شهردارآنلاين :: پايگاه جامع خبري مديريت شهري : جنبش دانشجويي فرصت است
سه شنبه، 14 آذر 1396 - 07:58 کد خبر:45147
جنبش دانشجويي در هر كشوري قلب تپنده و موتور محرك آن جامعه از نظر فكري و سياسي است. اين در حالي است كه جنبش دانشجويي در ايران در طول تاريخ۶۰‌ساله خود با فراز و نشيب‌هاي زيادي همراه بوده است. بدون شك جنبش دانشجويي ايران در دولت اصلاحات در پوياترين شكل خود قرار داشت و بسياري از دستاوردهاي امروز جنبش دانشجويي نيز مرهون تلاش‌هاي فعالان دانشجويي در دوران اصلاحات است. اين در حالي است كه جنبش دانشجويي ايران پس از دولت اصلاحات با چالش تماميت‌خواهي دولت‌هاي نهم و دهم مواجه شد و روز به‌روز لاغرتر و نحيف‌تر شد.

  به همين دليل و به مناسبت فرارسيدن روز دانشجو و براي تحليل و بررسي مفهوم نقد و نقدپذيري در دولت آقاي روحاني، با دكتر الهام امين‌زاده معاون حقوقي رئيس‌جمهور در دولت يازدهم و استاد گروه حقوق دانشگاه تهران گفت‌وگو كرديم.

دكتر امين‌زاده معتقد است: «جنبش دانشجويي ايران به گفتمان «برد-برد» نياز دارد و بايد با دولت و حاكميت وارد يك تعامل سازنده و مثبت شود. نگاه دولت و نظام سياسي به جنبش دانشجويي نبايد نگاهي حذفي و رانشي باشد بلكه بايد نگاهي ايجابي و كششي باشد. اين در حالي است كه اشتراكات بين تشكل‌ها و دغدغه‌هاي دانشجويي به مراتب بيشتر از افتراق‌هاست و در نتيجه اين اشتراكات مي‌تواند به جنبش دانشجويي در تحقق مطالبات خود كمك كند. بايد شرايطي در كشور به وجود بيايد كه جنبش دانشجويي با يك رويكرد گفتماني و تحليلي وارد بازي موازنه سياسي با قدرت شود و هم از قدرت تاثير بپذيرد و هم اينكه برقدرت اثرگذار باشد. به همين دليل جنبش دانشجويي بايد با قدرت ديالوگ داشته باشد و انتقاد كند و انتقاد بپذيرد. همه اين اتفاقات نيز بايد در چارچوب قانون اساسي و در جهت وحدت ملي و در يك فضاي مفاهمه سازنده و پويا شكل بگيرد.» در ادامه، متن گفت‌وگوي «آرمان» با دكتر الهام امين‌زاده را از نظر مي‌گذرانيد.

جنبش دانشجويي در دولت آقاي روحاني چه تحولاتي نسبت به گذشته داشته است؟ آيا حركت جنبش دانشجويي در دولت آقاي روحاني روبه‌جلو بوده، يا وضعيت به شكل ديگري رقم خورده است؟

جنبش دانشجويي همواره در تحولات اجتماعي، فرهنگي و سياسي جامعه ما نقش مهمي ايفا كرده است. ما در آستانه روز دانشجو قرار داريم و اين روز، بزرگداشت سه شهيد دانشجو است كه حدود60 سال پيش به دليل اعتراض به حضور نيكسون در ايران به شهادت رسيدند. اين اتفاق نشان مي‌دهد كه دانشجويان بايد نسبت به اتفاقات و تحولات جامعه حساسيت داشته باشند و مسير حركت جامعه را رصد كنند تا جامعه در راستاي پيشرفت و تعالي حركت كند. دانشجويان بايد همواره نسبت به واقعيت‌هاي جامعه و اتفاقاتي كه پيرامون كشور رخ مي‌دهد، حساسيت و دغدغه داشته باشند.

بروز و ظهور اين دغدغه‌ها نيز نيازمند فضاي باز و آزادي است. در شرايط كنوني دانشجويان بايد تشخيص بدهند در كجاي تاريخ و جهان ايستاده‌اند و در اين مقطع زماني چه نقش و مسئوليتي برعهده آنان قرار دارد. بدون شك شفافيت و مسئوليت‌پذيري دو ركن اساسي در جنبش‌هاي دانشجويي است. از سوي ديگر جنبش دانشجويي نياز به استقلال دارد تا بتواند به‌صورت مستقل و آزادانه ديدگاه‌هاي خود را مطرح كند. در شرايط كنوني در كشور ما احزاب به معناي واقعي وجود ندارند و در چنين شرايطي كه احزاب نمي‌توانند نقش واقعي خود را ايفا كنند، رسانه‌ها و جنبش دانشجويي به ابزاري براي بيان ديدگاه‌ها و تاثيرگذاري بر تحولات جامعه تبديل شده‌اند.

اين در حالي است كه رسانه‌ها و جنبش دانشجويي داراي كاركرد متفاوتي نسبت به احزاب هستند و در شرايطي كه ضرورت حضور آنها در صحنه وجود دارد، ابتكار عمل را به دست گرفته‌اند و در تحولات جامعه نقش مثبتي ايفا مي‌كنند. از سوي ديگر جنبش دانشجويي به عنوان قلب تپنده تفكر جامعه به توليد فكر و انديشه مي‌پردازد و انديشه‌ورزي را در جامعه گسترش مي‌دهد. با اين‌همه، نبايد آرمان‌هاي جنبش دانشجويي از واقعيت‌هاي جامعه فاصله بگيرد و آرمان‌ها به شكلي طراحي شود كه زمينه تحقق آنها وجود نداشته باشد. اين در حالي است كه جنبش دانشجويي نبايد درگير واقعيت‌نمايي و واقعيت‌سازي شود. از سوي ديگر جنبش دانشجويي نبايد دچار كشش و رانش شود به شكلي كه در يك مقطع زماني به سمت يك نوع تفكر كشيده شود و در مقطع ديگر از آن فاصله بگيرد و به سمت تفكر ديگري برود. در شرايط كنوني، كشور با چالش‌هاي متعدد سياسي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي مواجه است كه دانشجويان مي‌توانند در عبور جامعه از اين چالش‌ها نقش مهمي ايفا كنند. دانشجويان بايد قبل از اينكه به دغدغه‌هاي كشوري و ملي فكر كنند، به دغدغه‌ها و چالش‌هاي صنفي خود فكر كنند كه يك دانشجو با توجه به امكاناتي كه در اختيار دارد چگونه مي‌تواند هم در زمينه دغدغه‌هاي صنفي و دانشگاهي، هم در زمينه دغدغه‌هاي جامعه و كشور نقش سازنده و مثبت ايفا كند.

دولت آقاي روحاني به چه ميزان در رويكرد «نقد»، «انتقادكردن» و «انتقادپذيري» جنبش دانشجويي موفق عمل كرده است؟ چرا هنوز جامعه ما با ضعف‌هاي مهمي در اين زمينه مواجه است؟

به نظر من جنبش دانشجويي در ايران دچار سياست‌زدگي شده و بيش از آنكه حالت كششي داشته باشد، با حالت رانشي مواجه شده است. به صورت طبيعي نيز اين وضعيت سبب ايجاد دلسردي در جنبش دانشجويي شده است. به همين دليل اگر جنبش دانشجويي تلاش كند از حالت سياست‌زدگي خارج شود، مي‌تواند با بالندگي و طراوات بيشتري رسالت واقعي خود را انجام بدهد. البته از اين نكته نيز نبايد غافل شويم كه جنبش دانشجويي ايران تا رسيدن به نقطه ايده‌آل هنوز فاصله زيادي دارد. يك دانشجو به‌صورت طبيعي كنجكاو است و ميل به نقد و انتقادكردن و آسيب‌شناسي جامعه در زمينه‌هاي مختلف دارد. به همين دليل نيز ما بايد فاصله دانشجويان را با قدرت و ساختار‌هاي حاكميتي، جامعه، خانواده و با گروه‌هاي تاثيرگذار جامعه تعريف كنيم تا بتوانيم جنبش دانشجويي را به‌صورت واقعي مورد ارزيابي قرار بدهيم. نقدكردن و نقدپذيري يكي از ويژگي‌هاي ذاتي جنبش دانشجويي است. در نتيجه هرچه جنبش دانشجويي كشور پوياتر و شاداب‌تر باشد، قدرت نقدپذيري اين جنبش نيز افزايش پيدا مي‌كند و از اين طريق به كليت جامعه منتقل مي‌شود.

دولت آقاي روحاني به چه ميزان نقدپذير بوده است؟

دولت آقاي روحاني در اين زمينه گام‌هاي قابل‌قبولي برداشته است. بنده به خاطر دارم كه در جلساتي كه با حضور آقاي رئيس‌جمهور و يا مقامات ارشد دولت برگزار مي‌شد، دانشجويان از طيف‌هاي سياسي مختلف با آزادي كامل ديدگاه‌هاي خود را خطاب به مسئولان دولتي ابراز مي‌كردند. اين وضعيت به‌خصوص در جلساتي كه آقاي روحاني حضور داشتند، وجود داشت و دانشجويان به‌راحتي با ايشان ارتباط برقرار مي‌كردند. با اين‌همه، در اين زمينه نيز ما در نقطه مطلوب قرار نداريم و بايد اقدامات بيشتري صورت بگيرد. دولت آقاي روحاني بايد تلاش كند تعامل بيشتر و عميق‌تري با جنبش دانشجويي و دانشگاهيان برقرار كند و دست دانشجويان را براي نقد عملكرد دولت باز بگذارد تا دانشجويان بدون هيچ ‌مشكلي با دولت سخن بگويند و ديدگاه‌هاي خود را مطرح كنند.

در شرايط كنوني يكي از دغدغه‌هاي اصلي فعالان دانشجويي و به‌صورت كلي جنبش دانشجويي، موانع موجود براي نقدكردن است. اين در حالي است كه گروه‌هاي تندرو نيز عرصه را بر نخبگان دانشجويي تنگ كرده‌اند و در ساليان اخير بسياري از سخنراني‌ها در دانشگاه‌ها به تشنج كشيده شده است. به نظر شما مهم‌ترين موانع نقدكردن جنبش دانشجويي چيست و جنبش دانشجويي چگونه مي‌تواند از اين موانع به سلامت عبور كند؟

جنبش دانشجويي و به‌صورت كلي فضاي سياسي ايران بايد به سمت رويكرد گفتماني حركت كند و تلاش كند در يك چارچوب تعريف‌شده، به عقايد و تفكرات ديگران احترام بگذارد. اين مساله درباره هر دو جريان سياسي كشور وجود دارد و بنده قصد ندارم يك جريان را متهم كنم. به نظر من جنبش دانشجويي ايران به گفتمان «برد- برد» نياز دارد و بايد با دولت و حاكميت وارد يك تعامل سازنده و مثبت شود. نگاه دولت و نظام سياسي به جنبش دانشجويي نبايد نگاهي حذفي و رانشي باشد، بلكه بايد ايجابي و كششي باشد. اين در حالي است كه اشتراكات بين تشكل‌ها و دغدغه‌هاي دانشجويي به مراتب بيشتر از افتراق‌هاست و در نتيجه اين اشتراكات مي‌تواند به جنبش دانشجويي در تحقق مطالبات خود كمك كند. بايد شرايطي در كشور به وجود بيايد كه جنبش دانشجويي با يك رويكرد گفتماني و تحليلي وارد بازي موازنه سياسي شود و از قدرت تاثير بپذيرد و هم اينكه بر قدرت اثرگذار باشد. به همين دليل جنبش دانشجويي بايد با قدرت ديالوگ داشته باشد و انتقاد كند و انتقاد بپذيرد. همه اين اتفاقات نيز بايد در چارچوب قانون اساسي و در جهت وحدت ملي و در يك فضاي مفاهمه سازنده و پويا شكل بگيرد.

رسالت نقادي جنبش دانشجويي در ايران چه تفاوت‌ها و شباهت‌هايي با جنبش‌هاي دانشجويي در كشورهاي توسعه‌يافته دارد؟

مهم‌ترين تفاوت جنبش دانشجويي در ايران و كشورهاي توسعه‌يافته وجود احزاب سازمان‌يافته در اين كشورهاست كه تا حدودي بار نقادي و نقدكردن را بر دوش دارند. اين احزاب سازمان‌يافته علاوه بر اينكه خود به نقد قدرت و جامعه مي‌پردازند، به شهروندان نيز اين مساله را آموزش مي‌دهند و به همين دليل نقد و نقدپذيري به شكل‌هاي مختلف در اينگونه جوامع نهادينه شده است. اين در حالي است كه در كشور ما به دليل فقدان احزاب سازمان‌يافته، بسياري از وظايف احزاب به جنبش دانشجويي منتقل شده است و جنبش دانشجويي كه بايد دغدغه‌هاي ديگري داشته باشد، وارد مسائلي شده كه مرتبط به احزاب و گروه‌هاي سياسي است.

ما بايد تشكل‌هاي دانشجويي را از حقوق صنفي خود آگاه كنيم و زمينه را براي اين تشكل‌ها مهيا كنيم كه در راستاي نقد جامعه حركت كنند. هنگامي كه آگاهي ناقص به جنبش دانشجويي داده مي‌شود، به‌صورت طبيعي نقد جنبش دانشجويي نيز ناقص مي‌شود. عدم آگاهي صحيح حتي مي‌تواند نقد منجر به خشونت توليد كند و يا اينكه نحوه نقدكردن را تغيير بدهد. ممكن است برخي افراد به‌جاي اطلاعات دقيق درباره نوع مديريت كشور، سياه‌نمايي كرده باشند و به همين دليل نيز دانشجو در اين فضاي سياه‌نمايي به‌صورت طبيعي به سمت راديكاليسم سوق پيدا مي‌كند. به همين دليل رسانه و در شرايط كنوني فضاي مجازي اين وظيفه را بر عهده دارند كه در جهت آگاه‌ بخشي صحيح و منطقي به جنبش دانشجويي كمك كنند تا جنبش دانشجويي با آگاهي صحيح درباره مسائل مختلف قضاوت و عمل كند. اگر اين اتفاق به‌درستي رخ بدهد، ما مي‌توانيم انتظار داشته باشيم كه نقد دانشجويان از شرايط اجتماعي جامعه دقيق و علمي باشد و در چنين وضعيتي اين نقد مي‌تواند به حل مشكلات كشور كمك كند.

مسائل امنيتي به چه ميزان در جنبش دانشجويي ايران تاثير گذاشته است؟

راه‌حل اين مساله ايجاد گفتمان صحيح بين طيف‌هاي مختلف فكري و مفاهمه سازنده است. اگر اين وضعيت وجود نداشته باشد، برخي از گروه‌ها تلاش خواهند كرد به شكل‌هاي ديگري در مقابل جنبش دانشجويي رفتار كنند كه درنهايت سبب افتراق در فضاي فكري و سياسي جامعه خواهد شد. نهادهاي امنيتي بايد نقش حمايت‌كننده و كمك‌كننده جنبش دانشجويي را داشته باشند و بدون دخالت در رسالت جنبش دانشجويي وظيفه حفاظت از قوانين، ارزش‌ها و آرمان‌هاي جامعه را برعهده داشته باشند. به همين دليل نبايد براي جنبش دانشجويي واقعيت‌سازي و واقعيت‌نمايي كرد و نيازهاي كاذب و نقطه ضعف را به خورد جنبش دانشجويي و جامعه بدهيم. بدون شك اگر با نيت قبلي براي جنبش دانشجويي واقعيت‌سازي و واقعيت‌نمايي كنيم، بايد منتظر رفتار غيرقابل‌پيش‌بيني از سوي جنبش دانشجويي باشيم. اگر چالش‌ها و مشكلات كشور به‌صورت واقعي در اختيار جنبش دانشجويي قرار بگيرد و از جنبش دانشجويي خواسته شود كه به نقد و تحليل اين مشكلات بپردازد، امنيت جامعه بهتر حاصل مي‌شود و جنبش دانشجويي با اقدام پويا و سازنده حتي به نهادهاي امنيتي در جهت حفظ امنيت جامعه كمك مي‌كند.

آيا فضاي مجازي قدرت نقد جنبش دانشجويي را افزايش داده يا برعكس كاهش داده است؟

فضاي مجازي در اين زمينه مانند شمشير دولبه كار مي‌كند. اين سخن به معناي اين است كه فضاي مجازي هم مي‌تواند نقش مثبتي بر جنبش دانشجويي داشته باشد و هم اينكه نقش منفي داشته باشد. با اين‌همه، نوع نگرش و ديدگاه جنبش دانشجويي به فضاي مجازي داراي اهميت است. اگر جنبش دانشجويي به فضاي مجازي به عنوان يك فرصت نگاه كند و تلاش كند از مواهب فضاي مجازي در راستاي نقد جامعه كمك بگيرد، بدون شك فضاي مجازي نقش مثبتي بر جنبش دانشجويي گذاشته است. اين در حالي است كه اگر نگاه جنبش دانشجويي و فعالان دانشجويي به فضاي مجازي يك نگاه ابزاري و خنثي و صرفا در جهت سرگرمي باشد، فضاي مجازي نقش منفي در جنبش دانشجويي ايفا خواهد كرد. فضاي مجازي داراي فضايي نامحدود و بيكران است و نامحدودبودن اين فضا هم مي‌تواند سازنده و هم مخرب باشد. به نظر مي‌رسد كه هنوز در فضاي دانشگاه‌هاي كشور تمرين استفاده از فضاي مجازي داده نمي‌شود و نگاه بسياري از دانشجويان به فضاي مجازي هنوز تعريف‌شده نيست. به همين دليل نيز فضاي مجازي بيش از آنكه بتواند به تعميق فرهنگ نقد و نقدپذيري كمك كند، به يك ابزار براي گذراندن اوقات فراغت دانشجويان تبديل شده است.

چه چشم‌اندازي در چهار سال دولت آقاي روحاني درباره جنبش دانشجويي مشاهده مي‌كنيد؟ جنبش دانشجويي در چهار سال آينده با چه چالش‌ها و فرصت‌هايي مواجه خواهد بود؟

يكي از دغدغه‌هاي جنبش دانشجويي در آينده، فضاي مجازي خواهد بود. از سوي ديگر گفتمان‌هاي سياسي نامتقارني كه در كشور وجود دارند، به شكل‌هاي مختلف تلاش مي‌كنند كه بر فضاي جنبش دانشجويي تاثير بگذارند. به همين دليل نيز مسئولان دولت بايد تعامل خود را با دانشجويان و به‌صورت كلي دانشگاهيان بيشتر كنند تا يك ديالوگ مثبت بين دولت و جنبش دانشجويي شكل بگيرد. نكته ديگر اينكه بايد اطلاعات دقيقي از تحولات كشور و جهان در اختيار جنبش دانشجويي قرار بگيرد تا اين جنبش بتواند به‌صورت دقيق و علمي، قضاوت و تصميم‌گيري كند. نگاه دولت به جنبش دانشجويي بايد به مثابه يك فرصت باشد و دولت بايد تلاش كند از پتانسيل جواني و پويايي جنبش دانشجويي در جهت تقويت روحيه مشاركت‌طلبي و همچنين حل مشكلات كشور استفاده كند. مسئولان بايد با جنبش دانشجويي مشورت كنند و تلاش كنند اين نيروهاي عظيم و تاثيرگذار اجتماعي را در مسير كمك به دولت در حل مشكلات و چالش‌هاي پيش‌روي كشور قرار بدهند.