌ها قابل حل است. به هر روي مشكلات كشور همان‌طور كه اشاره شد، بدون همكاري و اتحاد سه قوا قابل حل نيست. از سويي مديران بايد درك كنند كه در عصر انفجار اطلاعاتي با جامعه‌اي جوان و رو به رشد روبه‌رو هستند به همين دليل بايد تجارب و عملكرد خود را مورد بازبيني قرار دهند.

سنگ‌اندازي‌هاي سياسي به‌ويژه برخوردها با دولت روحاني، مردم را نا اميدتر نمي‌كند؟

قطعا همين طور است. جريان‌هاي كج‌انديش كه به‌دنبال شكست روحاني بودند نتيجه‌اش را به وضوح در اعتراضات اخير ديدند. دود ناشي از شكست روحاني به چشم همه، به‌ويژه دوستداران كشور مي‌رود. برخي از جريان‌ها بايد دست از مچ‌گيري بردارند و به جاي مچ‌گيري با دولت همراه شوند و دلسوزانه به خواسته‌هاي مردم پاسخ بگويند. از سويي اگر قوه مجريه تمركزش تنها بر روي محركان اعتراضات اخير معطوف شود و چشمش را بر روي مطالبات ببندد، تنها صداي اعتراض‌ها بلند‌تر خواهد شد.

با توجه به اينكه نخبه‌هاي جامعه از روحاني در انتخابات اخير حمايت كردند اكنون اين قشر چگونه مي‌تواند در حل مشكلات و مطالبات مردم به دولت كمك كند؟

دولت بايد با برقراري ارتباط مطلوب با بخش‌هاي مختلف جامعه از جمله رسانه‌ها و نخبگان نظراتشان را نسبت به راهكارها براي حل مشكلات و بحران‌ها به‌ويژه رفع تحريم‌هاي باقي مانده، رفع موانع اقتصادي، اشتغال براي فارغ‌التحصيلان بيكار و... جويا شود. بايد دولت از طريق اقدامات اميدبخش و با تقويت ارتباط خود با روشنفكران و نخبگان و يافتن راه‌حل‌هاي مطلوب و مفيد اين درك را در افكار عمومي ايجاد كند كه حل مشكلات به سرعت ميسر نيست اما مسير حركت دولت به سمت رفع و كاهش مشكلات است. در نهايت دولت بايد به هشدار دلسوزان علمي، فرهنگي و اقتصادي جامعه توجه كند تا با حل مشكلات، جامعه احساس كند مسيرش اگرچه كند اما حركتي رو به جلوست.