شهردارآنلاين :: پايگاه جامع خبري مديريت شهري : خواننده‌ها از مخاطبان بيشترند
دوشنبه، 6 آذر 1396 - 08:00 کد خبر:44827

خستين برنامه ساعت 25 پس از محرم‌وصفر شامگاه پنجشنبه با حضور خشايار اعتمادي به‌روي آنتن شبكه 5 سيما رفت. در ابتداي برنامه، موسيقي تصويري با صداي محسن چاووشي در حال و هواي حرم امام‌رضا‌(ع) پخش شد و پس از آن قطعه «ابر مي‌بارد» همايون شجريان همراه با پخش كليپي به ياد زلزله‌زدگان كرمانشاه به نمايش درآمد.همچون روال هميشه اين برنامه اخبار و اتفاقات موسيقي در يك هفته‌اي كه گذشت، مرور شد و پس از آن پخش گزارشي از گردهمايي هنرمندان موسيقي در فرهنگسراي نياوران برگزار شد و گفت‌و‌گو با هنرمنداني كه در اين مراسم حضور داشتند. پس از آن در بخش زيروبم برنامه مصاحبه با كاوه آفاق خواننده موسيقي پاپ پخش شد كه درخصوص اين نوع موسيقي و مسيري كه اين خواننده پيموده است، سخن رانده شد. در ادامه خشايار اعتمادي به‌عنوان مهمان بخش گفت‌و‌گوي زنده برنامه در كنار اميرحسين مدرس قرار گرفت و اين بخش برنامه آغاز شد.خشايار اعتمادي در آغاز سخنان خود با بيان اينكه اين روزها بيشتر موسيقي گوش مي‌دهد تا اينكه بخواهد كار خاصي انجام دهد، گفت: فضاي امروز موسيقي به گونه‌اي شده است كه بايد بيشتر موسيقي گوش بكنم كه متاسفانه چيزهاي خوبي هم به گوش نمي‌رسد و شايد بهتر باشد بگويم كم است تعداد كارهاي خوبي كه به گوش مي‌سد. زماني كه ما حركت كرديم دنبال جريان موسيقي بوديم و اينكه موسيقي جاري باشد و امروز فقط از يك منوال راضي هستم كه موسيقي جاري هست ولي از اينكه دارد به چه سمت و سويي مي‌رود ذهنم درگير است.

جاي خالي اخبارموسيقي در رسانه‌ملي

وي افزود: من سومين بار است كه در اين برنامه حضور دارم و دلم مي‌خواهد تشكر كنم بابت پرداختن به بحث اخبار موسيقي چراكه هميشه متاثر مي‌شدم كه در شبكه‌هاي بيگانه خبرهايي از هنرمندان موسيقي مي‌آيد ولي ما خبري از موسيقي در داخل كشورمان نداريم و من اين اتفاق را به فال نيك مي‌گيرم، ما اهالي موسيقي كجا بايد شنيده شويم و كجا بايد فعاليت‌هايمان عنوان شود، اين يك فرصت خوب است كه يك رسانه‌اي چون رسانه‌ملي كه آغازگر موسيقي پاپ بود به اين بحث نگاه جدي داشته باشد.

مساله ديگر اينكه برنامه ساعت 25 يك برنامه فكري براي موسيقي است و اين براي من به‌عنوان عضوي از جامعه موسيقي جاي خوشحالي دارد.وي در پاسخ به سوال اميرحسين مدرس درباره چگونگي ورود موسيقي پاپ در دهه 70 و روالي كه طي شد، اظهار كرد: من ابتدا بايد بگويم كه قبل از اينكه ما ورود كنيم عزيزان و پيشكسوتاني چون بيژن خاوري، بيژن بيژني و همايون فال بودند كه تلفيق پاپ كلاسيك را كار مي‌كردند و بايد اداي ديني نسبت به آنها داشته باشيم.

من در سال 73 وارد صداوسيما شدم و مشكلات و مسائلي وجود داشت و اصلا نمي‌دانستم چه واكنشي نسبت به اين سبك موسيقي وجود خواهد داشت و با اين حال مسئولان وقت مركز موسيقي صداوسيما با يك رويكرد و چهار المان حمايت، هدايت، كارشناسي و بعد مميزي‌هاي خاص خودشان كارها را پيش بردند. با آن حمايت بستري را به‌وجود آوردند كه هنرمندان بتوانند كار كنند و هدايت تنها در قالب فني نبود، روي شخصيت هنرمند، آناليز شعر و موسيقي و ساختار همه چيز توجه داشتد و در مورد همه چيز صحبت مي‌شد.اين خواننده تصريح كرد: من جا دارد از علي معلم دامغاني صحبت كنم كه البته در سال 73 ايشان حضور نداشتند و سال 75 بود كه اين رونق در سازمان شكل گرفت. بعد از سال 73 كه من يك كار در سازمان خواندم و بعد آلبوم دلشوره را ضبط كردم و دو تا سه سال طول كشيد تا به سازمان برگردم و از سال 76 من دوباره شروع كردم و كار آخرين منجي را نيمه شعبان اجرا كردم و بعد كاري در مدح حضرت مولا(ع) خواندم و بعد كار ديگري با شعر خود آقاي معلم به نام شهر فرنگ و داغ لاله را از حزين لاهيجي كه در اين راستا همكاران خوب ديگرم نيز وارد شدند و همه خوب بودند و اين جريان محكم راه افتاد.

وي ادامه داد: يك گله‌اي از سازمان دارم كه بر چه مبنايي اين ولوم حمايت صدا و سيما از موسيقي پاپ كم شد وقتي اين ولوم كم شد اين اتفاق مقارن شد با هجمه شبكه‌هاي بيگانه كه از آن سمت شروع كردند موسيقي‌هاي بدون ساختار و محتوا را اشاعه دادن و نسل سوم موسيقي و جوان‌ترهاي جامعه ذوق و فكرشان به آن سمت رفت و الگوبرداري‌هايشان از آن سو شكل گرفت. اين صدمه‌اي بود كه در آغاز دهه 80 موسيقي پاپ خورد. كاش اين برنامه در آن زمان بود تا اين موارد بررسي مي‌شد و جلو اتفاقات گرفته مي‌شد. چراكه اين برنامه‌ها سازنده است. موسيقي يك هنر است و ما در هنر به جامعه فرهنگ ارائه مي‌دهيم وقتي قرار باشد هنرمان پايين‌تر از فرهنگ جامعه باشد آن وقت چه حرفي براي گفتن باقي مي‌ماند.

خشايار اعتمادي درباره نخستين آلبوم پاپ بعد انقلاب، آلبوم «دلشوره» كه خود خوانندگي آن را برعهده داشت، گفت: در اين آلبوم آدم‌هاي خاصي حضور داشتند؛ مرحوم بابك بيات و شعر زيبايي از اكبر آزاد و اثر زيباي دكتر شفيعي كدكني و اركستر بزرگ فواد حجازي كه يك تركيب قوي و بزرگ بود. آن دوران واقعا آلبوم‌ها هركدام يك پروژه بزرگ بود، ما چندين نوازنده آكوستيك داشتيم، يك سال و نيم طول مي‌كشيد كار ضبط شود، حساسيت‌ها بالا بود و ما مجوز صدا، شعر و تمام جزئيات را مدنظر داشتيم. بعد از گرفتن مجوز شعر و موسيقي، تلفيق اين دو باز نياز به گرفتن مجوز داشت، پس از آن پارتيتور نوشته مي‌شد و باز بايد مجوز مي‌گرفت كه همين يك پروسه طولاني‌مدت بود. پس از پايان كار بايد مجوز خروج براي كار گرفته مي‌شد و باور كنيد روزهاي سختي مي‌گذشت تا اثري منتشر مي‌شد.

وي بيان كرد: من امروز به‌رغم حمايتي كه هميشه از موسيقي پاپ داشتم كمي گلايه‌مندم از جوان‌ترهايي كه دارند كار مي‌كنند و به‌خودم اين حق را مي‌دهم چون بايد تعقل و تفكر بيشتري در مورد موسيقي شكل بگيرد. امروز اين اتفاق خوبي نيست كه تعداد خواننده‌هاي‌مان از تعداد مخاطبانمان بيشتر است. اين خيلي بد است كه فكر كنيم در ماه 20‌هزار قطعه بيرون مي‌آيد و چه تعداد آنها شنيده مي‌شود. ورود به موسيقي و فعاليت در آن از روي علاقه با داشتن پتانسيل كار متفاوت است، بايد آن پتانسيل و توانايي وجود داشته باشد اين است كه نمي‌شود همه چيز را گردن مسئولان انداخت.

صداي خواننده بايد معرف او باشد

خواننده آلبوم «ليلا» در ادامه بحث با اشاره به اينكه خواننده بايد بيش از هرچيز داراي يك شخصيت خاص باشد، گفت: خواننده بايد جامعه و مخاطب را بشناسد و فرهنگش را بشناسد و بداند براي چه كسي مي‌خواند و در چه مقطعي حضور پيدا مي‌كند. در آن مقطع و آن سال‌ها سختگيري‌ها براي خواننده‌ها خيلي زياد بود، رنگ صدا، كوك خواندن، نفسگيري‌ها، اوج صدا و... همه مدنظر قرار مي‌گرفت و مورد توجه بود. من قبل از خواننده‌شدن نوازنده بودم و اين كمك زيادي به‌من مي‌كرد ولي باز بسيار سخت بود و با تمرين اين سختي‌ها كمتر مي‌شد و با ورود هر كار خوب به بازار موسيقي ما انرژي بيشتر مي‌گرفتيم و امروز شرايط خيلي فرق كرده است. چرا امروز اول هر قطعه خواننده بايد اسمش را عنوان كند، رنگ صدا و سبك خواندن خواننده بايد امضاي صداي خواننده باشد نه معرفي و اسم بردن در ابتداي قطعه... اينها خيلي متفاوت شده است و تغيير كرده است.

وي در پاسخ به سوال اميرحسين مدرس درباره اينكه چرا حضور پيشگامان موسيقي پاپ از يك دوراني به بعد كمرنگ شد، عنوان كرد: احساس من اين است كه از يك جايي يك موجي وارد شد و سيطره غيرحرفه‌اي‌ها شكل گرفت و بستر آن نيز فراهم شد. اينكه به چه دليل شكل گرفت من مي‌گويم هدايت شده بود و البته اين حس شهرت‌طلبي حق جوانان است كه در كار خوانندگي به لطف دستگاه‌ها اين اتفاق راحت‌تر مي‌تواند رخ دهد.

اعتمادي تصريح كرد: من فكر مي‌كنم از يك دوراني به بعد متقاضي موسيقي خوب به حاشيه رفت و پوپوليسم به موسيقي وارد شد. متاسفانه لاتي‌خواني وارد موسيقي شد و كلام مورد آسيب قرار گرفت. وقتي موسيقي مخاطب حرفه‌اي نداشته باشد و مخاطبي نباشد كه از من خواننده اثر خوب بخواهد كم‌كم روند عرضه نيز ضعيف مي‌شود. وقتي مخاطب حرفه‌اي به حاشيه مي‌رود انگيزه براي خواننده حرفه‌اي نيز كم مي‌شود.

وي درباره انحصاري شدن موسيقي پاپ و تعريف اين اتفاق، توضيح داد: اقتصاد موسيقي پاپ در انحصار يك عده مشخص قرار گرفته و واقعي هم هست. اين اتفاق برنامه‌ريزي شده بود كه اين موسيقي در انحصار يك عده قرار بگيرد. آن زمان لاله‌زاري بود و عده‌اي كه آنجا كار مي‌كردند امروز ديگر خبري از لاله‌زار نيست و در لاله‌زار غير از كابل‌فروشي نمي‌بينيد. با وضعيت پخش آلبوم‌ها از يك جايي به بعد سيستم درآمدزايي آلبوم از بين رفت و درآمدها رفت روي سيستم كنسرت كه مي‌بينيد همه امروز به‌صورت تك كار مي‌كنند، يك پولي مي‌دهند، يك قطعه‌اي را ضبط مي‌كنند و بعد در جايي منتشر مي‌كنند كه همين‌جاي انتشار هم مشكل‌ساز مي‌شود. بايد يك جايي درست شود تا آنجا ارائه شود. بعد آيا شنيده شود كه 99‌درصد شنيده نمي‌شود. يكي از كارهاي تهيه‌كننده كشف استعداد و تربيت نيرو است كه اين اتفاق نمي‌افتد. متاسفانه هميشه تهيه‌كنندگان عقب‌تر از مردم هستند، تا مي‌بينند يك خواننده‌اي يك ترك آن گل مي‌كند به سراغ آن خواننده مي‌روند. من خيلي كم ديدم تهيه‌كننده‌اي يك خواننده را بسازد، تربيت كند به رشد برساند و بعد از همه لحاظ حمايت كند. امروز 6-7 كمپاني هستند كه سالن‌ها را در انحصار مي‌گيرند، روزهاي خوب را در اختيار مي‌گيرند و تعداد خواننده كم هم با آنها كار مي‌كنند. الان نزديك 10 سال است كه فقط صداي يك تعداد خواننده را مي‌شنويم، چرا؟!

پخش‌كننده‌ها دغدغه فرهنگ نداشتند

خواننده آلبوم دلشوره ادامه داد: سال 72- 73 تماس گرفتم به يك تهيه‌كننده و گفتم من يك جواني هستم 23‌ساله كه مي‌خواهم بخوانم، گفت من فقط با خواننده‌هاي معروف كار مي‌كنم. بعد از آلبوم دلشوره با من تماس گرفت و من اونجا بود كه گفتم صبر كنيد من هنوز مانده معروف شوم. تهيه‌كنندگان موسيقي بايد فضا بدهند و اين‌گونه فضا را در انحصار خود نگيرند و انحصار بشكند، استنباط من اين است كه به‌صورت هرمي يك عده‌اي دور هم جمع هستند و دارند از يكسري امكانات و ارتباطات استفاده مي‌كنند اين يك رانت است كه بايد شكسته شود و از بين برود.

وي درباره تهيه‌كنندگان و شركت‌هاي پخش موسيقي، بيان كرد: يك زماني ما شركت‌هاي توليد موسيقي داشتيم و شركت پخش، در سال 78 جنجالي شد ميان اين دو كه توليد‌كنندگان احساس كردند تمام سود به پخش‌كننده‌ها مي‌رسد استنباط من اين بود كه يك جرياني شكل گرفت كه من هم در بازي قرار گرفتم و آلبوم «خاتون من» داشت منتشر مي‌شد. يك دلخوري‌هايي ايجاد شد. كلمه فرهنگ و هنر كنار هم مي‌آيد ولي متاسفانه بايد بگويم خيلي از آدم‌هاي هنري ما متاسفانه فرهنگ ندارند. توليد‌كنندگان اين فرهنگ را داشتند ولي در پخش فقط بيزينس مهم بود و مشكل ايجاد مي‌شد. متاسفانه شركت‌هاي توليد‌كننده شكست خوردند و توليد‌كنندگان شدند همان پخش‌كننده‌ها كه كيفيت را پايين آورد و اشعار بي‌محتوا و آثار ضعيف توليد و منتشر شدند. خيلي تاثير دارد كه تهيه‌كننده كلام و موسيقي و شعر را بشناسد.

امروز خيلي از اجراها كنسرت نيست

خشايار اعتمادي درباره جشنواره موسيقي پاپ كه در سال 79 برگزار شد و داوري بخش پاپ جشنواره موسيقي فجر، بيان كرد: يك سالي جشنواره موسيقي پاپ به دبيري مسعود كيميايي برگزار شد كه من شركت نكردم چراكه دليل حضور آقاي كيميايي را در اين جشنواره با وجود بزرگان عرصه موسيقي متوجه نمي‌شدم و احساس مي‌كردم لزومي نداشت كه بزرگي از عالم سينما در آن جشنواره حضور داشته باشد. در سال 86 اولين حضور موسيقي پاپ در جشنواره فجر بود كه به توصيه دكتر كامبيز روشن‌روان و مرحوم فريد سلمانيان نازنين اين اتفاق افتاد. اولين اجرا در جشنواره فجر را من داشتم و سال بعد هم اين اتفاق افتاد كه البته در بخش جانبي بوديم. اين جشنواره‌ها مسير رساندن هنرمند آماتور به حرفه‌اي است و كمك بسياري مي‌كند اميدوارم اين جشنواره‌ها جدي‌تر گرفته شود و موسيقي پاپ به بخش رقابتي وارد شود.

وي در پايان سخنان خود خاطرنشان كرد: ما گله كرديم تا تلنگري زده باشيم. نسل بعد ما كه كار كردند خيلي خوب بودند و ستاره‌هايي بودند و بچه‌هايي كه الان كار مي‌كنند صداي خوب ميانشان مي‌شنوم و كارهاي خوب هم وجود دارد ولي تعداد كارهاي ضعيف از خوب خيلي بيشتر است. يك روزي ما مي‌جنگيديم كه چرا موسيقي جوان و نوجوان نداريم ولي الان تمام كارها براي آن سن و سال مناسب شده است و كار سنگين ديگر نمي‌شنويم. يك كنسرت نمي‌توانيم برويم كه جيغ و فرياد نباشد. امروز خيلي از اجراها كنسرت نيست، تخليه گاهي شده است براي هيجان جوانان و نواجوانان كه بايد ساماندهي شود. موسيقي پاپ بايد قوي بماند و بايد كارهاي قابل دفاعي شنيده شود.